طبسنیوز – نمایش «یک ساعت و ۴۹ دقیقه و ۱۵ ثانیه»، فراتر از یک اجرا، حکایتی از ایستادگی، امید بود. تماشاگران، نه فقط بیننده، بلکه همدل و همراه شدند. آیا ما نیز به مسئولیت خود در برابر نگینها اندیشیدهایم؟
فاطمه ابوالحسنیرحمانی – به گزارش پایگاه خبری طبسنیوز، در آخرین شبهای اردیبهشتی طبس، نمایشی بروی صحنه رفت که فقط یک تئاتر نبود؛ نمایشی بود از جنس بیداری. آنجا که هنر به خدمت حقیقت درآید، تماشاگر فقط نگاه نمیکند؛ همدلی میکند، اشک میریزد و به مسئولیتش می اندیشد. پلاتو شمس، شب گذشته، میزبان چنین تجربهای بود.
گوشه و کنار ذهنم را میگردم ببینم تا به حال در کدام سالن و پای کدام نمایش اینقدر گریستهام!
نمایشهای زیادی دیدهام؛ من از آن آدمهاییام که خیلی به همه چیز فکر میکنم. به عمق ماجراها میروم، با شخصیتهای درون کتابها و فیلمها زندگی میکنم و تئاتر، تئاتر که از همه بهتر است.
نمایشهایی از شادی، زندگی، از غم، از عاشقانهها و رزم و نبرد بسیار دیدهام؛ نبرد رستم و سهراب و رستم و اسفندیار دیدهام، اما هیچگاه نبرد عاشقانهای با زندگی را ندیده بودم. نبرد با وجود خود را ندیده بودم.

پلاتو شمس طبس این داستان را نشانم داد؛ نمایشی که هنرمند کارگردانیاش کرد و هنرمندانی آن را بازی که نه، زندگی کردند.
نمایشی که امشب بر پرده پلاتو طبس اجرا شد را پشت پردهای از اشک به تماشا نشستم؛ اشکی نه از سر ترحم که از سر اندیشه…
در دیالوگی کوتاه، کارگردان نمایش دلیل گریهام را پرسید.
اشک من از دید خودم، اشک کمکاری بود؛ غمی از بیتوجهی و کمکاری خودم بر دلم سنگینی کرد.
شاید داشتم فکر میکردم در این سالها در کسوت یک خبرنگار، چند گزارش، خبر، یادداشت و یا اعتراض برای عدم مناسبسازی اماکن مختلف داشتهام؟ به خودم اندیشیدم، که چه کردهام برای نگینها؟ کدام پله را هموار کردم و کدام مانع را حذف؟
هرچند نگین و نگینها با همت و غیرت خود پلههای زندگی را بالا میروند اما مسئولیتی که بر گردن ماست، بر گردن ما میماند.
شاید خیلی از ما آدم معمولیها و خیلی از آدم های مسئول حتی به اندازه یک ساعت و ۴۹ دقیقه و ۱۵ ثانیه هم به مسئولیتمان فکر نکردهایم!
به امید آن روز که دیگر بر بیتوجهیمان اشک نریزیم.

خوب است بدانید، نمایش «یک ساعت و ۴۹ دقیقه و ۱۵ ثانیه» به نویسندگی هادی عبداللهی و کارگردانی امیررضا هنرمند، بر مبنای داستان واقعی زندگی «ماهانا جامی»، دختر توانای مشهدی، نوشته شده است.
ماهانا جامی، دانشجوی کارشناسی ارشد شیمی و عضو موسسه خیریه رعد، در روز جهانی معلولان در سال ۱۳۹۱، موفق شد با دستانش ۱۸۶۶ پله برج میلاد را در مدت زمان یک ساعت و ۴۹ دقیقه و ۱۵ ثانیه طی کند.
او با این اقدام، رکورد ملی پلهنوردی معلولان ایران را به نام خود ثبت کرد و نشان داد که با اراده و پشتکار، میتوان بر بزرگترین موانع فائق آمد.
هرچند این عزیزان با روح توانای خود تمامی موانع را پشت سر میگذارند اما این نمایش با بازی برجسته معصومه اصغرزاده با هدف برجستهسازی توانمندیهای افراد دارای معلولیت و اهمیت مناسبسازی فضاهای شهری برای همه اقشار جامعه به اجرا درآمده است.
سپاسگزارم از حضور و نگاهتان و چه زیبا بیان نمودید