ماهیها سنگ میشوند در سحرگاهی که لاله میروید…
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی طبس، حجتالاسلام دکتر زنجانی طبسی متولد ۱۳۳۷ میباشد که هم اکنون امام جمعه موقت طبس و استاد دانشگاه است، وی در اوایل انقلاب در دو تئاتر بازیگری نمود که در دفتر خاطراتش ثبت شده است، شنیدن و خواندن آن خاطرات برای جوانان امروزی خالی از لطف نیست.
خبرنگار فرهنگی پایگاه اطلاع رسانی طبس در گفتگو با حجتالاسلام دکتر زنجانی طبسی برگی از خاطرات دوران جوانیاش را اینگونه بیان میکند:
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با عدهای از جوانان هم سن و سال برآن شدیم نوعی از شادی را در بین مردم به صورت نمایش و تئاتر ایجاد کنیم لذا در اوایل سال ۱۳۵۸ تئاتری در مکانی که امروز در اختیار دانشگاه پیام نور هست (سالن اجتماعات دانشگاه پیام نور سابق)، اجرا کردیم با نام «ماهیها سنگ میشوند» و من که در آن زمان جوانی ۲۱ ساله بودم، همراه با آقایان رسول زریننژاد، یونسی، حسین یاقوتی، جزایری و افرادی دیگری که در خاطرم نیست در این تئاتر بازی کردیم که بنده در آن نمایشنامه نقش یک پیرمرد را بازی میکردم آقای زریننژاد هم نقش یک دلقک را بازی میکرد و حرفهایی که جنبه حکیمانه داشت را میزد و شنونده و مخاطب را به تفکر وامیداشت.
وی میگوید: این اولین نمایشی بود که بعد از انقلاب اسلامی در طبس اجرا شد، این نمایش به کارگردانی جوانی غیر طبسی و غریبه بود که برای کمک به زلزلهزدگان به طبس آمده بود.
او ادامه میدهد: تئاتر دیگری هم در همان سال اجرا کردیم که نویسندگیاش را هم عهدهدار شدم با نام «در سحرگاه لاله میروید»، که داستان فرد مبارزی بود که در دادگاه او را محاکمه میکردند و در نهایت رژیم او را محکوم به اعدام میکند و در آن تئاتر اعدام میشد که نقش آن مبارز را من اجرا میکردم و نقش مامور اعدام را هم آقای یونسی اجرا میکردند، استقبال از این نمایش خیلی خوب بود زن و مرد از این نمایش استقبال میکردند چون در آن زمان سرگرمی دیگری در طبس نبود خصوصا نمایشنامهٔ اول «ماهیها سنگ میشوند» قسمتی داشت که همه با هم همخوانی میکردند که: «آی گلی پرپر گلی، ای تیر بر شه پر گلی»
دکتر زنجانی طبسی در خصوص تغییر مضمون نمایشنامهها در تئاترهای کنونی میگوید: بحث تغییر مضمون نمایشها در حال حاضر نیاز به یک بحث کارشناسی دارد، و با توجه به اینکه بنده عضو هیئت بازنگری تئاتر در اداره ارشاد هستم باید بگویم نمایشنامههایی که برای اجرا میآید خیلی ضعیف هستند، نمایشنامههایی که میآید اصلا فاقد فلسفه و هدف است و بعضا خیلی ساده و پیش پا افتاده است و من احساس میکنم نویسندگان این نمایش نامهها در یک یا دو شب این نمایش نامهها را مینویسند و میخواهند آن را اجرا کنند، و نهایتا ما باید قبل از اجرای نمایشنامه آن را ببینیم و به همان سبکی که جلوی ما اجرا میکنند بر روی صحنه اجرا شود ولی باز میبینیم که در موقع اجرا در جلو جمعیت، خود بازیگران یه سری چیزهای را اضافه میکنند که این خلاف است.
حجتالاسلام زنجانیطبسی معتقد است: امروزه اگر چه اشکال اساسی در تئاتر و نمایشنامهها وجود دارد و ممکن است بعضی الفاظ و یا حرکاتی که مورد پسند جامعه ما نیست در آنها بکار رود اما در بدو امر باید هم کارگردان و هم بازیگر را توجیه کرد چون اینها جوان هستند و فاقد تجربه، افرادی دارای عشق و علاقهای که میخواهند آن عشق و علاقه و هنر را از خودشان نشان دهند لذا باید زمینه را باز گذاشت و آنها نیز متوجه باشند که فرهنگ ما با برخی از حرکات و برخی از کلمات و جملات میانه خوبی ندارد.
حجتالاسلام زنجانیطبسی که در ابتدای انقلاب در کارنامه خود بازی در دو تئاتر را دارد توصیهای به جوانان جویای هنر تئاتر هستند میکند و میگوید: جوانها اطلاعاتشان را در این حیطه باید افزایش دهند و حتما در کنار خودشان از افراد با تجربه و کارشناس استفاده کنند و توجه داشته باشند که در دیالوگهایی که میخواهند بگویند خیلی از مسائل و جنبههای اخلاقی، فرهنگی و اعتقادی را رعایت نمایند.
ممنون. بسیار زیبا