خورشید طوس چگونه وارد ایرن شدند؟+ تصنیف زیبای قطعه بهشت

مأمون که در زمان پدرش از طرف وى والى خراسان بود، بعد از درافتادن با برادرش امین و کشتن او، مرکز خلافت را از بغداد به مرو منتقل کرد. وی براى آنکه بتواند شورش هاى علویان و سادات را فرونشاند و در میان جمعیت فراوان شیعه جایگاهى پیدا کند، تصمیم گرفت که مهتر آنان حضرت على بن موسى الرضا (ع) را به خراسان دعوت و با استقرار آن حضرت در دربار خود، چنین وانمود کند که حکومت او مورد تأیید ایشان است،از این رو، دعوت نامه هاى متعددى به آن حضرت فرستاد، ولى هربار با پاسخ منفى مواجه مى شد، تا اینکه دعوت ها جاى خود را به…خبرگزاری شفاف :مأمون که در زمان پدرش از طرف وى والى خراسان بود، بعد از درافتادن با برادرش امین و کشتن او، مرکز خلافت را از بغداد به مرو منتقل کرد. وی براى آنکه بتواند شورش هاى علویان و سادات را فرونشاند و در میان جمعیت فراوان شیعه جایگاهى پیدا کند، تصمیم گرفت که مهتر آنان حضرت على بن موسى الرضا (ع) را به خراسان دعوت و با استقرار آن حضرت در دربار خود، چنین وانمود کند که حکومت او مورد تأیید ایشان است،

از این رو، دعوت نامه هاى متعددى به آن حضرت فرستاد، ولى هربار با پاسخ منفى مواجه مى شد، تا اینکه دعوت ها جاى خود را به تهدید داد و امام رضا (ع) دانست که مأمون دست از این کار بر نخواهد داشت، لذا براى جلوگیرى از خون ریزى و پایمال شدن خون شیعیانش، به سال ۲۰۰ هجرى راه خراسان را در پیش گرفت.

مسیر حرکت امام رضا علیه السلام آن گونه که مأمون تعیین کرده بود، از بصره، اهواز و فارس مى گذشت و دستور چنین بود که آن حضرت را از کوفه و قم عبور ندهند، زیرا مأمون بیم داشت که امام رضا (ع) با شیعیان آن شهرها تماس برقرار کرده و آنان را از سرگذشت خویش آگاه کند. امام رضا (ع) در طول مسیر از منزلی به نام «معدن نقره» گذشته، پس از نباج از نزدیکى کوفه که مسیر مدینه به بصره قرار دار-. وارد منطقه قادسیه شد. -سرزمینى که در عصر خلیفه دوم، محل جنگ بزرگ میان مسلمانان و ایرانیان بود و سرانجام به پیروزى مسلمانان انجامید-. حضرت رضا(ع) پس از قادسیه به سمت بصره ادامه مسیر داد.

حضرت با گذر از قادسیه راه خود را ادامه داده، پس از طى مسافتى، وارد بصره شد – بصره شهرى است که به دست مسلمانان ساخته شده و بناى آن قبل از کوفه و در عصر خلیفه دوم بوده است- آن گونه که از مدارک گوناگون و متعدد بر مى‏آید شرایط حاکم بر بصره به نفع مامون خلیفه عباسى بود . بدیهى است با این فرض، مأمون عزیمت امام به بصره و عبور دادن امام از این دیار را امرى تبلیغاتى براى خود مى ‏دانست و بهره‏بردارى لازم را از آن انتظار داشت. در ادامه مسیر، حضرت پس از بصره از راه خاکى و یا آبى وارد خوزستان شده و چند روزى در اهواز اقامت داشته ‏اند. آثارى نیز تاکنون بر جاى مانده است که یادآور عبور امام از آن دیار است، مثل مسجدى که توسط امام بنیان نهاده شده است.

سفر امام رضا (ع) تا اهواز در منابع منعکس شده است، همچنان که بخش پایانى سفر نیز یعنى از نیشابور تا مرو روشن است، ولى حد فاصل میان اهواز تا نیشابور چندان معلوم نیست. احتمال هاى مختلفى در مورد مسیر امام داده شده است که عبارتند از:
اهواز – فارس – اصفهان – قم – رى – سمنان – دامغان – نیشابور/ اهواز – اصفهان – عبور از کوهستان ها – کوه آهوان – سمنان – نیشابور/ اهواز – اصفهان – یزد – طبس – نیشابور/ اهواز – فارس – کرمان – طبس – نیشابور. به طور طبیعى حضرت در میان راه به منازل و شهرهاى کوچکترى نیز برخورد داشته و از آنها عبور کرده است که در احتمالات یادشده شهرهاى مهم نام برده شده است و کمتر نامى از قرى‏ و محله‏ هاى کوچک است.

هر چند اغلب برآنند که قم از جمله شهرهایى بوده است که بنابر سیاست مأمون نمى‏بایست امام از آن عبور کند، ولى برخى معتقدند که امام‏(ع) از طریق اراک یا از راه اصفهان، وارد قم شده اند. لازم است به نظریه مشهوری در زمینه ادامه سفر امام اشاره کنیم و آن این است که: امام از اصفهان یا نزدیکى آن به سوى طبس و نیشابور عزیمت داشت. ناصر خسرو در سفرنامه خود راه معروف عراق تا خراسان را – که خودش نیز از همان مسیر سفر کرده است – ضمن نقشه‏ اى که ضمیمه سفرنامه اوست، چنین ‏توصیف مى کند:((این مسیر از بصره آغاز و بعد از گذر از «شاطى عمان»، «ابله»، «عبادان»، «مهروبان»، «ارجان»، «اصفهان»، «کوه مسکیان»، «نایین»، «ده‏گرمه»، «رباط زبیده»، «چهارده طبس» به نیشابور منتهى مى‏ شود.))

ورود امام(ع) به نیشابور، مورد اتفاق نظر همه تاریخ نگاران و محدثان است. امام رضا(ع) در میان استقبال با شکوه و بى نظیر مردم وارد نیشابور شدند و در ناحیه اى به نام بلاش ‏آباد یا پلاس آباد منزل گزیدند. و در منزل خانمى که به نام پسنده یا پسندیده (بحار الانوار، آثار باستانى خراسان) معروف گردیده است، اقامت گزیدند. حضرت رضا(ع) در کنار این خانه یک دانه بادام کاشتند و هنوز یکسال نشده بود که درختى بزرگ شد و میوه داد، مردم از این درخت با خبر شدند، لذا مى ‏آمدند و از بادامهاى آن براى شفاى دردهاى خود مى‏ بردند، هر کس از بادام آن مى‏ خورد بیماریش شفا مى‏ یافت.

حضرت چند روزى در نیشابور ماندند و در یکى از روزها به زیارت آرامگاه امامزاده محمد محروق که از نوادگان امام سجاد(ع)است، رفته‏ اند.حاکم نیشابورى مى نویسد: «حضرت رضا(ع) فرمودند یکى از خاندان ما این جا مدفون است، به زیارت ایشان مى رویم و آنگاه حضرت به روضه سلطان محمد محروق در «تلاجرد» تشریف بردند و آن روضه مقدسه را زیارت کردند.» حضرت رضا(ع) در نیشابور حمامى مى ‏رفتند که امروز آنرا «گرمابه رضا» مى نامند. آب این حمام از چشمه اى تأمین مى‏ شد، ولى مدتها بود آب آن چشمه کم شده بود. حضرت دستورى دادند، آب آن چشمه زیاد شد، سپس ، حوضى به امر حضرت ساختند و حضرت در آن غسل کردند و در پشت حوض نماز گزارند و و مردم هم مى ‏آمدند و براى برکت در آن حوض غسل مى‏ کردند و سپس نماز مى‏ خواندند و دعا مى ‏کردند، خداوند هم دعاى آنها را مستجاب مى‏ کرد .

پس از چند روز اقامت در نیشابور، امام على بن موسى(ع) در میان بدرقه بى سابقه مردم، نیشابور را به مقصد «مرو» ترک کرد. در میان بدرقه کنندگان بسیارى از علما و دانشمندان حضور داشتند. امام(ع) در آن اجتماع عظیم مردم نیشابور به بیان حدیثى از اجداد خود پرداخت که به حدیث سلسله الذهب موسوم گردید. این حدیث از جمله احادیثى است که در کتابهاى حدیثى نقل شده و از نظر سند تمام است. هر چند از نظر متن، نقل هاى مختلفى از آن در متون حدیثى به چشم مى‏ خورد، اما تعدد نقل ها به گونه‏ا ى است که از تواتر آن نمى‏ کاهد. پس از آن که امام(ع) نیشابور را ترک گفت ، از موضعى به نام «عین کهلان» در قریه الحمراء عبور کرد که اکنون به نام «قدمگاه» شهرت یافته است.

بعضى بر این باورند که اثر قدم مبارک امام‏(ع) است، ولى احتمال مى ‏رود که به عنوان یادواره سفر امام و قدوم حضرت به آن مکان، آن سنگ را تراشیده باشند. حضرت رضا (ع) پس از عبور از نیشابور و چند آبادى دیگر، وارد مرو پایتخت مأمون گردید و از طرف او مورد استقبال و تکریم واقع شد.

emam reza

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یک × 2 =