دگرگونی آب و هوا، نگاه ویژه دولت افغانستان به زیرساخت های عمرانی از جمله سدسازی، اتهامات متقابل دولت های افغانستان و ایران در نقض قرارداد هیرمند ۱۳۵۱ و موارد از این دست، سبب شده تا نفس تالاب هامون به شماره افتد.
در روزهای گذشته مردم برخی شهرها و همچنین برخی مقامات افغانستان، به گفتههای آقای روحانی، رئیسجمهور کشورمان در همایش بینالمللی اخیر مقابله با گردوغبار، واکنش تندی نشان دادند و چنین گفتههایی را نمونه بارزی از مداخله جویی ایران در امور داخلی افغانستان و همچنین نشانی از زیاده خواهی ایران از حق آبه خود از رودخانه هیرمند دانستند (۱)؛ اما اینکه روحانی چه گفت که به مذاق همسایه شرقی ما خوش نیامد، اشاراتی بود به پدیده ناخوشایند و مرگ آفرین ریزگردها که در زمره تهدیدات نوپیدای حاصل از تغییرات جغرافیایی دنیای امروز به شمار میرود. دکتر روحانی، با اشاره به ساخت سدها و بندهای مختلف بر روی رودخانه هیرمند که سبب کاهش ورود آب به حوزه آبریزی دریاچه هامون و در نتیجه خشک شدن هرچه بیشتر آن شده است، خواست پندارها و نگاه ها را به این سو راهنمایی کند که این اقدام دولت افغانستان، تنها برآورده کننده منافع کوتاه مدت این کشور است و در بلندمدت این کشور نیز با تهدید جدی طوفانهای ریزگرد و پیامدهای روزافزون مرگ آفرین آن روبرو خواهد شد (۲). در واقع گویا افغانستانی ها تنها بخش نخست سخنان رئیس جمهور را شنیده و واکنش نشان دادند.
این مقدمه، تصویر به روزشده ای از روابط پر فراز و نشیب دو همسایه در طول سالیان دراز بر سر میزان سهم هر یک از حق آبه رودخانه هیرمند را به نمایش میگذارد؛ تصویری پرغبار که اگر تلاشی هم افزا و جدی از سوی رهبران و مردمان دو کشور برای زدودن غبار آن صورت نگیرد، می تواند به موضوعی تنش زا در روابط دو کشور تبدیل شود.
پیشینه موضوع
افغانستان که روزگاری جزیی از خاک ایران به شمار می رفت به موجب عهدنامه پاریس در سال ۱۲۳۵ از سرزمین مادری جدا شد؛ اما این جدایی بی حاشیه نبوده و رودخانه هیرمند و سهم هر یک از حقابه آن همواره در زمره موضوعات تنش زا میان دو کشور به شمار رفته است. رودخانهای که از کوههای بابا در هندوکش سرچشمه گرفته و پس از طی ۱۱۰۰ کیلومتر به تالاب هامون در سیستان میریزد. این تالاب که دو سوم آن در خاک ایران قرار دارد، از سه دریاچه کوچک به نامهای هامون پوزک (میانی)، هامون صابوری (شمالی) و هامون هیرمند تشکیل شده که در زمان وفور آب به هم متصل میشوند و دریاچه هامون را تشکیل میدهند. حکمیت گلد اسمیت، حقوقدان انگلیسی در ۱۲۵۱ در کشیدن خط مرزی دو کشور بر روی رودخانه هیرمند، بدون توجه به میزان حقابه هر کدام نه تنها به اختلافات پایان نداد که بر دامنه آن افزود (۳).
از آن هنگام تا دهه ۱۳۵۰ چهار قرارداد میان دو کشور در این خصوص بسته شده ولی هیچکدام نتوانست رضایت دو طرف را به دنبال داشته باشد تا اینکه سرانجام با همیاری سه کشور آمریکا، کانادا و شیلی و البته مستند به رأی کمیسیون بررسی حقآبه هیرمند موسوم به «کمیسیون دلتا»، قراردادی در سال ۱۳۵۱ میان امیرعباس هویدا و موسی شفیق، نخست وزیران وقت دو کشور، در کابل به امضا رسید و مقرر شد در هر ثانیه ۲۶ مترمکعب آب (۲۲ متر مکعب به همراه ۴ متر مکعب برای حسن همجواری و در مجموع معادل ۸۵۰ میلیون مترمکعب در سال) به عنوان حقابه وارد مرزهای ایران شود. همچنین این قرارداد عنوان می کند که نزدیک ۱۴ درصد آب رودخانه در سالهای عادی آبی، مربوط به ایران است و اگر آب کمتری از ۵٫۶ میلیارد متر مکعب در رودخانه در جریان باشد، آب کمتری به ایران هدایت شود و برعکس.
وقوع انقلاب اسلامی، جنگ هشت ساله و … در این سوی مرزها و کودتای کمونیستی، دو بار اشغال نظامی توسط نیروهای بیگانه و نبود حکومت مرکزی و … در آن سوی مرزها شرایط مناسبی برای اجرای این قرارداد را تا شهریور ۱۳۸۳ که نخستین نشست کمیسران آب رودخانه هیرمند برگزار شد، فراهم نساخته است (۴). به طور مثال به دنبال افزایش اختلافات ایران با زمامداران طالبان بر سر سرنوشت دیپلماتهای ایرانی در مزار شریف، آن ها دریچه سد کجکی بر رود هیرمند را بسته و مانع جریان آب به سوی ایران شدند که این ماجرا تا سال ۱۳۸۱ ادامه داشت. این رخدادها به همراه تغییرات اقلیمی و خشکسالی های پیاپی سبب شد تا دوران زوال و فرتوتگی هامون فرارسد. بارشهای زمستان ۱۳۹۲ و بهار ۱۳۹۳ به همراه اقدامات میانجی گرایانه سازمان ملل در آن هنگام، اگرچه رونق دوباره ای به هامون داد ولی نتوانست به روزهای خوشی خود برگردد و تنها ۱۰ درصد نیاز مردم منطقه را برآورده ساخت.
شرایط کنونی
افغانستان در سالهای اخیر و به دنبال تلاش دولت برای بهبود وضعیت اقتصادی و همچنین تأمین نیازهای انرژی برق برنامههای بلندمدتی را برای ساخت سد بر روی رودخانههای این کشور طراحی کرده است. قرار گرفتن در ارتفاع بالاتر جغرافیایی نسبت به همسایگان، سبب شده تا رودخانههای این کشور به سوی مرزهای همسایگان جریان یابد. بنا به آمار «مرکز تحقیق و مطالعات افغانستان نوین» مستقر در این کشور ۷۰ درصد از آب های این رودخانهها به دیگر کشورها سرازیر میشود؛ حال آنکه این کشور ۷۰ درصد نیازهای برق خود را از کشورهای همسایه وارد می کند. (۵)
همچنین برخی مناطق شهری و روستایی محروم از آب آشامیدنی بهداشتی هستند و توسعه کشاورزی و افزایش اشتغال در این بخش نیز به شدت نیازمند جریان بیشتر آب است. از این رو، افغانستان برای رهایی از چنین چالش هایی، توجه فراوانی را به توسعه زیرساختهای آبی خود کرده است. در این میان، رودخانه هیرمند با حوزه آبریزی به وسعت ۳۵۰ هزار کیلومترمربع و با طول تقریبی ۱۱۰۰ کیلومتر بزرگترین رود فلات ایران و افغانستان و یکی از طولانیترین رودهای جنوب آسیا به حساب میآید و گفته می شود امکان بستن ۱۸ سد بر روی آن شدنی است. اکنون چهار سد عمده کمال خان در نیمروز، کجکی در هلمند، بخش آباد در فراه و ارغنداب در بر روی شاخه ارغنداب بر روی این رودخانه بسته شده و یا در حال بسته شدن است. از میان این سدها، اما سد کجکی بزرگترین سد بسته شده بر روی آن است که فاز نخست آن در سال ۱۳۳۳ توسط شرکت آمریکایی موریسن، با ظرفیت تولید ۵۱ مگاوات برق ساخته شد؛ اما کار تکمیل و آغاز ساخت فاز دوم این سد به دلیل مشکلات داخلی افغانستان تا آبان ماه سال قبل به درازا کشید. قرارداد ساخت سد جدید با شرکت ترکیهای ۷۷ در آبان ۹۵ بسته شد. مدت این قرارداد سه سال و ارزش آن بیش از ۲۰۰ میلیون دلار برآورده شده که قرار است توسط این شرکت ترکیه ای و اداره توسعه ایالات متحده (USAD) تأمین شود. با ساخت این سد ۱۰۰ مگاوات به توان تولیدی برق آن افزوده و نیاز برق ولایات «قندهار» و «هلمند» تامین خواهد شد و ۱۸۰۰ کیلومترمربع زمین های کشاورزی را سیراب خواهد کرد. به گفته علی احمد عثمانی، وزیر انرژی و آب افغانستان با توسعه سد کجکی در ولایت هملند، برای نخستین بار افغانستان قادر خواهد شد تا آب هیرمند را درست و مطابق توافق ۱۳۵۱ با ایران مدیریت کند. (۶)
اما به نظر میرسد با ساخت و توسعه سد کجکی و ذخیره ۲ میلیارد و ۳۴ میلیون متر مکعب پشت آن و مقایسه با پیش از بهره برداری و همچنین با در نظر داشتن دگرگونی آب و هوایی در منطقه، میزان بسیار کمتر از آن آبی به ایران خواهد رسید که پیشتر در جریان بوده است. همچنین تصاویر ماهواره ای گویای ساخت کانالهای انحراف آب از رودخانه هیرمند به ویژه پس از سد کمال خان به مناطق دیگر است که این امر جریان آب به سمت ایران را می کاهد؛ نکته ای که خلاف قرارداد ۱۳۵۱ است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی با عنوان «منابع آب دشت سیستان» آورده است که هرچند معاهده سال ۱۳۵۱ همچنان مبنای حقوقی تقسیم حقابه رودخانه هیرمند است، اما این معاهده با وجود داشتن ضعفها و کاستیهای فراوان و با وجود اینکه در بسیاری موارد به زیان ایران است، به درستی از سوی کشور افغانستان اجرا نمیشود و در عمل دولت ایران حتی به حقوق مندرج در این معاهده نیز دست نمییابد. (۷)
این امر به تشدید خشکی و بی آبی در منطقه سیستان و بلوچستان خواهد افزود. میانگین سالانه بارش در این منطقه، به کمتر از ۵۰ میلیمتر رسیده حال آنکه میزان سالانه تبخیر به ۴۰۰۰ میلیمتر افزایش یافته است. در چنین وضعیتی، بیماریهای پوستی و تنفسی و همچنین سطح آلایندگی در منطقه به شدت افزایش یافته به گونه ای که در گزارش سازمان جهانی بهداشت، زابل آلودهترین شهر جهان معرفی شده است. افزون بر این، زندگی مردم منطقه که مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به تالاب هامون است نیز رفته رفته رو به تباهی رفته است. دریاچه هامون که روزگاری در زمان وزیدن بادهای ۱۲۰ روزه به طراوت و تازگی آب و هوای منطقه کمک می کرد، اکنون رسوبات و شنهای خشک بستر دریاچه، سوار بر باد تا فرسنگها دورتر از کانون خود زندگی را تهدید می کند و تا جایی که در بسیاری موارد بیش از ۵ برابر حد مجاز هوا را آلوده کرده و وضعیت بغرنج زیستی برای مردم منطقه به بار آورده است (۸).
بالطبع، مهاجرت از مناطق روستایی و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ، سبب افزایش خالی از سکنه شدن مناطق مرزی، فعالیت بیشتر شبهنظامیان و فرقهگرایان در منطقه و سوءاستفاده از نارضایتی مردم شده و در نتیجه هزینههای امنیتی بیشتری را برای دولت مرکزی به بار خواهد آورد. به دنبال چنین احساس خطری است که علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، کمآبی را تهدیدی امنیتی برای آینده کشور دانست که باید برای آن چارهای اندیشید.
اما به منظور بررسی و ارزیابی جامع تر از دلایل خشکی هامون باید به نقش ایران در این موضوع نیز پرداخت. در سالهای گذشته، مصرف بیرویه و عدم توجه به سامانه نوین آبیاری، عدم تخصیص کافی منابع مالی برای لایروبی، احیای تالاب، کشیدن دیوارهای بتونی در بستر رودخانه و تالاب به منظور مقابله با رفت و آمد سوداگران مرگ و تروریست ها، کانالکشی و کشاندن آب هیرمند به چاه نیمهها و خودداری از ورود آب به تالاب و موارد اینچنینی مزید بر خشکسالیهای سالهای اخیر تالاب هامون شده است. در واقع به باور برخی منتقدین، دولت ایران آنگونه که به احیای دریاچه ارومیه توجه داشته به تالاب هامون اهمیت قائل نشده و در مقایسه با تعهد ۵ میلیارد دلاری برای احیاء دریاچه ارومیه در سال ۱۳۹۳ تنها یک میلیون دلار برای دریاچه هامون بودجه اختصاص داده شد.
با این وجود در سالهای اخیر اقدامات ارزندهای از جانب دولت ایران برای احیای تالاب هامون صورت گرفته است. ثبت دریاچه هامون به عنوان ذخیره زیست محیطی در نشست یونسکو در اسفند ۱۳۹۴ با هدف بهره-مندی از پشتیبانی بینالمللی در احیای آن، افزایش حقآبه تالاب هامون از چاه نیمههای منطقه، لایروبی، پیگیری حقابه از طریق دستگاه دیپلماسی و تخریب و بازگشایی حدود یک کیلومتر از دایک مرزی در قسمت هامون پوزک (شرق تالاب) از جمله مهمترین این اقدامات است (۹).
بررسی حقوقی موضوع
از منظر قواعد حقوق بین الملل حاکم بر رودخانه های بین المللی، «اصل حاکمیت سرزمینی محدود» بر رودخانه هیرمند جاری است؛ به عبارت دیگر، رودهایی که حوزه آبریزی آنها در کشور دیگری واقع است، کشور بالادستی نمیتواند مسیر آن رود را تغییر دهد، منحرف کند و یا با هر اقدام دیگری موجب زیان به کشور پایین دستی شود. بر مبنای این اصل مورد قبول در نظام حقوقی جهان و با استناد به این که تالاب هامون در زمره تالاب های ثبت شده در کنوانسیون رامسر قرار دارد، ایران عنوان می کند که افغانستان از انجام تعهدات خود در قرارداد ۱۳۵۱ سر باز زده و سیلاب های فصلی را به جای حقابه به خاک ایران روانه می کند. همچنین ایران با اشاره به ثبت جهانی تالاب هامون در یونسکو، حفظ و پاسداشت این میراث بشری را وظیفه مشترک دو کشور می داند.(۱۰)
راهکارها
بخش عمده تالاب هامون در خاک ایران قرار دارد و در عوض عمده حوزه آبریزی آن در خاک افغانستان. از اینرو، وضعیت ناگوار کنونی تالاب هامون چالشی است که اگرچه در زمانه کنونی دامن ایران را گرفته اما در سالهای آینده نیز افغانستان با آن روبرو خواهد شد. از این رو، نجات تالاب هامون درک بیشتر موضوع و همافزایی بیشتر دو کشور را می طلبد. در عین حال، به نظر میرسد باید موضوع را از رویکردی جامعتر و کلانتر مورد بررسی قرار داد. در واقع، حل موضوع حقابه ایران از رودخانه هیرمند تابعی از کل روابط دو کشور است. به این معنا شایسته است تا این موضوع را بخشی از نقشه راه حقوقی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، زیست محیطی و … تصور کرد که برای تداوم حسن همجواری با همسایه شرقی ضروری است. در ادامه به برخی جنبه های این نقشه راه اشاره شده است.
در ترسیم این نقشه راه، اقدام جهت به روزرسانی قرارداد حقوقی جدید که تأمین کننده نیازهای دو کشور باشد ضروری است. همچنین پیگیری موضوع احیای تالاب هامون به عنوان اثر جهانی در یونسکو در مجامع بین المللی مرتبط با دگرگونی آب و هوایی می تواند ضمن جلب توجه افکار عمومی دنیا، به جلب کمکهای مالی بین المللی کمک کرده و در اعمال فشار بر دولت افغانستان در پایبندی به تعهدات خود کارآمد باشد. بهره گیری هرچه بیشتر از همراهی سازمان ملل و سازمانهای تخصصی آن همچون UNEP و UNDP در حفظ تالاب هامون بدون شک میتواند مفید فایده آید.
اقداماتی چون ایجاد کمربند سبز، کشت گیاهان مقاوم در برابر کم آبی، ساخت بادشکن از طریق درختکاری، حفاظت از عرصههای مرتعی دریاچه، به کارگیری شیوههای نوین آبیاری و کشاورزی (۱۱)، تقویت کارگروه مشترک احیای هامون با دولت افغانستان، ارائه بسته تشویقی به دولت افغانستان در قالب طرح هایی همچون برق ارزان، بهره مندی از دیپلماسی رسانهای در ارائه تصویر واقعی بحران به مردم افغانستان، تقویت دیپلماسی عمومی و نفوذ معتمدین محلی دو کشور، تشویق و گسترش مشارکت مردمی و آموزشهای زیست محیطی، تخصیص خط اعتباری ویژه برای احیای تالاب هامون با کمک اعتبارات دولتی، بخش خصوصی، سمن ها و نهادهای بین المللی، ارائه تسهیلات برای سرمایه گذاران افغانستانی در طرح توسعه چابهار و … میتواند در حفظ تالاب هامون به عنوان میراث مشترک بشری کارگشا باشد.
منابع:
۱-اعتراض در افغانستان به سخنان روحانی درباره سدسازی، سایت عصر ایران، ۱۸ تیرماه ۱۳۹۶، در دسترس است در
http://www.asriran.com/fa/news/547880/
۲- پایگاه اطلاعرسانی رئیس جمهور، رییس جمهور در همایش بینالمللی مقابله با گردوغبار: حفظ محیطزیست برای سلامت، توسعه و جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه ضروری است، ۱۲ تیرماه، در دسترس است در
http://www.president.ir/fa/99653
۳- مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، «قانون معاهده راجع به آب رود هیرمند بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت افغانستان»، در دسترس است در
http://rc.majlis.ir/fa/law/show/95041.
۴- یاسر میری، واکاوی پیامدهای تجزیه احتمالی افغانستان، سایت تبیین، ۲۱ اسفند ۱۳۹۵، در دسترس است در
http://www.tabyincenter.ir/18084
۵- یک مرکز تحقیقاتی: افغانستان تنها از ۳۰ درصد آبش استفاده میکند، وبسایت بی بی سی، ۳ دیماه ۱۳۹۴، در دسترس است در:
www.bbc.com/persian/afghanistan-38426122
۶- قرارداد ساخت فاز دوم سد کجکی در افغانستان با شرکت ترکیه ای امضا شد، خبرگزاری آناتولی، ۱۸ آبان ۱۳۹۵ در دسترس است در:
http://aa.com.tr/fa/%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%81%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B3%D8%AF-%DA%A9%D8%AC%DA%A9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%AF/656610.
۷-. علیرضا طهماسبی، جمال محمدولی سامانی، «منابع آب دشت سیستان»، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در دسترس است در rc.majlis.ir/…/734820&sa=U&ved=0COoBEBYwO2oVChMI3szP-J
۸- زابل آلودهترین شهر جهان لقب گرفت، سایت تابناک، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ در دسترس است در
http://www.tabnak.ir/fa/news/588542.
ثبت هامون در فهرست ذخیرهگاههای بینالمللی یونسکو، پایگاه اطلاع رسامی فردا، ۱ فروردین ۱۳۹۶ در دسترس است در:
http://www.fardanews.com/fa/news/503569/
۹- رضا موسی زاده، مرتضی عباس زاده، ابعاد حقوقی بهرهبرداری از رودخانه هیرمند توسط ایران و افغانستان، خبرگزاری فارس در دسترس است در:
http://www.farsnews.com/13951225001580
۱۰- جابر سلطانی، علیرضا کرباسی، نقش اجرایی رژیم حقوقی رودخانه هیرمند در تعدیل خشکسالی سیستان، اقتصاد کشاورزی و توسعه، سال دهم، شماره ۳۸، تابستان ۱۳۸۱
انتهای متن/