صلح و امنیت پایدار کلید رونق گردشگری

تهران- ایرنا- گردشگری در تمام نقاط جهان از مهم ترین مولفه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به حساب می آید. امنیت داخلی و ملی مهمترین عامل گسترش این صنعت در هر کشوری است که می خواهد خود را با مشخصات جوامع پیشرو در امر توریسم تطبیق دهد که این مهم با سیاست تنش زدایی در روابط خارجی می تواند زمینه مساعدی برای جلب گردشگران ایجاد کند.

مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین رخدادهای داخلی و خارجی را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از خبرها، یادداشت ها، گزارش ها، گفت وگوها و … به انعکاس شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه اختصاص می یابد؛ موضوعی که توجه ویژه به آن اهمیتی فزاینده دارد.

گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ موضوع های یادشده را که انعکاس قابل توجهی در روزنامه های صبح چهارشنبه۱۷ خرداد ۱۳۹۶ داشت؛ با هدف آگاهی بخشی و اطلاع رسانی بررسی کرده است.

** نقش گردشگری در توسعه پایدار جوامع
گردشگری، از پویاترین فعالیت‌ های اقتصادی عصر حاضر است که نقش مهمی در توسعه پایدار جوامع ایفا می‌کند. حرکت ‌های جمعیتی و منابع از عوامل دخیل در تحول این صنعت به شمار می رود به گونه ای که گردشگری می تواند طلایه‌دار رشد اقتصادی و اجتماعی در قلمروهای مختلف باشد‌، موضوعی که اهمیت آن باعث شد تا روزنامه های امروز در گزارش هایی به آن بپردازند.

روزنامه«دنیای اقتصاد» با درج گزارشی با عنوان «تاوان «توریستی» بحران دیپلماتیک عربی» به بررسی افت ۴۲ درصدی گردشگران ورودی به قطر پرداخت و نوشت: چند کشور عرب حاشیه خلیج ‌فارس به همراه مصر در اقدامی هماهنگ دست به قطع روابط دیپلماتیک خود با قطر زدند و تمام مرزهای آبی، خاکی و هوایی خود را به روی این کشور بستند. قطعا چنین امری آسیبی به صنعت هوایی این کشور و گردشگری قطر وارد خواهد آورد؛ ضمن اینکه سفرهای تجاری به این کشور نیز با دشواری روبه‌رو خواهد شد. اما پیامد چنین اقدامی برای گردشگری قطر چه می‌تواند باشد؟ بررسی آمار گردشگری مربوط به وزارت کشور قطر و مقامات گردشگری این کشور در سال ۲۰۱۵ حاکی از آن است که عربستان سعودی با فرستادن بیش از ۸۵۵ هزار گردشگر به این کشور بزرگ‌ترین نقش را در صنعت گردشگری این کشور داشته است.

در ادامه این گزارش می خوانیم:‌ در یک مقایسه می‌توان دید مشارکت مستقیم گردشگری در ایران با تمام پتانسیل‌های تاریخی و طبیعی در سال ۲۰۱۶ حدود ۱۱.۹میلیارد دلار بوده و پیش‌بینی‌های شورای جهانی سفر و گردشگری بر این است که تا سال ۲۰۲۷ با رشد ۲.۶ درصدی در هر سال به ۱۶.۶میلیارد دلار می‌رسد. علاوه ‌بر این، سرمایه ‌گذاری های این کشور نیز در پی تنش‌های موجود می‌تواند با کاهش قابل توجهی به‌ خصوص از سوی شهروندان کشورهای همسایه روبه‌رو شود. سرمایه ‌گذاری در بخش گردشگری قطر در سال ۲۰۱۶ به ۱.۷ میلیارد دلار می‌رسید که تقریبا نصف ایران است.

این روزنامه همچنین در مطلبی دیگر با عنوان« دلایل فعالیت چینی‌ها در گردشگری ایران» آورد: «هتل کافی ندارید، مجبور شدیم خودمان اقامتگاه بزنیم. راهنمای مسلط به زبان چینی کم دارید، مجبور شدیم خودمان راهنما بیاوریم. ما به دنبال گسترش روابط توریستی چین و ایران هستیم و از تجار و گردشگرانمان هم خواهش کرده‌ایم به قوانین و آداب و رسوم ایران احترام بگذارند»؛ این لب کلام صحبت‌های سفیر چین درباره خبرهایی بود که در ماه‌ های اخیر اعتراضات زیادی در میان فعالان صنعت گردشگری ایران به وجود آورده؛ خبرهایی با عناوین «راه‌اندازی اقامتگاه‌ های غیرمجاز چینی در تهران» و «چینی ‌ها صنعت گردشگری ایران را دور زدند» که واکنش ‌های مختلفی را در پی داشته‌اند.

در ادامه این گزارش آمده است:‌ چینی ها تمایل دارند تا همکاری‌ های امنیتی خود با تهران را گسترش دهند. تقاضای چینی ‌ها برای ورود به ایران زیاد است و هم از طرف ایرانی‌ها هر روز متقاضیان بیشتری برای دریافت ویزای چین مشاهه می شود. در این راستا باید تلاش کرد تا این روند تسهیل شود و با افزایش راهنمایان گردشگری مسلط به زبان چینی در ایران و استخدام شدن آنها در آژانس‌ها، روابط توریستی دو کشور تقویت شود.

روزنامه«ایران» با درج گزارشی با عنوان«محرومیت از مدیریت مطلوب» نوشت:‌ کردستان محوطه بسیار شناخته شده ‌ای دارد به نام «زیویه» که به تنهایی می‌تواند مقصد گردشگران فرهنگی باشند که در صدر حضور گردشگران خارجی ورودی به ایران قرار دارند. با این وجود زیویه نه در صدر اخبار میراث فرهنگی کشور قرار می‌گیرند نه مثلاً صدای جهانی شدن آنها بلند می‌شود. کردستان در حالی جزو استان ‌های محروم است که هم می‌تواند بازار مرزی و مناطق آزاد داشته باشد و هم یکی از زیباترین طبیعت ‌های کشور را دارد. طبیعت غرب کشور را تنها رقیب طبیعت شمالی آن می‌دانند که سالانه میلیون ‌ها گردشگر را به سمت خود می‌کشاند. با این وجود این استان‌ها همچنان جزو استان‌ های کم برخوردارهستند یا اگر آنطور که آنها خودشان دوست ندارند بگوییم؛«محروم.»

در ادامه می خوانیم:‌ باغ ‌های کوهستانی کردستان از کمبود زمین هموار جان گرفته‌اند اما همین باغ‌ها خود یکی از جاذبه‌های گردشگری استان هستند که هنوز آوازه ‌شان به گوش گردشگر تشنه نرسیده است. کردستانی ‌ها چند سالی است به سمت کاشت «توت فرنگی» رفته‌اند که می‌تواند «گردشگری مزرعه» را به دیگر انواع گردشگری آن اضافه کند. کردستان پر از روستاهای پله‌ای است. روستاهایی که آنقدر زیبایی دارند که در میان کم کاری مسئولان و رسانه‌ها، صدای خود را به گوش گردشگران داخلی و خارجی رسانده‌اند. روستاهایی مثل «پالنگان» و «اورامانات» یا آنطور که برخی از آنها می‌گویند «هورامانات.» اما وقتی برنامه ‌ریزی برای برخورداری و استفاده از این همه پتانسیل ناچیز است آن می‌شود که نباید.

روزنامه«کسب و کار» با انتخاب گزارشی با عنوان«دلایل استقبال ایرانیان از سفر به گرجستان چیست» آورد:‌ گرجستان کشوری در نزدیکی ایران است که به دلیل فراهم کردن زیرساخت‌های گردشگری در سال‌ های اخیر و لغو ویزای آن توانسته گردشگران ایرانی زیادی را به سمت خود جذب کند از سوی دیگر نزدیکی فرهنگ دو کشور نیز بر این امر افزوده و باعث شده تا غذای گرجی به ذائقه ایرانی خوش بیاید و خونگرمی مردم آن موجب شود تا گردشگران ایرانی رتبه بالای آمار گردشگران خارجی این کشور را به خود اختصاص دهند.

در ادامه این مطلب آمده است:‌ به نحوی که فروردین ماه امسال سفیر ایران در تفلیس براساس آمارهای ارائه شده از سوی سازمان گردشگری گرجستان اعلام کرد که سفر ایرانی‌ها به این کشور با افزایش ۴۳۸ درصدی همراه بوده است. یکی از دلایلی که ایرانی‌ها به این کشور سفر می‌کنند لغو ویزای این کشور است که هزینه‌ ها را کاهش داده است. از سویی منطقه قفقاز زمانی متعلق به ایران بوده و همین موضوع موجب می شود که در بسیاری از موارد فرهنگ ها بین دو کشور همچنان مشترک باشد.

روزنامه «گسترش تجارت» در مطلبی با عنوان«این مقصد امن و جذاب، ساماندهی نشده است» راهکارهای مناسب برای تبدیل ایران به کشوری پیشرو در گردشگری را بررسی کرد و نوشت: به گفته کارشناسان گردشگری این صنعت به بلوغ رسیده و دولت و جامعه به این نتیجه رسیده‌اند که به گردشگری نیاز داریم و گردشگری می‌تواند صنعتی درآمدزا باشد، اما هنوز به صنعتی تخصصی تبدیل نشده است. اگر ایران را در زمره کشورهای در حال توسعه به شمار آوریم این کشور در سال‌های اخیر در زمینه گردشگری پیشرفت‌های بسیاری داشته است. حتی در ۲ ماه نخست سال ۱۳۹۶ نیز گردشگران خارجی بسیاری به ایران سفر کرده‌اند و ایران در چند سال اخیر با استقبال خوبی از سوی گردشگران خارجی رو به‌رو شده است. به طور حتم باید اقدامات بسیاری در زمینه توسعه گردشگری انجام شود. گردشگری صنعتی پاک بوده و اشتغالزا است. این صنعت درآمدزا، ارزآوری بسیاری برای کشور به همراه دارد. همچنین باید از شاخه‌های مختلف گردشگری برای جذب هرچه بیشتر گردشگران استفاده کرد.

** ضرورت اخلاق مداری و رشد اجتماعی
اخلاق مداری را می توان به دو بخش فردی و جمعی تقسیم کرد. اخلاق مداری در ساحت جمعی یا اجتماعی، رعایت اصول اخلاقی در برخورد با دیگران است. اخلاق مداری و پایبندی به اصول آن فرد و جامعه را از بسیاری از آسیب‌های اجتماعی مصون می دارد. این موضوع سبب شد تا روزنامه های امروز در گزارش ها و یادداشت هایی به آن بپردازند.

روزنامه«ابتکار» با درج یادداشتی با عنوان« اخلاق فردی پایه زندگی اجتماعی » که به قلم رضا بژکول نگاشته شد، آورد: اخلاق یکی از پایه‌ های اساسی زندگی خصوصی و اجتماعی هر فرد در جهان هستی است، اخلاق پایه زندگی بشریت با هر میزان اطلاعات، آگاهی، دانش و سواد است، در ارزش‌های اخلاقی مقام، ثروت، لباس ،بزرگی و کوچکی افراد نقشی ندارد بلکه پاکی، صداقت، راستی، ایمان، خوش خلقی ،و معرفت و….است که نقش حیاتی دارد.

در ادامه این یادداشت می خوانیم: انسان نیازی ندارد که از خود تعریف و تمجیدکند و به کارهایی که می‌کند ببالد، خودستایی دلیل ضعف روحی انسان است کسی که دارای قوت روح باشد نیازی به تعریف از خود ندارد. خصوصیات دیگری نیز درانسان است مانند تجسس درزندگی خصوصی دیگران ،به رنگ‌های مختلف در آمدن، چاپلوسی کردن، خودنمایی کردن، احساسی سخن گفتن، بدزبانی و فحاشی کردن، تهمت زدن به دیگران، منت نهادن به کسانی که برحسب درجه ومقام برای آنها کاری کرده، انتقام گرفتن ازکسانی که با او همراه نیستند، و خصوصیات دیگر که همه انسان ها کم و بیش در وجودخود دارند بیایم خود را از این آلودگی پالایش کنیم.

روزنامه«آرمان» در یادداشتی با عنوان«نقش اخلاق در زندگی» نوشت: اخلاق در اصطلاح، عبارت است از آن سلسله صفاتی که در نفس و روح انسان ثابت و ریشه دار است و منشأ صدور اعمال نیک، همچون راستگویی، انفاق و… یا اعمال بد همچون دروغگویی می‌شود. نقش اخلاق اسلامی، در محیط زندگی فردی و اجتماعی هر انسان، بسان خورشیدی تابان است که طراوت و شادابی را برای جامعه به ارمغان می‌آورد و بستر صفا، صمیمیت، صداقت، محبت و اخوت را برای زیستن می‌گستراند تا همگان با چهره‌هایی باز و بشاش در یک فضای با صفای بهاری، چون گل ها زندگی کنند. اخلاق نیکو، روان‌ها را شاداب و همه را برادر و عضو یک خانواده می‌سازد. اخلاق نیکو، می‌تواند نقش فراوانی در زندگی انسان داشته باشد.

مسعود باقریان در ادامه این یادداشت آورده است: اخلاق پسندیده موجب آبادی جامعه و طولانی شدن عمر می‌شود. امام صادق(ع) می‌فرماید: «نیکوکاری و حُسن خُلق، خانه‌ها را آباد کند و بر عمرها بیفزاید» اخلاق شایسته، محبت را جلب می‌کند. در سایه محبت، اتحاد و پیوند اجتماعی محکم تر می‌شود. با استحکام پیوند اجتماعی، جامعه با همکاری همدیگر به آبادی محیط می‌پردازند. می‌دانیم که بسیاری از بیماری‌ها، سرچشمه روانی دارد، چنین بیماری‌هایی از عمر می‌کاهد و مرگ را نزدیک می‌کند، ولی اخلاق نیکو، بیماری‌های روحی را از بین می‌برد و در نتیجه از مرگ‌های زودرس جلوگیری می‌کند و به نشاط و طراوت بدن می‌افزاید و به بقای بدن کمک می‌کند.

روزنامه«اعتماد» با انتخاب یادداشتی با عنوان«در رثای اخلاق همدلانه» نوشت: پرسش این است که چگونه می‌توان این زیست‌جهان متمایز را درک کرد؟ با همدلی؟ همدلی، اصلا معیار خوبی برای قضاوت اخلاقی نیست. همدلی کم‌توان و جانبدارانه است. همدلی توجه ذهن ما را به ابژه‌ هایی شبیه به خودمان جلب می‌کند. این شباهت‌ها هستند که امکانی به وجود می‌آورند تا بتوانیم از ذهن و جهان پدیداری «دیگری» نگاه کنیم و اصطلاحا، همدل او باشیم.

در ادامه این یادداشت آمده است: همدلی معیار مناسبی برای قضاوت اخلاقی نیست. پل بلوم، استاد روان‌شناسی دانشگاه ییل در کتابش با عنوان«علیه همدلی»، استدلال‌هایی آورده است که توضیح می‌دهد که ممکن است من نسبت به شما که مردی سفید پوست و خوش‌ سیما هستید احساس همدلی داشته باشم، اما نسبت به یک انسان با چهره‌ای متفاوت و ترسناک احساس همدلی نمی‌کنم. خلاق را نه می‌توان در گفتمان رسانه‌ ها جست ‌وجو کرد که خبر کشته شدن صدها نفر، بی ‌هیچ سلسله مراتب و ارزشگذاری انسانی ‌ای، فقط اعلام می‌شود؛ که نتیجه‌اش عقیم شدن حساسیت اخلاقی است؛ و نه با معیارهای کم‌ مایه ‌ای چون همدلی. اخلاق، گفتمان خود را می‌طلبد.

** اعتیاد پدیده شوم اجتماعی
انسان موجود کنجکاوی که در مواجهه با هر رویداد و اتفاق جدیدی به دنبال کشف آن است، اما باید مهارت ها و آگاهی های خود را افزایش دهد، زیرا باورهای واقعی درباره پدیده ها متفاوت و تجربه برخی از این کنجکاوی ها به اندازه ای مخرب و ویرانگر است که راه بازگشت ندارد؛ «اعتیاد» یکی از این کنجکاوی ها و البته یک پدیده شوم اجتماعی محسوب می شود. اهمیت این موضوع سبب شد تا روزنامه های صبح امروز در گزارش ها و یادداشت هایی به بازتاب آن بپردازند.

روزنامه«ابتکار» با درج گزارشی با عنوان«عبرت ‌های تاریخ در عرصه اجتماع» نوشت: «بومی باومن» برای نخستین بار در سال ۱۹۶۶ و در میخانه موسوم به «پیشخدمت چاق» در برلین مواد مخدر مصرف کرد. گروهی از آشنایان ماجراجو در سفری به مراکش ماده‌ای به نام حشیش با خود آورده بودند و باومن و دوستانش به توصیه آن‌ ها باید حشیش را با توتون سیگار مخلوط کرده، سپس آن را دود می‌کردند. آن‌ ها نیز به این دستور عمل کردند؛ اما به هیچ عنوان تاثیری که انتظارش را می‌کشیدند بروز نکرد. البته این وضعیت پس از چند بار تمرین تغییر کرد. باومن به خاطر می‌آورد: «شروع به خندیدن می‌کردیم و حال بسیار مطلوبی دست می‌داد.»

در ادامه این گزارش می خوانیم: گرچه در آغاز کار، توریست‌هایی که به مراکش و هند می‌رفتند به عنوان سوغات برای دوستانشان مواد مخدر می‌آوردند، اما طولی نکشید که هروئین به نمادی از فساد جامعه سرمایه‌ داری و افسارگسیخته غربی بدل شد. در همان زمان دلالان و فروشندگان حرفه‌ای سر برآوردند و ورود این مواد به کشورهای اروپایی از جمله آلمان شدت گرفت. اکثر این دلالان و فروشندگان ملیت ایرانی و ترک داشتند و به صورت علنی در خیابان ‌های شهرهای بزرگ اقدام به فروش این مواد کرده و به این ترتیب هزینه ‌های اعتیاد خودشان را نیز تامین می‌کردند. امروزه اکثر آن شورشیان معتاد دهه شصت جان خود را از دست داده ‌اند. برخی از آن ‌ها بر اثر افراط در مصرف موادی چون داروهای مخدر و روان‌گردان و برخی دیگر بر اثر پیامدهای اعتیاد به کام مرگ فرو رفتند.

روزنامه«آرمان» با انتخاب گزارشی با عنوان«۱۰درصد معتادان کشور زن هستند» آورده است: با توجه به اهمیت زنان در رشد، تکامل و پایداری خانواده باید به این قشر توجه ویژه شود. اعتیاد امروز معضلی همگانی است؛ معضلی که دیگر زن و مرد نمی‌شناسد. اگر تا دیروز سیگار کشیدن زنان خانواده قبح داشت، امروز زنان و دختران گرفتار این معضل شده اند و در مواردی گوی سبقت را از مردان ربوده‌اند. بر این اساس زنان و دختران در سال ‌های اخیر بیش از پیش مورد هجمه سوداگران مرگ قرار گرفته‌اند. تحلیل علت گرایش روز افزون زنان و دختران به مواد مخدر مبحثی است که بی‌شک بررسی کارشناسان و صاحبنظران این حوزه را می‌طلبد.

در ادامه می خوانیم:‌ ایجاد کمپ ‌های ترک اعتیاد یا همان مراکز اقامتی درمان اعتیاد به اواخر دهه ۷۰ در ایران برمی‌گردد. در ابتدا بهبود یافته ‌ها خود کمپ ‌هایی را تاسیس می‌کردند و افرادی که در مرحله به اصطلاح خماری ترک اعتیاد قرار داشتند در این فضا‌ها نگهداری می‌شدند. در آن زمان، چون این‌ گونه مراکز تعدادشان کم بود، اقبال به سمتشان بیشتر بود. آنها اهداف مادی نداشتند و با توجه به حمایت‌های اجتماعی در کار خود موفق شدند، اما اکنون کمپ‌ های غیرمجاز زیادی وجود دارند که استانداردهای لازم را رعایت نمی‌کنند و اجازه فعالیت دارند، درحالی که کمپ ‌‌هایی فاقد پروانه فعالیت حق پذیرش بیمار را ندارند.

روزنامه«قانون» در گزارشی با عنوان«من هروئینی به دنیا آمدم» نوشت: فریاد کشید، مانند همه نوزادانی که به سبک خودشان به زندگی سلام می‌کنند، توی دستان پرستار بی‌تابی می‌کرد، اما نه برای آغوش مادر؛ وحیده بیش از شیر نیاز به هروئین داشت. او معتاد به دنیا آمده بود. کبودی انگار از پیشانی ‌اش سر خورده بود و رسیده بود به انگشت کوچک پای نوزاد. جای دست ‌های پدر با رد سیگار قاطی شده بود و همه جای بدنش پیشروی کرده بود. حالا چند ماهی از نخستین فریاد اعتراض وحیده گذشته است و بیمارستان هم مانند هروئین در زندگی او بسامد بالایی پیدا کرده بود.

در ادامه این مطلب آمده است:‌حضور وحیده با «خیر» فراوان همراه می‌شود؛ پدر و مادر صاحب خانه می‌شوند و همه چیز در مسیر اصلاح قرار می‌گیرد، اما داستان وحیده، شیرین پیش نمی‌رود… به جای زباله گردی می‌توان راه‌های دیگری هم برای کسب درآمد انتخاب کرد؛ این فکری است که ذهن مونا و وحید را قلقلک می‌دهد؛ وحیده. نوزادی که پاک شده بود، دوباره معتاد می‌شود و بیش از شیر به دود هروئین نیاز پیدا می‌کند، بعد با تمام معصومیتش تبدیل می‌شود به ابزار؛ ابزاری برای جابه جایی مواد. دیگری چیزی باقی نمانده است که وحیده تجربه نکرده باشد. طمع پول بیشتر این بار اندیشه فروش کودک را به ذهن وحید می‌آورد. چند خریدار پیدا می‌شود و توافق ‌های اولیه هم صورت می‌گیرد، اما… سور و سات وحید و مونا با پیش پرداختی که گرفته بودند، آن‌ چنانی شده بود. دود پخش شده بود لا به لای سلول ‌های خاکستری مغز و توهم آغاز شده بود. مصرف بالای مواد مخدر و ترکیب مواد مختلف صنعتی زوج جوان را بی خود کرده بود و وحیده میزبان رفتارهای پرخطر والدین خود شده است. مددکار اجتماعی مؤسسه خیریه مهر آفرین می‌گوید: پس از این اتفاق و به دلیل سرکشی ‌های متعدد صورت گرفته از خانواده معتاد وحیده، اقدامات قانونی برای گرفتن نوزاد از وحید و مونا آغاز شده است.

*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار: مریم همتی**انتشار دهنده: شهربانو جمعه
پژوهشم**۹۱۱۷**۹۱۳۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + هفت =