رنگین کمان دل انگیزی که پرتو خورشید حسینی، اربعین هرسال، درخشانتر از سال پیش، در مسیر کربلا میآفریند، پدیده بینظیر جامعه بشری در زمان ماست. هیچ جای دیگر جهان نداریم که بیش از بیست میلیون نفر از کشورهای مختلف، هرسال در زمان واحد، با احساسی مشترک، اینچنین پرشور و در هم تنیده، همگام مسیری واحد شوند و هریک به زبان خود، سرودی در این حماسه عظیم انسانی بسرایند و در یک نمایش چند میلیونی، در جغرافیای این دشت کوچک، تاریخ ۱۴ قرن پیش را بازخوانی کنند.
1- اربعین، جلوه گاه وحدت، با مغناطیس حسینی است. وحدتی که تنوعنژاد و زبان و تفاوت سلیقه سیاسی را هضم میکند و نه فقط آشنایان، که ناآشناها را هم گرد هم میآورد و پیوند میدهد. در این مدار همبستگی، کانون وحدت، حسین بن علی است و شعار وحدت بخش، حماسه مظلومیت و حقجویی و ستم ستیزی اوست. خوشبختانه در راهپیمایی امسال، با درایت مراجع بزرگوار و هوشیاری نهادهای ذیربط، این وحدت، تجلی بیشتری داشت و کمتر نشانی از تنازع عکسها و تعرضات ناپسند دیده میشد. و چه زیبا میشد اگر ما در داخل کشور هم، از سرمایه این آهن ربای عظیم احساس و اخلاق دینی بیشتر بهره میگرفتیم و برادههای کوچکمان را در پیوند با آرمانها و ارزشهای مشترک، به فولادی پر صلابت و سازنده تبدیل میکردیم.
۲- راهپیمایی اربعین، جلوهگاه روح نیک اندیشی، نیکخواهی و نیکوکاری پیروان اهل بیت است. صحنههای شورانگیز ازخودگذشتگی مالی و جانی میزبانان در خدمت به میهمانانی که حتی نام آنها را نمیدانند، هریک نشانه اوج هایی است که روح بشری میتواند به آن نائل شود. دهها میلیون انسان از چهارگوشه جهان در حرکتی صلح آمیز، در قطعه کوچکی از زمین، درهم میجوشند و در این جوشش انسانی، آنچه اتفاق میافتد، احسان است و مهربانی و اشک شوق و لبخند سپاس.
عظمت این پدیده بینظیر بشری را جامعه شناسان و روانشناسان باید به توصیف و تحلیل بنشینند و درسها بیاموزند. در این صدها میلیون تماس انسانی، من جای خود را به ما میدهد. همه سفره برای دیگری میگشایند و برای خدمت به دیگری، کمر خم میکنند و بار دیگری را به دوش میکشند. حادثهها همه شکفتن است نه شکستن. آرامش دادن است نه آزردن و دیگرخواهی است نه خودخواهی. مسلمان شیعه نشان میدهد که از امامانش، کرامت و احسان و گذشت را آموخته است و سالگرد مظلومانهترین شهادت و اسارت تاریخ را در کریمانهترین تجمع بشری گرامی میدارد.
۳- راهپیمایی اربعین، جلوهگاه حماسه است؛ حماسه عاشورا و تداوم حماسه در زمان ما. در سالهای اخیر، زنده داشتن یاد حماسه حسینی با حمایت از ایستادگی در برابر ظلم تروریسم تکفیری و تفرقه افکنی دشمن صهیونیستی بوده است. نام و عکس شهیدان مقاومت عراق علیه تخریب وطن و تحریف دین، نشانی از زنده بودن مکتب ذلت ستیزی حسینی است.
ترکیب زیبای حالت صلحآمیز راهپیمایی آرام با روح حماسی حرکت، جلوه تمام نمایی از روح و تاریخ و فرهنگ اسلام شیعی است که با پرچم عقل و عدل و اعتدال، همیشه از زبان عالمان و حکیمانش، آرام و مستدل و منطقی سخن گفته است و با همه احساس خود، در زنده داشت مظلومیت شهیدان کربلا گریسته و فریاد برآورده است و هرجا فرصت یافته است نیز، به اصلاح و عدل برخاسته است.
۴- اربعین، گرچه حسینی است و از آن همه عاشقان حسینی است، ولی سفره گسترده خدمت به زائران کربلا، بهطور خاص، میدان نمایش فتوت و ایثار ساکنان کربلا و نجف و حله و بصره و سراسر این سرزمین گلگون است. اگرچه خادمان ایران و لبنان و جمهوری آذربایجان و پاکستان و دیگر کشورها هم به صف این خدمت بیمنت پیوستهاند و موکبهای ضیافت گستردهاند، ولی افتخار میزبانی از آن مردم کریم عراق است و همچنان باید بماند. میهمانانی که به کمک میزبان برمی خیزند، قدر و حرمت میزبان را میشناسند و خلوص خدمت بینام و نشان را به خودنمایی نمیآلایند.
نوشته زیبای «نشکر العراق» که بر کوله پشتی برخی از راهپیمایان ایرانی نقش بسته بود، گواه صادقی بود بر این حقیقت که همه مواکب وامکانات ما، فقط درصد کمی از خوان بیمنتی است که میهمان نوازان عراقیمان گستردهاند. سپاس این کرامت بر نعمت میافزاید و محبت را دوچندان میکند.
۵- شکوه این حضور و حیات، به مردمی بودن آن است. پس باید همچنان مردمی بماند. موکبهای کوچک و سینیهای خانگی غذا و دستهای کوچک کودکان و انگشتان کارکرده پیرمردانی که در راه، به اصرار و گاه التماس، تو را به سفره دل خویش میخوانند، اقیانوس پرموج شرف و همت روحهای بلند انسانها است. این سرمایه عظیم را نباید به گمان تقویت با بودجههای دولتی، تضعیف کرد. صدای دلنشین زمزمههای عشق و عاطفه و ارادت را نباید به بانگ و همهمه بوقهای بزرگ و مکرر خاموش کرد. اگرچه دولتهای عراق و ایران، وظیفه تأمین زیرساختها و تسهیل خدمات حمل و نقل و ارتباطات و اسکان و بهداشت را به عهده گرفتهاند و تلاش فراوان کردهاند و کم هم نباید بگذارند، اما باید به حوزههایی بپردازند که از عهده مردم برنمی آید و به هیچ روی نخواهند که جانشین مردم شوند؛ چرا که این مشعلگاه عظیم که به شعله شمع جان میلیونها انسان روشن شده است، جانشین ندارد. تسریع در وصل راهآهن شلمچه- بصره و همکاری برای تأمین ارتباطات سریع و مطمئن، از این دست اقدامات زیرساختی است که گامی در پیوند استراتژیک دو کشور هم خواهد بود.
۶- اربعین، اگرچه پیر و جوان و زن و مرد و عالم و عامی و شهری و روستایی نمیشناسد و بوستان هزارگل انسانی است، اما به سبب ویژگی شورآفرینی و احساس، عرصه شور و جوشش جوانان شده است. این میدان گسترده با ویژگی بینالمللی خود، ظرفیت آن را دارد که انرژی بیپایان جوانان را در تولید فرهنگی و گستراندن پیام وحدت و احسان و حماسه به خلاقیت برساند. جذب و همگرایی و همکاری و پیوند این همه نیرو، با پذیرش تنوع و پرهیز از تحمیل تک صدایی، برنامهریزی و نظم و مدیریت میطلبد.
۷- این رخداد عظیم جهانی که به سبب ویژگی چند ملیتی خود و ظرفیت اثرگذاری در فضای روحی و سیاسی منطقه، شایستگی پوشش گسترده خبری و تحلیل سیاسی و فرهنگی دارد، به نحو حیرت انگیزی با توطئه سکوت روبهرو شده است. گویی نشان دادن عظمت این وحدت و تصویر واقعی روح صلح و حماسه این مردم، به نفع هیچیک از امپراطوریهای رسانهای نیست. جای آن است که هنرمندان و نویسندگان و آفرینشگران فضای مجازی با خلاقیتهای فرهنگی و هنری خود، پیام رسان اربعین شوند و با این ظلم رسانهای بستیزند.
۸- راهپیمایی اربعین، آینه مشترکات بیشمار دو ملت ایران و عراق هم هست. دو ملتی که ستم صدّامی و سیاست تفرقه افکنی نظام سلطه، هشت سال جنگ را بر آنان تحمیل کرد و تجاوز ظالمانه به ایران را رقم زد؛ ولی در پس سقوط دیکتاتور و آزادی مردم، مشترکات دینی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی دو ملت چنان گسترده و ریشه دار بود که دین و تاریخ و فرهنگ بر جنگ غالب آمد و صلح و همکاری و توسعه مشترک، خاطرات تلخ سالهای تجاوز را زدود. جانفشانیهای جوانان و سرداران ایرانی در مبارزات اخیر با تروریسم تکفیری، در کنار مرجعیت و مردم عراق برای دفاع از حرم و امنیت منطقه، با حمایت همه جانبه دولت، قدردانی روزافزون مردم عراق را به همراه داشته است.
صحنههای انسانی و پرشور برخورد خانوادههای عراقی با ایرانیان در مراسم اربعین، گواه روشن این حقیقت است که «این ملتهایند که میمانند.» امروز دیگر هیچ توطئهای نمیتواند این دو ملت را در مقابل هم قرار دهد. مشترکات گسترده دو ملت، ظرفیت آن را دارند که پیوندها، در عرصههای مختلف، عمق و شدت بیشتری بیابند. همکاریهای اقتصادی دو کشور میتواند و باید از عرصه تجارت فراتر رود و سازمان تازه ای در شکل سرمایهگذاری مشترک، هدف توسعه مشترک در منطقه را دنبال کند.
هنوز همکاریهای بانکی، با وجود توافق، بهسبب کارشکنی امریکا در بانک مرکزی عراق، پیش نرفته است. ظرفیت موجود، برداشتن گامهای بلندتری و شاید سامان تازهای را میطلبد. ولی اگرچه روابط اقتصادی برای پایدارتر کردن پیوندها لازم است، ولی باز، همه چیز از فرهنگ آغاز میشود و با فرهنگ به اوج میرسد. قدر فرهنگ اربعین را بدانیم.
*معاون اقتصادی رئیس جمهوری
منبع: روزنامه ایران بیستم آبان ماه
پژوهشم**۱۱۹۷**