چه حیف شد وقتی که ما خواب بودیم رفتی

داستان ما و تو، نه داستان جنگ و حادثه که راز عاشقی بود، راز آن معشوق که از در می‌آمد و عاشق که ناگزیر از دیوار بیرون می‌رفت.

به گزارش پایگاه خبری طبس نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر،

چه حیف شد که رفتی؛ ” شیرآهن کوه مرد عاشق”، داغ به دل نشسته …

مردم شهر بی تاب اند، رستاخیزی از آدمی برپاست، با قلب‌هایی آکنده از اندوه و خشم، از خاری که بر دل نشست.

 

چه حیف شد وقتی که ما خواب بودیم، رفتی …

لینک منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − چهارده =