خبرگزاری فارس – خراسان جنوبی؛ سال هاست که ابرهای باران زا کمتر به مهمانی آسمان خراسان جنوبی میآیند و همین کمتر رفت و آمد کردن این ابرها سبب شده تا وجب به وجب این استان، تشنه سخاوت آسمان باشد.
کم شدن دو دههای سخاوت آسمان در خراسانجنوبی سبب شد تا دسترنج چند صدساله مردمان این سرزمین و آبا و اجدادشان در اثر آتشی که خشکسالی به دامن این استان زد به تلی از خاکستر مبدل شود.
در این سالها کارشناسان و اهل فن راههای بسیاری را برای عبور از بحران خشکسالی پیشنهاد دادهاند تا این نقطه ایران زمین به واسطه تغییر اقلیم رخ داده پایدار بماند و مردمان بتوانند این وضعیت را تاب بیاورند.
کنتور گذاری هوشمند چاههای کشاورزی، اجرای طرح های چون نهضت آبخوان داری و آبخیزداری، گلخانهای، اجرای روشهای نوین آبیاری، بارور سازی ابرها، انتقال آب از خلیج فارس و… از جمله طرحها و پروژهها برای مقابله با بحران خشکسالی و جلوگیری از بریز و به پاشهای مصرف آب در خراسانجنوبی تشنه است.
اما گذشتگان این سرزمین کهن نیز آیین هایی داشته اند که هرگاه آسمان سفره دلش را برای مردمان این خطه از ایران زمین باز نمی کرده آن ها نوای «اتلو » و «چولی قزک» آن هم با آیین خاص سر می داده اند تا شاید ابرهای باران زا مهمان این سرزمین تشنه و مردمان آن شوند.
این ها مراسم باران خواهی خراسان جنوبی است و به جز آن سنتهای دیگری از جمله نماز باران به ویژه در مناطق خشکسالی رایج بوده و هست که این روزها در هر نقطهای از این سرزمین شاهد برپایی نماز باران، پخت نذری و… برای طلب باران هستیم تا شاید دل آسمان به رحم آید و بر سر مردم خراسان جنوبی رحمت ببارد و این استان خموده با طراوت و شاداب و لبهای ترک ترک شده از تشنگی خراسان جنوبی کمی تر شود.
« اتَلویِ ما تشنه شده، آبِ غدیرش مَیِه، قاشقِ شیرش مَیِه، نونِ پنیرش مَیِه، اَتلّو مَتلّو تَالِ مَتالِ اتَلّو »…
پسرکان جوان و نوجوان این شعرها را میخوانند و در کوچه های ده دور می زنند، گاهی جلوی در خانهای میایستند، یکی دو نفر این شعرها را می خوانند و بقیه بعد از چند بند جواب می دهند: « اَتلّو مَتلّو تَالِ مَتالِ اتَلّو» و عروسک چوبی را هم جلوی خودشان می برند، «اَتلّو» نای رفتن ندارد و خشکی و بی آبی رمقی برایش نگذاشته است. اَتلّو عروسکی چوبی و در واقع مترسکی است که به جای ترساندن پرندهها از خوردن محصول مزرعه و کشت و کار روستاییان، حالا از خشکسالی ترسیده است. قصه اتلو برخاسته از فرهنگ مردم خراسان جنوبی و از باورها و آیینهایی است که ریشه در خشکسالی این سرزمین دارد و مردم زمانی که خود را در برابر قهر طبیعت بی سلاح می دیدند دست به دامن این باورها و سنتها می شدند.
برای این که نهایت عجز، استغاثه و وضعیت تاسف بار خود را نشان دهند با هم عروسکی با عنوان «اَتَلو» را از چوب درست و لباسهای کهنه بر تن او می کردند و با دور زدن در کوچهها، خواندن شعر و جمع آوری کمک های مردم غذا یا غلور میپختند و بارش باران را از خدا میخواستند.
اتلو، نماد انسان تشنه
سید «احمد برآبادی» معاون پژوهشی و مطالعات اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسانجنوبی، قصه اتلو متلو را این طور بازگو کرد که این عروسک نمادی از انسان است که از خدا می خواهد باران ببارد تا سیراب شود. باوری که بیشتر در روستاها رایج است و در خیلی از نقاط کشور، مراسمی مشابه یا عروسکی برای باران خواهی دارند اما آن چه در خراسان جنوبی اجرا می شود، مختص استان و ثبت ملی است.
وی افزود: در مراسم اتلو متلو یا همان طلب باران، تعدادی از جوانان و نوجوانان که حوصله بیشتری دارند عروسکی با چوب درست میکنند و در روستا میچرخانند، جلوی بعضی خانهها میایستند و پس از خواندن اشعاری در مدح و ثنای خداوند و ائمه اطهار(ع)، به فراخور موقعیت آن خانواده، شعری میخوانند و از او درخواست کمک و در نهایت دعا می کنند که باران ببارد.
به گفته وی، با پول یا موادی که جمع می شود غذایی پخته و بین افراد توزیع میشود.
«چولی قزک»
وی آیین طلب باران را در همه مناطق رایج دانست با این تفاوت که آیین هر ناحیه متفاوت است اما باورهایی برای باران خواهی وجود دارد. اتلو متلو عروسک طلب باران در برخی مناطق مانند بیرجند، خوسف و حتی سربیشه است و در نقاطی از جمله فردوس، طبس و سرایان عروسک دیگری به نام «چولی قزک» ساخته می شود.
معاون پژوهشی و مطالعات اداره کل میزاث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان جنوبی، ادامه داد: چولی قزک، مترسک و آدمک چوبی است که کودکان و نوجوانان در روستاها با حرکت دادن آن به در منزل افراد مراجعه میکنند و اشعار زیر را می خوانند: «چولی قزک بارون کن، بارون بی پایون کن، گندم به زیر خاکه، از تشنگی هلاکه، گل های سرخ لاله، از تشنگی مناله، چولی قزک، بیا بیا، با ابرای سیا بیا، بارون بیا جر جر، تو ناودونا شر شر)).
غلورپزان
برآبادی پخت غلور نذری برای طلب باران در فرهنگ سنتی منطقه را هم مطرح کرد و گفت: افرادی در خانهها میروند و کمک های نقدی، گوشت و حبوبات را جمع آوری میکنند غلور می پزند و دعا میکنند که باران ببارد.
وی با اشاره به سنت حسنه و رایج نماز باران هم که در بیشتر شهرها و روستاها خوانده می شود افزود: به طور معمول، روحانی یا فرد بزرگ آن منطقه که از بقیه قالب تر است و مردم به او اعتقاد بیشتری دارند یک روز را برای خواندن نماز اعلام میکند و معمولا در خارج شهر نماز خوانده می شود.
همچنین در روستاها گاهی پس از نماز یا پخت غلور، کشاورزان برای مشکل نیامدن باران برنامه ریزی می کردند برای مثال، این که وقتی آب قنات کم شود،کشت اشتراکی داشته باشند و در زمینی نزدیک به قنات، کشاورزی مشترک انجام شود و این تصمیم و نتیجه آن از برکات نماز یا غلور برای طلب باران است.
انتهای پیام /۳۶۳۵/ی