چاپ این خبر

قرآن بیش از آنکه موضوع‌محور باشد نقش‌محور است

طبس نیوز: 

گروه اندیشه: گلجانی با بیان اینکه قرآن نقش‌محور است و نه موضوع‌محور اظهار کرد: با این رویکرد در قرآن، تمام توصیفات انسان در خصوص کارکرد و نقش اوست. فرض کنید نقش‌هایی مانند صدقین، کاذبین، مکذبین،‌ ابرار، ‌منافقین، ریاکاران و محسنین همه مربوط به نقش‌هاست و نه موضوعات.

ایرج گلجانی‌امیرخیز، استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه بین‌المللی قزوین در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، در پاسخ به این پرسش که با توجه جاودانگی و جهان‌شمولی قرآن، نسبت بین تفسیر و شرایط عصری چیست؟ گفت: پاسخ به این پرسش به این بر می‌گردد که قاعده جری را در نظر بگیرد. در روایات ما نیز آمده است که قرآن کریم در طول تاریخ جریان دارد و برای معاصرین نزول خود نیست.

وی ادامه داد: در اینجا باید پرسید ملاک و مناط این قاعده چیست؟ و بر چه اساسی قرآن در طول تاریخ جریان دارد؟‌ عده‌ای بسیاری این ملاک را روی موضوعات قرآن قرار داده‌اند. یعنی معتقدند موضوعات قرآن جاودانه است و به همین خاطر با معضلی مواجه‌ شده‌اند و آن اینکه موضوعات عوض می‌شود. موضوعات جامعه انسانی در نهادهای اقتصادی،‌ اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اندیشه‌ و باورها عوض می‌شود و چطور قرآن ادعای جاودانگی می‌کند؟

استادیار دانشگاه بین‌المللی قزوین تصریح کرد: در واقع باید گفت قرآن بیش از آنکه موضوع‌محور باشد، نقش‌محور است. در واقع این انسان و نقش‌های انسان است که می‌تواند موضوعاتی را ایجاد کرده، تداوم بخشد و موضوعاتی را از میان ببرد و این نقش‌ها بنابر فطرت انسان و یا انصراف از فطرت انسان هستند.

گلجانی افزود: به همین جهت با این رویکرد در قرآن، تمام توصیفات انسان در خصوص کارکرد و نقش اوست. فرض کنید نقش‌هایی مانند صدقین، کاذبین، مکذبین،‌ ابرار، ‌منافقین، ریاکاران و محسنین همه مربوط به نقش‌هاست و نه موضوعات، از این رو موضوعات مربوط به امور انتزاعی هستند. این اموری خودشان در جهان خارج وجود ندارند، بلکه انسان‌ آن‌ها را در جهان خارج به وجود می‌آورد. برای مثال ربا موضوعی است که در قرآن هست، اما ربا را انسان به وجود می‌آورد و کارکرد انحرافی از فطرت انسان است که ربا را به وجود می‌آورد. وقتی انسانی به دنبال ربا نباشد و به دنبال معاملاتی باشد که در آنها ظلم و اجحاف نیست، ربا از بین می‌رود.

وی با بیان اینکه نگاه ما به قرآن باید نگاه روایتی باشد،‌ گفت: یعنی دیدگاه قرآن مربوط به جهان فیزیکی و زمانه نیست که تسلسل حوادث و موضوعات در آن اتفاق بیفتد. از این رو قرآن کتاب تاریخی نیست که تسلسل موضوعات را بیان کند و حوادث را در تاریخ بیان کند. قرآن مبتنی بر زمان داستانی است. زمان داستانی مبتنی بر تسلسل حوادث و یا موضوعات پدید آمده توسط انسان نیست، بلکه زمانی مبتنی بر جریان علی و معلولی در جهان است؛ یعنی کدام حادثه و موضوع که انسان به وجود می‌آورد، ایجادکننده کدام دسته از حوادث و موضوعات در جهان هستند.

استادیار دانشگاه بین‌المللی قزوین تصریح کرد: برای مثال فسق در قرآن کریم و آیه «وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَهً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا؛ و چون بخواهیم شهرى را هلاک کنیم خوشگذرانانش را وا مى داریم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتیجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد پس آن را زیر و زبر کنیم»(اسرا، ۱۶)، بر می‌گردد به رابطه علی و معلولی فسق توسط مسرفین و نابودی جامعه. این بخش در سنت‌های قرآنی وجود دارد؛ یعنی زمان داستانی که مبتنی بر رابطه علی و معلولی موضوعات و حوادث است که در قرآن وجود دارد.

گلجانی ادامه داد: همچنین آیه «سُنَّهَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدِیلًا؛ در باره کسانى که پیشتر بوده‏ اند [همین] سنت‏ خدا [جارى بوده] است و در سنت‏ خدا هرگز تغییرى نخواهى یافت»(احزاب، ۶۲). بیان رابطه علی و معلولی در جهان آمده است که قوانین و کارکرد‌های حاکم بر زندگی فردی و اجتماعی انسان است. اما قرآن به زمان داستانی محدود نمی‌شود و به زمان روایی ارتقا می‌یابد. در زمان روایی، موضوعات و حوادث‌محور نیستند، بلکه پدیدارشدگی آن موضوعات و حوادث در دنیای درونی انسان موضوع قرآن است. یعنی جهان خارجی که جهان پدیدارهاست به خاطر نقش و عملکردی که انسان در این جهان دارد، موضوعات در درون دنیای انسان پدیدار می‌شود و به انسان شخصیت خاص و سپس نقش خاص می‌دهد، موضوع قرآن است.

وی افزود: زمان روایی زمانی است که جهان خارج به عنوان پدیده‌ها و هست‌ها در درون دنیای انسان پدیدار می‌شود، به او شخصیت و ویژگی‌‌های خاص روانی می‌دهد که موضوع قرآن هستند و هیچ‌گاه عوض نمی‌شوند؛ زیرا ویژگی‌هایی که از جهان خارج در دنیای انسان پدیدار می‌شود، در او متعاقبا نقش‌هایی ایجاد می‌کند که موضوع قرآن هستند و این نقش‌ها در طول تاریخ ثابت‌اند.

استادیار دانشگاه بین‌المللی قزوین ادامه داد: در واقع یک رابطه سه ضلعی وجود دارد. اولا کارکرد و نقش انسان در جهان، ثانیا ایجاد کردن حوادثی در جهان خارج و ثالثا پدیدار شدن آن حوادث در دنیای درون انسان‌ها که متعاقبا نقش‌هایی را ایجاد می‌کند.

گلجانی با تصحیح سوالات اولیه بیان کرد: بنابراین به جای اینکه که در پاسخ به سوال شما برگردیم به موضوعات و به جای اینکه بپرسیم موضوعات قرآن علی‌رغم تحول موضوعات در جهان خارج چگونه جاودانه هستند،‌ سوال را تصحیح می‌کنیم و می‌گوییم نقش‌هایی که انسان در تعامل با جهان ایجاد می‌کنند،‌ ثابت بوده و قرآن کریم تمام صفاتی را که برای انسان بر می‌شمارد، فطری هستند و در روایات هم می‌بینیم که بافت زمان روایت با بافت زمان طبیعی که به تعاقب حوادث و موضوعات است، مربوط نیست.

وی در پایان گفت: نکته دوم اینکه زمان روایی مربوط به زمان داستانی که رابطه علی و معلولی حوادث در جهان است، صرفا مربوط نیست و سوم زمان روایی وابسته است به تعامل انسان و جهان به گونه‌ای که حوادثی در جهان که توسط انسان ایجاد می‌شود، از جهان طبیعی به دنیای درونی انسان منتقل می‌شود و انسان متعاقبا نقش‌هایی را در جهان ایجاد می‌کند که به صورت نفاق، ‌فسق،‌ احسان، ایمان، ظلم، عدل و صفاتی این گونه بر می‌گردد که مبتنی بر تقابل‌های دوگانه است.

Permanent link to this article: http://tabasnews.ir/iran-and-world/news-id=50693