مسئولیّتپذیری در پیشرفت فرد و جامعه و نیز هدایت و سازندگی حیات سعادتمندانه آدمی، نقش مهمّی را ایفا میکند.
چکیده
مسئولیّتپذیری در پیشرفت فرد و جامعه و نیز هدایت و سازندگی حیات سعادتمندانه آدمی، نقش مهمّی را ایفا میکند.هدف مقاله حاضر، تحلیل ابعاد مسئولیّتپذیری در سبک زندگی اسلامی است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی میباشد. به منظور گردآوری دادههای لازم جهت نیل به اهداف پژوهش، منابع موجود و مرتبط با موضوع پژوهش و با استفاده از فُرمهای فیشبرداری از منابع، گردآوری و با شیوههای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که هندسه معرفتی مسئولیّتپذیری در چهار بعد اعتقادی، فردی، اجتماعی و زیست محیطی قابل تبیین است و عملیّاتی ساختن هریک از مسئولیّتها، به نحوی در ساختار زندگی به سبک اسلامی مؤثّر هستند و حیات طیّبه را برای آدمی در مراتب گسترده آن پدید میآورند.
کلیدواژگان
مسئولیّتپذیری؛ هندسه ابعادی؛ سبک زندگی اسلامی
مقدّمه
بحث از جایگاه مسئولیّتپذیری در عرصههای مختلف سبک زندگی اسلامی، از مباحث بسیار ضروری جامعه کنونی ماست؛ زیرا زندگی پیچیده انسان امروزی با رشد و پیشرفت تکنولوژی و نیز سهولت دسترسی به انواع اطّلاعات مفید و غیرمفید و فرو ریختن مرزهای اجتماعی، فرهنگی و یا حتّی جغرافیایی با چالشهای فراوانی همچون جهانی شدن و بومی ماندن، بحران جمعیّت، بحران سلامتی و تغذیه، دگرگونیهای فنّاوری، اثرات فنّاوری نوین ارتباطی بر مهارتهای اجتماعی و اخلاقیّات، مشکلات خانوادگی و … روبهروست (Wtld health rganizatin, 2009).
غفلت از مسئله مسئولیّتپذیری در سبک زندگی میتواند خسارتهای جبرانناپذیری بر پیکره جامعه وارد کند. وقتی افراد نتوانند میان شیوه زندگی خود، باورها و ارزشهای خویش ارتباط برقرار نمایند، بعد از مدّتی ممکن است دست از باورها و ارزشهای خود بشویند و آنان را ناکارآمد تلقّی کنند! و برای اینکه توجیهی برای سبک زندگی غیراسلامی خود داشته باشند، باورها و ارزشهای اسلامی را زیر سؤال ببرند. قرآن کریم در این باره میفرماید: ثُمَّ کَانَ عَاقِبَه الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون: سپس سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند، به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند! (الرّوم/ ۱۰) .
یکى از عوامل مهمّى که پرداختن به ابعاد مسئولیّتپذیری در سبک زندگى اسلامى را ضرورت مىبخشد، ظهور ناکارآمدى تمدّن مادّى و یأس بشر از این تمدّن و سبک زندگى برآمده از آن و گرایش به معنویّت است. پس از شکست و متلاشى شدن قطب شرق تمدّن مادّى، تمدّن غرب با یکّهتازى خود و مبتنى بر مبانى و اهداف خود و در قالب الگوهاى رفتارى و سبک مدیریّتى و معیشتى لیبرالیستى، اومانیستى و سکولاریستى، مدّعى سعادت، رفاه و خوشبختى براى بشریّت در همه شئون حیات شد، ولى دیرى نپایید که این تمدّن ظاهرفریب، نه تنها نتوانست سعادت، رفاه و کرامت را براى بشریّت به ارمغان آورد، بلکه منشاء مشکلات و نابسامانىهاى زیادى در ابعاد مختلف روحى، ذهنى و رفتارى در جوامع غربى و شرقى شده، رو به زوال گذاشته است (بیانات مقام معظّم رهبرى: ۱۹/۱۰/۱۳۶۸).
سبک زندگى برآمده از تمدّن غربى، بر پایه ستیز با معنویّت بنا نهاده شده است و از این رو، تمام ابعاد آن همگى قربانى حذف معنویّت و بىاعتنایى به ارزشهاى دینى شده است: «تمدّن غربى بر پایه ستیز با معنویّت و طرد معنویّت بنا شده است… این تمدّن مادّى و دور از معنویّت، هرچه پیشرفت کند، انحراف آن بیشتر مىشود و هم خود آنها و هم همه بشریّت را با میوههاى زهرآگین خود تلخ کام مىکند» (همان: ۱۴/۳/۱۳۸۳). به بیان دیگر، باطن فرهنگ غربى، سبک زندگى مادّى شهوتآلودِ هویّتزدا و ضدّ معنویّت است.
به هر صورت، شرایط در سطح منطقهاى و جهانى در این مقطع از تاریخ به گونهاى است که از طرفى، بشریّت از تمدّن و سبک زندگى موجود مأیوس شده است و از طرف دیگر، به همین دلیل، رویکردى دوباره به معنویّت شروع شده است. حال در این شرایط، اگر نظام اسلامى بتواند الگوى جدید و سبکى نوین از حیات، مبتنى بر معنویّت و هدایت الهى به بشریّت تشنه امروز ارائه دهد، زمینه گرایش عملى مردمان سرخورده از غرب و تشنه معنویّت را به دین اسلام فراهم آورده است (همان: ۲۳/۷/۱۳۹۱).
در بررسی پیشینه پژوهش مشخّص شد که تاکنون مطالعهای به بررسی ابعاد مسئولیّتپذیری در سبک زندگی اسلامی نپرداخته است، امّا مطالعات متعدّدی در مورد سبک زندگی در ایران انجام شده است که این مطالعات یا عمدتاً به رابطه سبک زندگی با متغیّرهای مرتبط با سلامت پرداختهاند (مثلاً ر.ک؛ مشکی، توکّلی و بحری، ۱۳۸۹: ۱۷۰ـ۱۶۱ و عابدی و همکاران، ۱۳۹۰: ۱۳۷ـ۱۲۷)، یا به رابطه سبک زندگی با متغیّرهای روانشناختی پرداختهاند (مانند؛ پورغفّاری، پاشا و عطّاری، ۱۳۸۸: ۴۸ـ۲۷ و دهقانزاده، جعفرآقایی و تبرّی، ۱۳۹۱: ۱۵ـ۶)، یا سبک زندگی را در مطالعات اجتماعی بررسی کردهاند (مانند؛ ذوالفقاری و سلطانی، ۱۳۸۹: ۵۰ـ۲۴ و سرایی و پورجبلی، ۱۳۸۶: ۱۱۴ـ۸۶) و یا با نگرشی فرهنگی، سبک زندگی بررسی شده است (ر.ک؛ فاضلی، ۱۳۸۷: ۱۹۸ـ۱۷۵). در عین حال، سبک زندگی با رویکرد ارزشهای دینی نیز در برخی تحقیقات انجام شده است (ر.ک؛ نصرتی و ذوالفقاری: ۱۳۹۱: ۱۱۷ـ۱۰۱؛ امیری: ۱۳۹۰ و هاشمی:۱۳۹۰).
با توجّه به اینکه مسئولیّتپذیری از مهمترین و هدفمندترین بخشهای سبک زندگی اسلامی است و تاکنون پژوهشی جامع، در ارتباط با بازشناسی و تحلیل ابعاد مختلف اعتقادی، فردی، اجتماعی و زیستمحیطی آن صورت نپذیرفته، این پژوهش در پی آن است که با عنایت به مبانی نظری و سوابق پژوهشی به «تحلیل ابعادشناسانه مسئولیّتپذیری در سبک زندگی اسلامی» بپردازد.
روش پژوهش
روش پژوهش حاضر، توصیفی تحلیلی است. بر این اساس، پس از انتخاب منابع قابل بررسی، به کمک فُرمهای فیشبرداری از متون، برخی از آموزههای دینی در قلمرو سبک زندگی اسلامی، توصیف محتوایی شده است و جایگاه و ابعاد مسئولیّتپذیری در این نظامواره شناسایی و تبیین گردیده است.
مفهوم مسئولیّتپذیری
در فرهنگ لغت، «مسئولیّت» بهمعنای قابل یا شایسته بازخواست بودن انسان آمده است و غالباً به مفهوم تکلیف، وظیفه و آنچه که انسان عهدهدار آن میباشد، تعریف شده است (سیّاح، ۱۳۶۶، ج ۱: ۶۶۴).
«مسئولیّت» واژهای است عربی که با واژه «سؤال» همریشه است و این معنی را تداعی میکند که شخص در موقعیّتی قرار دارد که میتوان او را مورد بازخواست قرار داد و درباره انجام کاری از او سؤال کرد. البتّه نه سؤال برای سؤال از انجام وظیفهای که به عهده دارد تا در صورت انجام آن، مورد ستایش، تشویق و پاداش قرار گیرد و در صورت سرپیچی، مورد نکوهش، توبیخ و تنبیه واقع شود.
بنابراین، مسئولیّت بهمعنای «در معرض بازخواست بودن» است و با وظیفه و تکلیف تلازم دارد (ر.ک؛ مصباح یزدی، ۱۳۸۰: ۱۲۱). زمانی شخصی را مسئول مینامند که او را پاسخگوی نگرشها، واکنشها و اعمال خود میشمارند. پس در اصطلاح، مفهوم مسئولیّتپذیری پاسخگویی و پذیرفتن عواقب امور انسان در برابر وظایف و اعمالی است که به عهده دارد (ر.ک؛ خواص، ۱۳۸۵: ۱۱۰).
مفهوم سبک زندگی اسلامی
«سبک زندگى» از جمله واژگانى است که دیدگاهها و تعاریف مختلف و گاه متضادى پیرامون آن وجود دارد. در زبانهاى گوناگون از ترکیب سبک زندگى در شکلهاى مختلف یاد شده است. در زبان انگلیسى به دو شکل «Style f Life» و نیز «Life style» استفاده شده است (ر.ک؛ شکارى، ۱۳۸۹: ۵۳۸). معناى لغوى واژه «زندگى» روشن است، امّا در لغتنامهها معانى گوناگونى براى واژه «سبک» درج شده است؛ به عنوان نمونه: «نوع، روش، طرز و شیوه» (معین، ۱۳۸۵، ج ۲: ۱۸۱۸) و «سبک اثاثیه، شکل دادن یا طرّاحى چیزى تطابق با معیار شناخته شده، شیوهاى که برازنده و متناسب پنداشته مىشود، بهویژه در رفتار اجتماعى، نحوه عرضه، خاصّه در موسیقى یا یکى از هنرهاى زیبا، و نیز شیوه مشخّص تعبیر در نوشتار یا گفتار» (آریانپور، ۱۳۸۹: ۱۴۳۷ و دهخدا، ۱۳۷۷، ج ۹: ۱۳۴۱۲).
معانى دیگرى نیز براى واژه «سبک» آمده است؛ از جمله: «شیوهاى که در آن چیزى گفته یا انجام مىشود، شیوه و روش انجام چیزى، بهویژه شیوهاى که براى فرد، گروهى از مردم، مکان یا دورهاى نوعى باشد، نوع تصوّر و فردیّت که در افعال و سلیقههاى شخص ارائه مىشود، طرز نگرش خاصّ فردى و سلیقه که بیانگر و ممیّز راه زندگى است و شیوه یا عادت متمایز رفتارى یا حرکت فرد» (مهدوىکنى، ۱۳۸۶: ۲۳۰ـ ۱۹۹).
سبک زندگی (Islamic Life Style) «روش سلوک در حیات فردى و اجتماعى» است و به بیان دیگر، «مجموعهاى منظّم و به هم مرتبط از رفتارهاى افراد در زندگى فردى و اجتماعى آنان که مبتنى بر برخی بینشها و ارزشهاى برآمده از آنهاست» (مهدویکنی، ۱۳۹۰: ۵۱). با این بیان، سبک زندگى شامل امورى مىشود که به زندگى انسان، اعمّ از بُعد فردى و اجتماعى، مادّى و معنوى مربوط مىشود؛ امورى نظیر بینشها (ادراکها و معتقدات و به بیان دیگر، نظام اعتقادات)، گرایشها (ارزشها، تمایلات و ترجیحات و به عبارت دیگر، نظام اخلاقى)، کنشها و رفتارها که شامل حوزههاى مختلف سیاسى (نظام سیاسى)، اقتصادى (نظام اقتصادى)، فرهنگى (نظام فرهنگى)، حقوقى (نظام حقوقى)، عبادى (نظام عبادى) و تربیتى (نظام تربیتى) است.
خلاصه اینکه به الگوهاى رفتارى آحاد جامعه در حوزههاى مختلف زندگى، اعمّ از سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و… که برآمده از بینش و گرایشى خاصّ است، «سبک زندگى» اطلاق مىشود (مشکانی سبزواری و همکاران، ۱۳۹۲: ۶۷). با این حساب، مقصود از «سبک زندگى دینى و اسلامى»، الگوهاى رفتارى متدیّنان و مسلمانان در حوزههاى مختلف زندگى مىباشد که برآمده از بینش و جهانبینى دینى اسلامى و نیز مبتنى بر گرایشها و ارزشهاى اسلامى مىباشد (ر.ک؛ نجفی، ۱۳۹۳: ۱۱).
ابعاد مسئولیّتپذیری در سبک زندگی اسلامی
یکی از مهمترین مؤلّفههای سبک زندگی اسلامی، موضوع مسئولیّتپذیری است. در واقع، این مؤلّفه است که به زندگی انسان رنگ و بوی الهی و دینی میدهد، چراکه انسانی که خود را تابع و پیرو هیچ قانون و مذهبی قرار نمیدهد و زیر بار هیچ مسئولیّت نمیرود، نمیتواند روح زندگی دینی را درک نماید. از این رو، در سبک زندگی اسلامی، مسئولیّتهای مشخّص انسان بیان شده است. از جمله این مسئولیّتها، مسئولیّت انسان در قبال خداوند متعال و آیین و شریعت پاک الهی و مسئولیّت انسان در قبال خود، دیگران و جهان هستی میباشد.
در تشریح این چارچوب و نظام معرفتی باید عنوان نمود که در آموزه های اسلامی انسان از آن جهت که انسان است دارای مسئولیّتهای خاصّی در ارتباط با خدا، خویشتن، انسانها و جهان هستی است که در صورت توجّه، پذیرش و شکوفاسازی تمام آنها، زندگی آدمی، نظامی مطلوب به خود میگیرد و انسان به کمال شایسته خود رهنمون میشود (ر.ک؛ جوادی آملی، ۱۳۹۱: ۵۵). تمام تحوّلات رشدی که به تدریج در راستای اهداف عالی معرفتی و هماهنگ با اهداف آفرینش در آدمی پدید میآید، از چهار جنبه فوق بیرون نیست.
در حقیقت، پذیرش این مسئولیّتهای چهارگانه به صورت مطلوب است که آدمی را به سبک زندگی اسلامی هدایت میکند و رشد و بالندگی سعادتمندانه را در زندگی فردی، اجتماعی و زیست محیطی موجب میگردد و انسان زندگی دنیا را مقدّمهای برای زندگی اُخروی و حیات جاوید و حسن مآب قرار میدهد و هدف قرب و کمال مطلوب را برای خود فراهم میسازد (ر.ک؛ سجّادی، ۱۳۸۸: ۹۱).
شایان ذکر است که ابعاد این نوع مسئولیّتپذیری با یکدیگر پیوند ناگسستنی دارند و باید به صورت همهجانبه در افراد رشد یابند، چراکه روابط صحیح در یک بُعد بدون دیگری، آن وظیفه نیست که رغبت فطری به آن است و به عبارت دیگر، پیوندی میان این مسئولیّتها وجود دارد که پذیرش برخی از آنها، حتماً به پذیرش مسئولیّت دیگر میانجامد و بدون آنها این مهمّ عملیاتی نمیشود. این نوع آموزهها حاکی از آن است که این مسئولیّتها در نظام معرفتی و تربیتی، به هم تنیده در نظر گرفته شدهاند و این بدین معنی است که در پذیرش و عملیّاتی ساختن هر دسته از این مسئولیّتهای چهارگانه باید از دستههای دیگر نیز کمک گرفت و آنها را نیز شکوفا ساخت و به رشد رساند تا رفتار معرفتی مبتنی بر سبک زندگی اسلامی تحقّق یابد.
در ادامه به توضیح چارچوب مفهومی ابعاد چهارگانه مسئولیّتپذیری در سبک زندگی اسلامی پرداخته میشود:
۱ـ اعتقادی (در ارتباط با خالق)
مهمترین مسئولیّت انسان که عامل عملیّاتی کردن سایر مسئولیّتها نیز هست، مسئولیتهای انسان در برابر خداست. چون خلق و امر آدمی و همه هستی از خدای متعال است و او مالک همه چیز است، هر جا حقّی و یا در برابر آن مسئولیّتی باشد، اصالتاً از آنِ خداست و هیچ حقّـی برای کسـی به خودی خود ثـابت نمیشود، مگر اینکه خداوند متعال آن حق را به آن موجود اعطا کرده باشد و هیچ مسئولیّتی متوجّه کسی نمیشود، مگر آنکه خداوند آن را از او خواسته است. لذا خداوند حقّ تصرّف در هر موجودی را خواهد داشت و از آن سو، هیچ موجودی حقّی بر خداوند و دیگر موجودات ندارد، چون هیچ گونه مالکیّت و خالقیّت نسبت به آن ندارد (ر.ک؛ باقری، ۱۳۹۰، ج ۱: ۶۱).
این بدان معناست که معرفت و ایمان به خدا و صفات او و پذیرش نقش او در خلق و امر و اداره نظام هستی، از جمله خود و انسانها و پرستش خاضعانه و خاشعانه وی، فرد را به کمال خود هدایت می کند (ر.ک؛ قدّوسینیا، ۱۳۸۹: ۱۳).
امام سجّاد(ع) در باب این موضوع میفرماید: «اِعلَم رَحَمَکَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیکَ حُقُوقاً مُحِیطَه بِکَ فِی کُلِّ حَرَکَه تَحَرَّکتَهَا وَ سَکَنَه سَکَنتَهَا أَو حَالٍ حَلَّتَهَا أَو مَنزِلَه نَزَلتَهَا أَو جارِحَه قَلَبتَهَا أَو آلَه تَصَرَّفتََ فِیهَا فَأَکبَرُ حُقُوقِ اللهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَیکَ مَا أَوجَبَ عَلَیکَ لِنَفسِهِ مِن حَقِّهِ الَّذِی هُوَ أَصلُ الحُقُوقِ: بدان که خدای عزّ و جلّ را بر تو حقوقی است که در هر جنبشی که از تو سر میزند و هر آرامشی که داشته باشی و یا در هر حالی که باشی، یا در هر منزلی که فرود آیی، یا در هر عضوی که بگردانی، یا در هر ابزاری که در آن تصرّف کنی، آن حقوق اطراف تو را فرا گرفته است. بزرگترین حقّ خدای تبارک و تعالی همان است که برای خویش بر تو واجب کرده است؛ همان حقّی که ریشه همه حقوق است» (ابنشعبه حرّانی، ۱۴۰۴ق.: ۲۵۵).
خداوند در قرآن بارها از انسانها میخواهد که به مسئولیّتهایش در برابر خدا بپردازد و از قوانین الهی که تضمینکننده سعادت آدمی است، اطاعت کند (آلعمران/ ۳۲ و ۱۳۲؛ النّساء/ ۵۹ و المائده/ ۹۲)۱؛ زیرا این اطاعت زمینهساز رسیدن انسان به خداوند است و این امکان را به بشر میدهد تا با تخلّق به اخلاق الهی و صفات و اسمای خداوندی، خدایی شده است و در مقام خلافت الهی قرار گیرد و به کمال مطلق خود برسد و از نقص رهایی یابد۲ (البقره/ ۳۰).
البتّه طبق آیات فوق اطاعت از خداوند در پیروی از دین اسلام و اطاعت از پیامبر(ص) و اولوالأمر(ع) معنا و ظهور مییابد؛ به عبارت دیگر، اساس مسئولیّتپذیری آدمی دامنه گسترده آن، مسئولیّت اعتقادی است؛ زیرا زمینهساز عملیّاتی کردن مسئولیّتهای دیگر است و در سبک زندگی سعادتمندانه، بیشترین نقش را دارد. امام رضا(ع) با اشاره به تأثیر محوری مسئولیّت اعتقادی در حیات جاوید اُخروی فرمودند: «همانا اوّلین چیزی که در روز قیامت از بنده سؤال میشود؛ شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر(ص) و دوستی علیّ بن أبیطالب(ع) است»3 (کاشانی، ۱۳۴۴، ج ۱۰: ۳۳۵).
۲ـ فردی (در ارتباط با خویشتن)
موجودات جهان به سوی کمالی که برای ایشان در نظر گرفته شده است، در حرکت هستند و همه شرایط و امکانات لازم برای رسیدن به کمال، از سوی خالق دانا برای آنان پیشبینی شده است و در اختیار ایشان قرار گرفته است. امّا همه آنها جز انسان، نه علم به هدف دارند و نه راه را خود انتخاب کردهاند، بلکه این خداوند حکیم است که جهان هستی را اینگونه تنظیم کرده است که هر موجودی به سوی غایت نهایی خود رهسپار باشد و چارهای جز این ندارد، چنانکه قرآن کریم میفرماید: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى: گفت: پروردگار ما همان کسى است که به هر موجودى، آنچه را لازمه آفرینش او بوده، داده است، سپس هدایت کرده است! (طه/ ۵۰).
امّا خداوند در کلام نورانی خویش در باب انسان فرموده است: أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا… (المؤمنون/ ۱۱۵). در جای دیگر نیز بیان میفرماید: أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن یُتْرَکَ سُدًى: آیا انسان گمان مى کند که بى هدف رها مى شود؟! (القیامه/ ۳۶). از این آیهها استنباط میشود که خداوند کمال قرب و منزلت را برای انسان قائل شده است؛ زیرا از او خواسته که مانند موجودی رها و بیتکلیف، در پی کارهای بیهوده نباشد، بلکه در خود احساس مسئولیّت را پرورش دهد و همواره خود را مسئول بداند. در نتیجه، هرگز خود را به بهایی کمتر از لقای پروردگار و یا بهشت ابدی نفروشد که در غیر این صورت، به یقین از زیانکاران خواهد بود. انسان در حریم فردی نیز مستقل و رها از هر گونه باید و نباید نیست.
از این نظر، آدمی در تعامل خود نسبت به حفظ حیات، عزّت نفس و آزادی خویش مسئولیّت دارد. به همین دلیل، خودکشی، خودآزاری و ظلمپذیری از رفتارهای غیراخلاقی فرد با خود است. از سوی دیگر، وجود و هستی آدمی از بزرگترین نعمتهای خداوندی است که وی نسبت به آن مسئولیّت سنگینی دارد. خداوند انسان را خلیفه خود بر روی زمین قرار داده است و از این رو، به او موهبت وجودی خاصّی عنایت فرموده است. در وجود انسان، استعدادها و قابلیّتهایی وجود دارد که دیگر موجودات از آن محروم هستند. آدمی میتواند با شناخت و عمل درست، مظهر صفات الهی گردد و حقیقتاً خلیفه خدا بر روی زمین باشد. خداوند در این باره میفرماید: إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَه عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا: ما امانت (تعهّد، تکلیف، و ولایت الهیّه) را بر آسمانها، زمین و کوه ها عرضه داشتیم، ولی آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند، امّا انسان آن را بر دوش کشید، (چراکه) او بسیار ظالم و جاهل بود (الأحزاب/ ۷۲).
بنابراین، انسان نسبت به برخورداری از توانمندیها و استعدادهایش مسئولیّت دارد. حتّی با توجّه به برخی از آیات میتوان کانون مسئولیّت را متوجّه اصلاح و تهذیب فردی دانست. قرآن کریم مسئولیّت را ابتدا نسبت به خود فرد بازمیگرداند و میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ: اى کسانى که ایمان آورده اید! از (مخالفت) خدا بپرهیزید و هر کس باید بنگرد تا براى فردایش چه چیز از پیش فرستاده است؛ و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام مى دهید، آگاه است (الحشر/ ۱۸). این معنا در آیات بسیاری آمده است و نیز بیان شده است که اگر دیگران گمراه شوند، در صورت هدایت فردی به شما آسیب نمیرسد (المائده/ ۱۰۵)۴. آیاتی نیز که بیانگر تفکیک اعمال میان افراد است، بر این مطلب دلالت دارند (الإسراء/ ۱۵؛ لقمان/ ۳۳ و سبأ/ ۲۵)۵.
انسان در باب خود نیز مسئول است که خویشتن خویش را بشناسد و در پرورش استعدادها و تواناییهایش بکوشد، ضعفها و زشتیهای خود را برطرف سازد، کرامت انسانی خویش را محفوظ بدارد و فرصت عمر را که گرانبهاترین سرمایه اوست، غنیمت شمارد؛ به عبارت دیگر، انسان با شناختن حقیقت خود و عظمت وجودی خویش، شوق تحصیل کمالات و تزکیه نفس از پلیدیها در وجودش جوانه میزند و رشد میکند و میکوشد نفس خود را از رذائل اخلاقی دور کند؛ زیرا به ارزش این گوهر گرانبها و لطیفی که از دریای پهناور عالم ملکوت به دیار ملک و مادّه آمده است و به فرمان خداوند متعال، این بدن جسمانی را به خدمت گرفته است، پی میبرد و با پی بردن به ارزش آن، همه دنیا را و آنچه در آن است، در مقابل آن کوچک و بیارزش مییابد (کرمعلیان و حسینی، ۱۳۸۳: ۶۳).
۳ـ اجتماعی (در ارتباط با دیگران)
انسان فطرتاً موجودی اجتماعی است و این حقیقت خود را در دو چهره نشان میدهد، یکی اینکه هر فرد انسانی گرایش به جامعه پذیری دارد و میخواهد زندگی اجتماعی داشته باشد و زندگی بدون تعامل با دیگران برای وی دشوار است و دیگر اینکه هر فردی نسبت به دیگری احساس مسئولیّت میکند و خود را در سرنوشت دیگران و دیگران را در سرنوشت خویش مؤثّر می داند و از این روست که در آموزه های دینی بر مسئولیّتپذیری اجتماعی، به عنوان یکی از مهمترین و هدفمندترین بخش تربیت آدمی تأکید شده است. مسئولیّتپذیری اجتماعی از جنبههای فطری آدمی است که به صورت گرایش و توانمندی در هر فردی وجود دارد و از این رو، «مدنیّ بالطّبع» نامیده شده است.
به فعلیّت رساندن این توانمندی و عملیّاتی ساختن این گرایش در همه مراحل زندگى میتواند زمینهساز تحوّلات تربیتی و ظهور توانمندیهای بالقوّه افراد باشد (ر.ک؛ شریفی، ۱۳۹۱: ۲۰۱). مسئولیّتپذیری اجتماعی نوعی احساس التزام به عمل یا واکنش فردی در موقعیّتهای گوناگون به دلیل تقیّد به دیگران است که نتیجه آن، نوعی احساس تعهّد و پایبندی به دیگران و تبعیّت از قواعد و معیارهای اجتماعی و نیز درک قواعد گروهی است که در ذهن و رفتار فرد شکل میگیرد (ر.ک؛ سبحانینژاد و آبنیکی، ۱۳۹۱: ۶۲) و اثرات آن را به گونهای همهجانبه میتوان در زندگی انسانها و در ابعاد مختلف فکری، اجتماعی، مذهبی، هنری و اخلاقی آنها مشاهده کرد (ر.ک؛ فقیهی و همکاران: ۱۳۹۲: ۶۸).
از مطالب فوق چنین برمیآید که انسان به تنهایی توانایی برطرف کردن نیازهای خود را ندارد. او هم در تأمین نیازهای مادّی، همچون خوراک، پوشاک، مسکن و غیره نیازمند همکاری با دیگران است و هم در تأمین نیازهای معنوی، مثل دوستی و مهرورزی و مانند آنها به فردی احتیاج دارد که او را دوست بدارد و او نیز آن را دوست داشته باشد. بنابراین، انسان ناگزیر از حیات اجتماعی است و بسیاری از موهبتهای زندگی خویش را مدیون جامعه میداند و او همواره از دیگران خیر و برکت دریافت میدارد.
در سایه تعامل با اجتماع از غم و نگرانی آزاردهنده تنهایی رها میشود، بر لبانش گل لبخند میشکفد و بر علم، تجربه و آگاهیهای او افزوده میشود و این گونه است که دست لطف و مهر خداوند را احساس میکند، چنانکه رسول گرامی اسلام(ص) میفرماید: «دست خداوند به همراه جماعت است» (ر.ک؛ محمّدی ریشهری، ۱۳۸۱، ج ۲: ۵۳۷).
آثار سودمندی که به برکت ارتباط با جامعه و اجتماع نصیب انسان میشود، بیشک سبب ایجاد حسّ مسئولیّت آدمی در برابر آنان خواهد شد و در این رهگذر، کمترین وظیفه او، بازداشتن خویش از آزار رساندن به دیگران است. بر این اساس، تنها در سایه احساس مسئولیّت در برابر جامعه است که رعایت حقوق دیگران معنا پیدا میکند و شومی ظلم و ستم آشکار میشود. همچنین تنها به همین سبب است که با دیدن رنج گرسنگی و فقر و اندوه در چهره دیگران، روح آدمی آزار میبیند و بیتفاوتی برای او واژه نامأنوسی میشود (ر.ک؛ معتمدی، ۱۳۹۲: ۱۳۳).
این بُعد از ابعاد مسئولیّت انسان، نسبت به دیگر انسانهاست که در زمینههای گوناگون اجتماعی مورد بحث قرار میگیرد، از مهمترین آنها مسئولیّت نسبت به فرستادگان خداوند، یعنی قرآن، رسولالله، ائمّه هدی(ع)، و اطاعت از آنان است. دیگر حوزههای مسئولیّت انسان در رابطه با دیگران، شامل همه روابط خانوادگی و خویشاوندی، همسایگان، طبقات محروم، مؤمنان، قشر جامعه، حکومت و یا حتّی بشریّت که به صورت گوناگونی چون محبّت، رعایت حقوق، اقامه قسط، همکاری و هدایت اِعمال میگردد (ر.ک؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج ۷۱: ۳۱۶).
معیار مطلوب بودن پذیرش این مسئولیّت، هماهنگی آن با مسئولیّت فطری انسان با خداست که در لسان شرع و سیره معصومان(ع) به عنوان رضای پروردگار مطرح است. هدف مرضی خدا این است که انسانها با پاسداری حرمتهای سهگانه، به سعادت انسانی نائل گردند و در درجات کمالی بینهایت، خود را ارتقا دهند (ر.ک؛ فقیهی و نجفی، ۱۳۹۳: ۱۰).
۴ـ زیست محیطی (در ارتباط با جهان هستی)
منابع طبیعی ثروتی است که خداوند در طبیعت برای استفاده انسانها فراهم ساخته است و عامل انسانی، در پدید آمدن آن نقشی ندارد. از بین بردن منابع طبیعی و آلوده ساختن محیط زیست، یکی از بزرگترین مشکلات عصر حاضر است که زندگی بشر را به خطر میاندازد. به عقیده دانشمندان، بیشتر نابسامانیهای طبیعی؛ مانند سیلها، پیشروی آب دریاها، کاهش سفرههای زیرزمینی و آسیبپذیری لایه اُزُن، به علّت نابودی و آلودهسازی محیط زیست است. از نگاه آموزههای دینی، محافظت از منابع طبیعی و محیط زیست، از مهمترین مسئولیّتها به شمار میرود.
قرآن کریم در بیان پارهای از مسائل اقتصادی، با نگاهی جامع و فراگیر، انسان را از هر گونه فساد در زمین باز میدارد و میفرماید: وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا…: و در زمین پس از اصلاح آن، فساد نکنید… (الأعراف/ ۸۵).
بدیهی است که نابودی منابع و آلودن محیط زندگی، از مصداقهای فساد در زمین هستند. در روایتهای اسلامی، زمین، منبع خیر و برکت و همچون مادری مهربان دانسته شده که نگهداری سالم آن بر همگان لازم است. رسول خدا(ص) در این باره می فرماید: «از زمین محافظت کنید، چراکه زمین اصل و منشاء شماست» (مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج۷: ۹۷).
در جای دیگر نیز میفرماید: « درخت را جز به هنگام ضرورت قطع مکنید» (کلینی، ۱۳۴۴، ج ۵: ۲۸۰) و در حدیثی از ایشان: «آبیاری درخت، همانند سیراب کردن مؤمن تشنه»6 دانسته شده است (ر.ک؛ حرّ عاملی، ۱۴۱۴ ق.، ج ۱۲: ۱۹۸). خداوند متعال در قرآن کریم به این مهم اشاره فرموده است: …هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا…: اوست که شما را از زمین آفرید و آبادى آن را به شما واگذاشت… (هود/ ۶۱). در این عمران و آبادانی باید کار از استحکام و اتقان برخوردار باشد۷ (نهجالفصاحه، ج۲: ۶۸۳).
تأکید آموزههای دینی بر عمران و آبادانی زمین (ر.ک؛ کلینی، ۱۳۴۴، ج ۵: ۲۸۰)، کراهت آلوده ساختن عناصر محیط زیست مانند آب، خاک و هوا، و یا حتّی کراهت آلوده ساختن محیط زندگی طبیعی حیوانات و جنبندگان (ر.ک؛ حرّ عاملی، ۱۴۱۴ق.، ج ۱: ۲۳۱ـ۲۲۸؛ طباطبائی یزدی، ۱۴۱۳ق.، ج ۱: ۱۳۳) و نیز لزوم نگهداری از حیوانات مفید و تأمین نیازهایشان (ر.ک؛ موسوی خمینی(ره)، ۱۴۰۳ ق.، ج ۲: ۲۸۹) و ممنوع بودن آتش زدن و قطع کردن درختان و تخریب طبیعت، حتّی در زمان جنگ با دشمن (ر.ک؛ نجفی، ۱۳۶۷، ج ۲۱: ۶۷)، دلالت بر اهمیّت و جایگاه حفظ منابع طبیعی و محیط زیست در اسلام دارد.
از بهترین طرحهای زیست محیطی اسلام، ایجاد رابطه مسئولانه میان انسان و عوامل طبیعی است. برخی از روایات، تمام افراد جامعه را در برابر طبیعت و حیوانات مسئول دانسته، چنانکه امیرمؤمنان علی(ع) میفرمایند: «اِتَّقُوا اللهَ فِی عِبَادِهِ وَ بِلاَدِهِ فَإِنَّکُم مَسئُولُونَ حَتَّی عَنِ البِقَاعِ وَ البَهَائِمِ وَ اَطِیعُوا اللهَ وَ لاَ تَعصُوهُ: از خدا نسبت به بندگان و شهرهایش پروا کنید؛ زیرا دارای مسئولیّت هستید، حتّی نسبت به زمینها، حیوانات و خداوند را اطاعت کنید و از نافرمانی او بپرهیزید» (نهجالبلاغه/ خ۱۶۶).
بنابراین، از مجموع آموزههای دینی که بر حفظ و مراقبت از طبیعت و منابع طبیعی تأکید شده است، استفاده میشود که همه انسانها در برابر طبیعت خداداد مسئول هستند و باید در حفظ آن کوشا باشند. گفتنی است، جاذبههای زیبای طبیعت، اعمّ از جنگلها، دشتها، صحراها، گلها و گیاهان، از عوامل مهمّ ایجاد آرامش و نشاط در آدمی هستند. از این رو، نابودی غیرمنطقی و غیراصولی این نعمتهای دلربای خداوندی، به معنای از بین بردن نشاط و امنیّت خاطر مردم و گرفتارساختن آنها به اندوه، ناامیدی و افسردگی خواهد بود.
نتیجهگیری
در این مقاله، ضمن تبیین مفاهیم مسئولیّتپذیری و سبک زندگی اسلامی به بررسی ابعاد چهارگانه «اعتقادی، فردی، اجتماعی و زیست محیطی» مسئولیّتپذیری در سبک زندگی اسلامی با استناد به آیات قرآن و روایات معصومین(ع) پرداخته شد و موارد زیر مشخّص گردید:
۱ـ در بُعد اعتقادی مسئولیّت آدمی آن است که اوّلاً به خداوند متعال معرفت پیدا کند و با معرفت به او، به وجود او و صفات علیا و اسمای حسنای او باور پیدا کند و ثانیاً فقط او را اطاعت و عبادت کند.
۲ـ در بُعد فردی، مسئولیّت انسان آن است که بداند روح انسان حقیقتی است غیرمادّی که مانند هر موجود مجرّدی دارای سه بُعد علم و آگاهی، قدرت و محبّت میباشد. این علم و آگاهی که به صورت ناخودآگاه در هر انسانی وجود دارد، در کنار گرایشهای فطری او که میتوان از همه آنها با عنوان گرایش فطری به سوی کمال مطلق و انزجار و بیزاری از نقص و کاستی نام برد، منبع و منشاء ارتباط انسان با خویشتن میباشند.
با توجّه به قدرت انسان بر تشخیص، آگاهی، پیمودن مسیر، دارا بودن اختیار و آزادی در تفکّر و عمل و نیز وجود حبّ ذات در انسان، گرایش به خود در انسان و محبّت به خویشتن موجب میشود که علم و آگاهی ناخودآگاه او به خویشتن، به علم و آگاهی آگاهانه تبدیل شود. سپس در مرحله عمل با توجّه به آگاهیها، خود را برای رسیدن به خیر و کمال و قرب الهی، چنانکه باید بسازد، به سلاح ایمان و تقوا مجهّز شود و با فراهم آوردن عوامل سعادت و برطرف کردن موانع و آفات، به سیر و سلوک خویش ادامه دهد تا خود را به مراحل عالی آن برساند و از خودِ طبیعی به سوی خودِ انسانی و آنگاه به مرحله خودِ اعلی که مظهری از ذات حقّ است، تغییر جهت دهد و خلیفهالله و مظهر اسماء و صفات الهی گردد.
نتایج بررسی بُعد اجتماعی مسئولیّتپذیری بیانگر آن است که انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی، منشأ حقوق و تکالیف معینی است که انسان در زندگی اجتماعی با توجّه به کرامت و مسئولیّت خویش باید آنها را رعایت کند تا زمینهساز تحقّق عدالت اجتماعی باشد.
مهمترین مسئولیّتهای فرد در بُعد چهارم که زیست محیطی نام دارد، این است که باید چگونگی رابطه جهان هستی را با خداوند دریابد و نیز بفهمد که خود او چگونه با جهان هستی و طبیعت برخورد کند تا برخورداری متقابل حاصل شود. کاربردیسازی ابعاد مسئولیّتپذیری به صورت پیوسته و زنجیری میتواند در شخصیّت افراد مؤثّر افتد و پیامدهای سازندهای را در سطوح روانی ـ عاطفی، روانی ـ اجتماعی و معنوی ـ دینی سبک زندگی افراد پدید آورد. در پایان، باید متذکّر شد که آنچه ارائه شده است، مدخلی مقدّماتی برای ورود به هریک از این ابعاد چهارگانه است، تشریح و تبیین دقیق و کامل این ابعاد نیازمند بحث مفصّلی است که قطعاً در این مجال نمیگنجد.
پینوشتها
۱ـ قُلْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْکَافِرِینَ: بگو: از خدا و پیامبر (او) اطاعت کنید و اگر سرپیچى کنید، خداوند کافران را دوست نمى دارد (آلعمران/ ۳۲)؛ وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ: و خدا و پیامبر را اطاعت کنید تا مشمول رحمت شوید (آلعمران/۱۳۲)؛ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ…: اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= اوصیاى پیامبر] را…» (النّساء/۵۹) ووَأَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِینُ: از خدا و اطاعت پیامبر اطاعت کنید و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روى برگردانید، (مستحقّ مجازات خواهید بود و) بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگرى نیست (و این وظیفه را در برابر شما انجام داده است) (المائده/۹۲).
۲ـ وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَه إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَه قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ: (به خاطر بیاور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمین جانشینى [= نماینده اى ] قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: پروردگارا! آیا کسى را در آن قرار مى دهى که فساد و خونریزى کند؟! (زیرا موجودات زمینى دیگر که قبل از این آدم وجود داشتند نیز به فساد و خونریزى آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است،) ما تسبیح و حمد تو را به جا مى آوریم و تو را تقدیس مى کنیم. پروردگار فرمود: من حقایقى را مى دانم که شما نمى دانید (البقره/۳۰).
۳ـ «إِنَّ أَوَّلَ مَا یُسئَلُ عَنهُ العَبدَ یَومَ القیامَه الشَّهادَه وَ النُّبُوَّه وَ مُوالاَتِ عَلیِّ بنِ أَبیطالِبِ عَلَیهِ السَّلاَمِ».
۴ـ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ: اى کسانى که ایمان آورده اید! مراقب خود باشید! اگر شما هدایت یافته اید، گمراهى کسانى که گمراه شده اند، به شما زیانى نمى رساند. بازگشت همه شما به سوى خداست و شما را از آنچه عمل مى کردید، آگاه مى سازد (المائده/۱۰۵).
۵ـ مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدی لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَه وِزْرَ أُخْرَى وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً: هر کس هدایت شود، براى خود هدایت یافته است و آن کس که گمراه گردد، به زیان خود گمراه شده است و هیچ کس بار گناه دیگرى را به دوش نمى کشد و ما هرگز (قومى را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبرى مبعوث کرده باشیم (تا وظایف ایشان را بیان کند) (الإسراء/۱۵)؛ یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَاخْشَوْا یَوْمًا لَّا یَجْزِی وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَیْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاه الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ: اى مردم! تقواى الهى پیشه کنید و بترسید از روزى که نه پدر کیفر اعمال فرزندش را تحمّل مى کند و نه فرزند چیزى از کیفر (اعمال) پدرش را. به یقین وعده الهى حقّ است. پس مبادا زندگانى دنیا شما را بفریبد و مبادا (شیطان) فریبکار شما را (به کَرَم) خدا مغرور سازد! (لقمان/۳۳) و قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ: بگو: شما از گناهى که ما کرده ایم، سؤال نخواهید شد، (همانگونه که) ما در برابر اعمال شما مسئول نیستیم (سبأ/۲۵).
۶ـ «مَن سَقَی سِدرَه أو طَلْحَه فَکَأنَّمَا سَقَی مُؤمِناً مِنَ ظَمَإٍ».
۷ـ پیامبر اسلام(ص): «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ إِذَا عَمِلَ أَحَدُکُمْ عَمَلاً أَنْ یُتْقِنَهُ».
مراجع
قرآن کریم.
آریانپور، منوچهر. (۱۳۸۹). فرهنگ پیشرو آریانپور. تهران: جهانرایانه امین.
ابنشعبه حرّانی، حسن بن علی. (۱۴۰۴ق.). تحف العقول. قم: جامعه مدرّسین.
امیری، مجید. (۱۳۹۰). بررسی رابطه ابعاد دینداری و سبک زندگی جوانان. پایاننامه کارشناسی ارشد. تهران: دانشکده علوم انسانی دانشگاه پیام نور، واحد تهران غرب.
باقری، خسرو. (۱۳۹۰). نگاهی دوباره به تربیت اسلامی. ج ۱. تهران: مدرسه.
بیانات مقام معطّم رهبری در جمع جوانان خراسان شمالی. ۲۳/۷/۱۳۹۱.
بیانات مقام معظّم رهبری در مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره). ۱۴/۳/۱۳۸۳.
بیانات مقام معظّم رهبری در جمع کثیری از اقشار مردم قم به مناسبت فرارسیدن ۱۹ دی ماه؛ سالروز قیام مردم قم. ۱۹/۱۰/۱۳۶۸.
پورغفّاری، سیّده سوگل، غلامرضا پاشا و یوسفعلی عطّاری. (۱۳۸۸). «بررسی اثربخشی آموزش مؤلّفههای سبک زندگی مبتنی بر رویکرد روانشناسی فردی بر رضایت زناشویی در بین پرستاران متأهّل زن بیمارستان دکتر گنجویان دزفول». فصلنامه یافتههای نو در روانشناسی. شماره ۴. صص ۴۸ـ۲۷.
جوادی آملی، عبدالله. (۱۳۹۱). گستره دین. قم: اسراء.
حرّ عاملی، محمّد بن حسن. (۱۴۱۴ق.). وسائلالشّیعه. بیروت: دار احیاء التّراث العربی.
خواص، امیر و دیگران. (۱۳۸۵). فلسفه اخلاق (با تکیه بر مباحث تربیتی). قم: معارف.
دهخدا، علیاکبر. (۱۳۷۷). لغتنامه دهخدا. تهران: دانشگاه تهران.
دهقانزاده، شادی و فاطمه جعفرآقایی و رسول تبری خمیران. (۱۳۹۱). «بررسی ارتباط مشخّصات فردی اجتماعی، سبک زندگی و میزان مواجهه با رویدادهای استرسزا با سرطان کولورکتال». فصلنامه پژوهش پرستاری. شماره ۷. صص ۱۵ـ۶.
ذوالفقاری، ابوالفضل و لاوین سلطانی. (۱۳۸۹). «بررسی رابطه سبک زندگی با هویّت قومی جوانان (مطالعه موردی؛ شهرستان مهاباد)». مجلّه جامعهشناسی ایران. شماره ۱۱. صص ۵۰ـ۲۴.
سبحانینژاد، مهدی و زهرا آبنیکی. (۱۳۹۱). «بررسی میزان توجّه به مؤلّفههای مسئولیّتپذیری اجتماعی در محتوای برنامه درسی دوره متوسّطه نظری ایران در سال ۱۳۹۰ـ۱۳۸۹». فصلنامه اندیشههای نوین تربیتی. شماره ۱. صص ۱۰۶ـ۵۹.
سجّادی، ابراهیم. (۱۳۸۸). «قرآن و بازتاب تربیتی روابط چهارگانه انسان». فصلنامه پژوهشهای قرآنی. شماره ۶۰ـ ۵۹. صص ۱۳۹ـ۹۰.
سرایی، حسن و ربابه پورجبلّی. (۱۳۸۶). «بررسی مقایسهای سبک زندگی دو قوم کُرد و آذری (مورد مطالعه؛ قوم کرد و آذری شهر ارومیّه)». فصلنامه علوم اجتماعی. شماره ۳. صص ۱۱۴ـ۸۶.
سیّاح، احمد. (۱۳۶۶). فرهنگ بزرگ جامع نوین (عربی ـ فارسی مصوّر). تهران: اسلام.
شریفالرّضی، محمّد بن حسین. (۱۳۸۷). نهجالبلاغه. ترجمه محمّد دشتی. قم: جمال.
شریفی، احمدحسین. (۱۳۹۱). همیشه بهار؛ اخلاق و سبک زندگی اسلامی. قم: معارف .
شکاری، رقیّه. (۱۳۸۹). فرهنگ علوم اجتماعی. تهران: جامعهشناسان.
طباطبایی یزدی، محمّدکاظم. (۱۴۱۳ق.). العروه الوثقی. قم: مؤسّسه اسماعیلیان.
عابدی، پروین و دیگران. (۱۳۹۰). «بررسی تأثیر تغییر سبک زندگی با استفاده از مدل اعتقاد بهداشتی بر عوامل خطرساز قلبی در زنان یائسه شهر اهواز». تحقیقات نظام سلامت. شماره ۷. صص ۱۳۷ـ۱۲۷.
فاضلی، محمّد. (۱۳۸۷). «تصویری از سبک زندگی فرهنگی جامعه دانشجویی». فصلنامه تحقیقات فرهنگی. شماره ۱. صص ۱۹۸ـ۱۷۵.
فقیهی، علینقی، مهدی سبحانینژاد و حسن نجفی. (۱۳۹۲). «مبانی پرورش صله رحم و نقش آن در سبک زندگی اسلامی». فصلنامه پژوهشنامه اخلاق. شماره ۲۲. صص ۸۲ـ۵۹.
فقیهی، علینقی و حسن نجفی. (۱۳۹۳). «الگوی مطلوب روابط انسانی در نظام تربیتی امام رضا(ع)». مجموعه مقالات اوّلین همایش ملّی حدیث رضوی. قم: دارالحدیث.
قدّوسینیا، زینب. (۱۳۸۹). نظام اخلاقی در اندیشه علاّمه جعفری(ره). پایاننامه کارشناسی ارشد. تهران: دانشکده معارف، فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه باقرالعلوم(ع).
کاشانی، فتحالله. (۱۳۴۴). تفسیر منهج الصّادقین فی إلزام المخالفین. ج ۱۰. تهران: اسلامی.
کرمعلیان، حسن و علیاکبر حسینی. (۱۳۸۳). «عناصر تربیتی انسان طبیعی و آرمانی در نظام تعلیم و تربیت اسلامی». فصلنامه اندیشه دینی. شماره ۱۱. صص ۷۸ـ۶۱.
مجلسی، محمّدباقر. (۱۴۰۳ق.). بحارالأنوار. بیروت: مؤسّسه الوفاء.
محمّدی ریشهری، محمّد. (۱۳۸۱). میزان الحکمه. ترجمه سیّد ابوالقاسم حسینی. قم: دارالحدیث.
مشکی، مهدی، جهانشیر توکّلیزاده و نرجس بحری. (۱۳۸۹). «ارتباط باورهای کنترل سلامت و سبک زندگی در زنان باردار». مجلّه ارمغان دانش. شماره ۵. صص ۱۷۰ـ۱۶۱.
مشکانی سبزواری، عبّاسعلی، یاسر صولتی و احمدعلی بیاتی. (۱۳۹۲). «چیستی و جایگاه سبک زندگی در فرایند تکاملی انقلاب اسلامی از دیدگاه مقام معظّم رهبری». ماهنامه معرفت. شماره ۱۸۵. صص ۸۳ـ۶۵.
مصباح یزدی، محمّدتقی. (۱۳۸۰). فلسفه اخلاق. تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی.
معتمدی، عبدالله. (۱۳۹۲). «سبک زندگی مطلوب بر اساس دیدگاه ارتباطی». فصلنامه فرهنگ مشاوره و رواندرمانی. شماره ۱۳. صص ۱۴۲ـ۱۲۵.
معین، محمّد. (۱۳۸۵). فرهنگ فارسی معین. تهران: امیرکبیر.
موسوی خمینی(ره)، روحالله. (۱۴۰۳ق.). تحریرالوسیله. تهران: مکتبه الإعتمادی.
مهدوی کنی، محمّدسعید. (۱۳۸۶). «مفهوم سبک زندگی و گستره آن در علوم اجتماعی». فصلنامه تحقیقات فرهنگی. شماره ۱. صص ۲۳۰ـ۱۹۹.
ـــــــــــــــــــــــــ . (۱۳۹۰). دین و سبک زندگی. تهران: دانشگاه امام صادق(ع).
نجفی، حسن. (۱۳۹۳). تحلیل محتوای مؤلّفههای سبک زندگی اسلامی در کتابهای درسی عمومی دانشگاهی به منظور ارائه پیشنهادهای کاربردی. پایاننامه کارشناسی ارشد. تهران: دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد.
نجفی، محمّدحسن. (۱۳۶۷). جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام. تهران: دارالکتب الإسلامیّه.
نصرتی، شیما و ابوالفضل ذوالفقاری. (۱۳۹۱). «تأثیر میزان دینداری بر سبک زندگی جوانان تهرانی». فصلنامه پژوهش اجتماعی. شماره ۵. صص ۱۱۷ـ۱۰۱.
نهجالفصاحه. (۱۳۸۵). به کوشش علی شیروانی. قم: دارالفکر.
هاشمی، مولود. (۱۳۹۰). بررسی نمودهای عرفی شدن دین در سبک زندگی جوانان شهر اصفهان. پایاننامه کارشناسی ارشد. اصفهان: دانشکده ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان.
Wrld health rganizatin. (2009). the life skills educatin rject Geneva.Wh technical rert series.
نویسندگان:
مهدی سبحانی نژاد: دانشیار دانشگاه شاهد
حسن نجفی: دانشگاه شاهد
فصلنامه سراج منیر شماره ۱۶
انتهای متن/