تحلیل تبارشناسانه یک شاعر

بنابراین کنش‌های عاشقانه و احساسی شعر شکارسری اصالتا امروزین و منطبق بر فرهنگ زنده و پویای جامعه و براین اساس مورد اقبال خصوصا جوانان است.

خبرگزاری فارس- گروه کتاب و ادبیات: انسان موجودیتی «تاریخی» است ؛ یعنی وجوه مختلف زیست او از گذشته نشات می‌گیرند. اما این اصل، به معنای تداوم تاریخی وجوه مذکور نیست؛ برعکس زیست انسان نسبت به گذشته همواره شاهد تغییر و عدم ثبات و نسبت به آینده حامل احتمالات است؛ بنابراین می‌توان تاریخ را از منظر پراکندگی‌ها و یافتن گسست‌هایی نگریست که نهایتا منجر به تکامل مستمر شده‌اند. در این نوع بررسی به جای جستجوی تداوم و تکامل، برگسست‌ها، شکاف‌ها، ناهماهنگی‌ها، غیرمنتظره‌ها و تفاوت‌ها تاکید می‌شود و بنابراین سیر خطی وقایع مورد توجه نیست.

براین اساس در "تبار شناسی" زندگی ادبی حمیدرضا شکارسری می توان رخدادهای متنوعی را ثبت و ضبط کرد که در یک نگاه کلی هر یک از این رخدادها ماهیت و ویژگی خاص خود را دارا بوده  و قاعده گفتمانی خود را در شعر این شاعر صورتبندی کرده است ؛ به نحوی که شکارسری در نخستین کتاب "باز جمعه ای گذشت"[1] با شکارسری در کتاب های بعدی تفاوت های بنیادین دارد .

تبارشناسی شعر شکارسری – تا کنون- دو چهره متفاوت و متمایز از او را در زمینه های فرم و محتوا به مخاطب  معرفی می کند:

فرم

شکارسری در کتاب نخست غزل هایی دارد که ابیاتی از آن ها در یادها باقی مانده و در کتاب های بعد ،  او یکسر سرسپرده شعر سپید است . پس نخستین شکاف در تاریخ شعر شکارسری ، گسست از شعر سنتی و پیوند با شعر مدرن است . اگرچه این شکاف بار دیگر و در کتاب "چه تنهاست ماه " [2]تکرار می شود و او در گسستی مجدد ، به وزن رجوع کرده و اشعاری نیمایی منتشر می کند ؛ بنابراین- اگر نگوییم که نباید بگوییم –او در پروسه شاعری تغییر کرده –  باید بگوییم شکارسری  شاعری است که لذت تغییر را می داند و  خودآگاهانه سعی می کند در این مرحله ، کاری متفاوت نسبت به گذشته اخیرش انجام داده باشد .

محتوا

اگرچه نگاه عینی به پدیده های جهان یکی از ویژگی های غالب شعر شکارسری است ، اما این شاعر در تداوم شاعری خود در حوزه مفاهیم و سوژه های ذهنی جامعه نیز آرام آرام به نگاهی عینیت گرا دست می یابد که نهایتا از او چهره ای واقع گرا به نمایش می گذارد ؛ به نحوی که به طور مثال اگر در کتاب نخست او دشمن "دشمن" است ، در کتاب" عاشقانه هایی برای دشمن "[3]، دشمن یک "انسان " است .

یکی دیگر از نکات قابل تامل در شاعری شکارسری ( که در قالب همین گسست نوع دوم او به حساب می آید ) توجه متمرکز او به ژانر "عاشقانه" در سال های اخیر است . انتشار تعداد چهار جلد کتاب  اختصاصا در این ژانر در فاصله سال های۹۲ تا ۹۵  موید قصد و اراده متداوم او در بهره گیری از ظرفیت های این ژانر و در لایه های زیرین ، بیانگر آگاهی اجتماعی او از ضرورت های جهان و جامعه ای است که در آن زندگی می کند و بر همین اساس می توان این نوع شعرهای او را در واکاوی های تبارشناسانه "احساس" در جامعه ایران امروز ، واجد صلاحیت بررسی دانست .

ساختارهای اجتماعی با احساسات انسان ها روابط دوسویه دارند ؛ پس  عشق، ضمن تاثیر بر جامعه از آن تاثیر می پذیرد و حتی بر نظم یا تغییرات اجتماعی اثرگذاری عمیقی دارد .

شکارسری خصوصا در کتاب های "عاشقانه های تاریکروشن" و " عاشقانه های پکن" به نظام فرهنگی و احساسی امروز  کاملا آگاهی دارد و به آن احترام می گذارد . عشق پدیده ای دارای گذشته و تاریخ است . اگر در گذشته عشق انحراف اجتماعی محسوب می شد ، در دنیای امروز یک ویژگی هنجارین   و مرحله ای از زندگی به حساب می آید ؛ خصوصا که نگاه شکارسری به عشق ، عشقی رمانتیک اما منحصر به "فرد " است ، نه عشقی سیال که برهم زننده نظم باشد .

در این کتاب ها او از هژمونی احساسات متقدم و هنجارهای سنتی ، رهایی یافته و در نظام فرهنگی احساس در بطن جامعه به صورت واقعی ، مشغول کنش است و بنابراین دیگر در شعر او ، احساس نه تنها خنثی نیست ، بلکه وارد پراکسیس اجتماعی می شود  و فرهنگ واقعی جامعه در سطح زبان و بیان این شاعر متجلی می شود . پس با نگاه تبارشناسانه به احساس ، ملاحظه می شود جغرافیای عشق از آسمان به زمین و از عوالم ناشناخته به فضاهای معلوم ، در دسترس و ملموس مانند کافی شاپ ، پارک ، نیمکت ، رستوران و … منتقل شده است و به جای مخفی کاری ، روابط عاشقانه کاملا علنی اتفاق می افتند.

بنابراین کنش های عاشقانه و احساسی شعر شکارسری در این دست کتاب ها اصالتا امروزین و منطبق بر فرهنگ زنده و پویای جامعه و براین اساس مورد اقبال خصوصا جوانان است.

 سادگی زبان و استفاده از سطوح نرم بیان از ویژگی های اصلی و متداوم شعر شکارسری است که بی اغراق شعر او را به شعری همه فهم تبدیل کرده و  حتی گاه  او تعاریف عمیقی از جهان و زندگی را در قالب جملاتی ساده ارائه می دهد . ساده گرایی و موجز گرایی با بنیان سادگی بیان و فرم های عاری از پیچیدگی ، یکی از گرایش های روز دنیا در انواع هنر خصوصا در ادبیات است که بر اساس آن هنرمند از ابزار کار خود به صورت حداقلی بهره می گیرد تا با تکیه بر نهایت تلخیص ، یک مفهوم را برجسته کند و از این طریق به بیشترین تاثیربخشی برسد ؛ رویکردی که با توجه به مشغله های پرتعداد انسان امروز و فرصت اندک او برای مواجهه با پدیده ها  ، به عنوان یک راه حل مورد نظر حمیدرضا شکارسری نیز قرار گرفته است .

این مطلب نیز نباید ناگفته بماند که ساده نویسی" راه رفتن بر لبه تیغ" است و بین ابتذال و بی مایگی با ساده نوشتن باید تفاوت و تمییز قائل شد . شکارسری از این موقعیت ، به سلامت و با صلابت عبور کرده ، اما عدم مواجهه حقیقت یابانه بسیاری از نویسندگان – خصوصا در فضای مجازی – با واقعیت ها و بایدها و نبایدهای شعر ساده ، به تولید انبوهی از متون مبتذل به نام شعر ساده منجر شده که بی شک دارای تاثیرات منفی در جریان شعر معاصر و نیز بر ذائقه مخاطبان ادبیات است .

در مسیر شعر ساده ، شکارسری شکارچی سوژه های دم دستی نیز هست . او به راحتی ظرفیت های شعری هر چیزی را عیان می کند و بر این اساس ، شاعری پرکار و دارای عناوین پرتعدادی از کتاب های منتشره و در دست انتشار می باشد .

حمیدرضا شکارسری شاعری تمام وقت و ادامه دار است که در سال های اخیر هویت جدید خود را تثبیت کرده است ، اما کسی نمی داند در فردای شعر ، چه رفتاری از او ثبت خواهد شد ؟  شاید گسستی دیگر در مسیر تکامل ، کمترین توقع جامعه ادبی از شاعری است که هوشمندانه با جامعه در حال حرکت است .

یادداشت: شراره کامرانی

[۱]   حوزه هنری ، ۱۳۷۵

[۲]   شهرستان ادب ، ۱۳۹۴

[۳]  فصل پنجم ، ۱۳۹۲ 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + یک =