رهبران آک پارتی بعد از ماجرای کودتای نافرجام به ادعای خود دوست و دشمن را شناختهاند؛ اما به نظر میرسد که آنکارا با دشمنان خود بیشتر دوستی میکند!
به گزارش طبس نیوز به نقل از گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، نگرانیهای آنکارا از آزادسازی حلب و متهم کردن ایران در این قضیه در حالی است که ترکیه ثباتی در سیاست خارجی خود ندارد. تداوم چنین بیثباتی و مواضع سینوسی در سیاست خارجی این کشور نتایج خوبی در پی نخواهد داشت.
خبری در شب پانزدهم جولای سال جاری همه دنیا را به یکباره غافلگیر کرد. وقوع کودتا در ترکیه اتفاقی بود که دوربین همه رسانهها را به سمت این کشور چرخاند؛ اما صبح پانزدهم جولای ورق برگشت و دولت آک پارتی تسلط خود بر کشور را اعلام کرد. همان روز وزیر امور خارجه ایران اعلام داشت که برای بررسی تحولات کودتا با همتای ترک خود شب را بیدار بودهاند.
جمهوری اسلامی ایران از همان ساعات آغاز کودتای ترکیه محکومیت آن را اعلام کرد. بعد از همین ماجرا بود که آنکارا اعتراف کرد که دوست و دشمن خود را شناخته است. نامههایی که اردوغان به روسیه و ایران ارسال داشت، بوی عذرخواهی و پذیرش نظر ایران در بحران سوریه را داشت.
تحولات پیش رفت تا اینکه ترکیه با لشکرکشی به شمال سوریه ادعای مبارزه با تروریستها را مطرح کرد؛ اما همگان میدانستند که کردها و حزب اتحاد دموکراتیک هدف اصلی ترکیه در این عملیات است. آنکارا همچنان به دخالتهای خود در سوریه ادامه میداد که خبر آزادسازی حلب، حامیان تروریستها را در سکوتی عمیق فرو برد. سکوتی که در ترکیه تداوم پیدا نکرد و از شدت عصبانیت شکسته شد.
تجمع طرفداران اردوغان در مقابل کنسولگری ایران در استانبول و سردادن شعارهایی که بیشتر علیه ترکیه مناسبت داشت، شدت نگرانی آنکارا از آزادی حلب را به نمایش گذاشت.
ابتدای این نوشتار به اعتراف اردوغان در روز پانزدهم جولای اشاره شد؛ اما تحولات سینوسی بعد از آن نشان میدهد که ترکیه هنوز دوست و دشمن خود را نشناخته است. اگر ترکیه دوست و دشمن خود را میشناخت، به حد و اندازه خود نیز آگاه میشد.
به راستی چند درصد از سیاستهای اعلامی اردوغان صحیح است؟ به نظر میرسد که سیاست آنکارا چهرهای منافقانه دارد که متناسب با منافع خود موضعگیری میکند. جالب توجه است که همین اردوغان روزگاری رئیس جمهور سوریه را «بشار عزیزم» صدا میکرد. آیا اسد در بحران سوریه همچنان عزیز نبود. چه عاملی سبب شد که اردوغان دشمن شخص محبوب خود شود؟
اشتراکات جمهوری اسلامی ایران و ترکیه لیست بلند بالایی دارد؛ اما در سیاست کنونی ترکیه نقش عامل فردی تعیینکننده همگراییها و واگراییها است. نقش فردی نیز در اختیار رجب طیب اردوغان قرار دارد. فردی که عطش غیرقابل وصفی برای قدرت دارد که این امر تغییرات اساسی در ترکیه را رقم زده است. تاریخ درسهای زیادی برای مخاطبان خود دارد. کسی از یاد نبرده است که نتیجه انتخابات هفتم ژوئن ۲۰۱۵ چگونه به نتیجه یکم نوامبر همان سال تغییر کرد؟
چرا اردوغان حاضر به پذیرش ناکامی حزب عدالت و توسعه در کسب اکثریت کرسیهای پارلمان نشد؟ مخالفت اردوغان موجب شد که تشکیل دولت ائتلافی با شکست مواجه شود و آک پارتی دوباره در نتیجه انتخابات یکم نوامبر قادر به تشکیل دولت تکحزبی باشد.
حال مطرحشدن پیش نویس تغییر قانون اساسی ترکیه نیز در تداوم اقدامات سلطه گرانه اردوغان است. چرا قانون اساسی ترکیه باید تغییر کند؟ نگارنده معتقد است که این پرسش تنها یک پاسخ دارد و آن اراده اردوغان برای چنین تغییری است. ترکیه الآن کشوری به ظاهر جمهوری است؛ اما مؤلفههای حکومتهای دیکتاتوری را دارد. اردوغان رئیس جمهوری است که میتواند با رأی مردم دیکتاتوری کند. گرچه این موضوع پارادوکسیکال است؛ اما اردوغان نماد چنین پارادوکسی است.
اعترافهای اردوغان بعد از کودتای پانزدهم جولای در ترکیه با تحرکات بعد از آزادسازی حلب چگونه قابلجمع است؟ همانطور که بیان شد، شخصیت اردوغان همه این تضادها را به همراه دارد. آیا ادعای آنکارا برای همکاری با روسیه و جمهوری اسلامی ایران در رابطه با مسئله حلب صادقانه است؟ کارنامه پرواضح رئیس جمهور ترکیه و حکومت عدالت و توسعه مملو از تناقضهایی است که پیشبینی صداقت حکومت آک پارتی را به سختی ممکن میسازد.
عدهای در استانبول بعد از آزادسازی حلب دست به اعتراض علیه جمهوری اسلامی ایران زدند و باکمال ناباوری ایران را در قضیه حلب متهم کردند. در مقابل چنین اقداماتی صرفاً میتوان گفت که نفاق همسایه ترک ایران به اندازهای شدت پیدا کرده است که برخی اوقات نمیتواند چهره پنهان خود را آشکار نسازد.
رسانههای ترکیه شب و روز در مورد حلب علیه ایران دروغ پراکنی میکنند و ادعا دارند که ایران دست به کشتار مردم زده است.
دشمنی ترکها با جمهوری اسلامی ایران نقطه ابهام ندارد؛ اما انتظار میرفت که دستگاه دیپلماسی کشور در قبال اتهامات آنکارا نسبت به ایران واکنش جدی نشان میداد. ایران به دنبال گسترش مناسبات با همه همسایگان از جمله ترکیه است؛ اما به نظر میرسد که آنکارا رسم همسایگی را رعایت نکرده است. رهبران آک پارتی به ادعای خود دوست و دشمن را شناختهاند؛ اما به نظر میرسد که آنکارا با دشمنان خود بیشتر دوستی میکند!
یادداشت: رامین ولی زاده میدانی