گروه فرهنگی: یکی از جانبازان مدافع حرم در پاسخ به این سوال که چه چیزی شما را مشتاق کرد تا بتوانید به سوریه بروید و بجنگید، عنوان کرد:همه دارایی ما حرم حضرت زینب(س) است اگر حرم ایشان در یمن و نیجریه بود ما برای جنگیدن میرفتیم، مدافعان حرم چشمه کوچکی از دفاع مقدس هستند.
حمید شجاعی، یکی از جانبازان مدافع حرم در حاشیه بازدید از غرفه مدافعان حرم در نمایشگاه «مشهد دوست داشتنی»، در گفتو گو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، در خصوص پدر شهیدش، اظهار کرد: شهید قاسم شجاعی از قدیم یعنی سال ۶۳ زمانی که افغانستان در اشغال شوروی بود، نامههای امام را در روستاها و شهرهای افغانستان منتشر و توزیع میکرد تا اینکه دستگیر و البته بخاطر سن کم آزاد میشود و به ایران آمده و به استخدام سپاه درمیآید و در سپاه مسئول آموزش نیروهای افغانستانی میشود که برای جنگ با شوروی به افغانستان میروند.
این جانباز مدافع حرم ادامه داد: پس از پایان جنگ افغانستان لباس پاسداری را با این استدلال که «دیگر احتیاجی به من نیست» در میآورد و به کارگری مشغول میشود تا اینکه جنگ سوریه آغاز میشود، ایشان خیلی بیشتر از ما علاقهمند حضور در جبهه بود. یکبار به سوریه میروند و مجروح میشوند و برای بار دوم در عملیات «ملیحه» که به «ویلاقرمز» معروف بود، از آنجا که نیروهای سوریه نتوانستند طی ۱۱ روز منطقه را بگیرند با ۳۰ نفر از بچههای فاطمیون همقسم میشوند منطقه را تصرف کنند.حمله را شروع میکنند و پدر من اولین نفری بود که وارد مقر مسلحین میشود.
پسر شهید شجاعی تصریح کرد: در این منطقه ساختمانهای بسیاری وجود دارد و نزدیک اتوبان و فرودگاه است و باید حتماً فتح میشد. پدرم اولین شهید سال ۹۳ فاطمیون بود. فرمانده نبود اما تخریبچی بود و با تیر قناسه که به پهلویش خورد، بعد از نیم ساعت به شهادت میرسد. فاطمیون برای عقب آوردن پدرم دو سه مجروح میدهند. پدرم اولین شهیدی است که در ۲۲ فروردین سال۱۳۹۳ در ایران برایش مراسم رسمی گرفتند.
شجاعی در پاسخ به این سوال که دلیل علاقهمندی او برای حضور در سوریه چه بوده است، عنوان کرد: با شهادت پدر تصمیم گرفتم که به سوریه بروم اما به دلیل آنکه تازه پدرم به شهادت رسیده بودند و مادرم تنها بود کسی نبود که از ایشان نگهداری کند و برادرم هم در جبهه سوریه بود و مادرم راضی نبود به رفتنم.
وی ادامه داد: تا اینکه در سال ۱۳۹۴ مادرم راضی شد که به سوریه بروم و همزمان با آزادسازی «نبل و الزهرا(س)» در عملیات هم شرکت کردم.
این جانباز مدافع حرم در خصوص جانبازی خود گفت: در منطقه «شیخ سعید» از ناحیه ساقه پا برای تأمین امنیت «نبل و الزهرا(س)» زخمی شدم.
همه دارایی ما حرم حضرت زینب(س) است
وی در پاسخ به این سوال که چه چیزی شما را مشتاق کرد تا بتوانید به سوریه بروید و بجنگید، عنوان کرد:همه دارایی ما حرم حضرت زینب(س) است اگر حرم ایشان در یمن و نیجریه بود ما برای جنگیدن میرفتیم و برای ما اهل بیت(ع) مهم هستند هر جا که اهل بیت(ع) باشد همه شیعیان حضور دارند.
مدافعان حرم چشمه کوچکی از دفاع مقدس هستند
پسر شهید شجاعی، ادامه داد: خیلی از جوانهایی بودند که از سن من کمتر در جنگ دفاع مقدس حضور داشتند، مدافعان حرم چشمه کوچکی از دفاع مقدس هستند و همه ما برگرفته از دفاع مقدس هستیم و از آنجا درس میگیریم.
این جانباز مدافع حرم در خصوص گسترش فرهنگ جهادی و انقلابی و ادامه دادن راه شهیدان، عنوان کرد: بهترین راه این است که افراد در مراسم خانواده شهدا، جانبازان و … شرکت کنند و با بازدید از نمایشگاهها و دیدار با خانواده شهدا، آشنایی بیشتری با فرهنگ ایثار و جهاد پیدا کنند و یک قدم بردارند و بقیه قدمها را به خدا و اهل بیت(ع) بسپارند.