منت بزرگ خداوند از دیدگاه قرآن کریم

هدف بعثت پیامبران تعلیم و تربیت مردم بوده و آنها دغدغه‌ای جز معرفت افزایی نداشتند. آنقدر تعالیم پیامبران حیاتبخش بوده که براساس آیه۱۲۹سوره بقره، حضرت ابراهیم پس از پایان بازسازی خانه خدا، دعا کرده که نسل وی از این موهبت محروم نشوند.

به گزارش طبس نیوز به نقل از خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، شفقنا نوشت: هدف بعثت انبیاء را قرآن تعلیم و تربیت معرفی کرده و درباره آن فرموده است: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ[جمعه/۲] او(خدا) کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنان را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب و حکمت می‌آموزد.»
اگر تعالیم پیامبران نبود؛ مردم همانطور که در جهالت و گمراهی بودند؛ به همان صورت هم باقی می‌ماندند. مطلبی که قرآن درباره آن فرموده: «وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبین[جمعه/۲] هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!» همانطور که در دوران بعثت پیامبران، منکران، جلوی تبلیغ و دعوت الهی را می‌گرفتند و جز عده اندکی به پیامبران ایمان نمی‌آوردند؛ در این روزگاران نیز مردم با رسمی برگرفته از جهالت گذشته، یا پیرو پیامبران نیستند یا تعالیم آنها را سلیقه‌ای و گزینشی در پیش می‌گیرند.
انحرافات در جهان کنونی علتی جز رها کردن تعالیم و معارف الهی ندارد
بعثت پیامبران برای پرورش روحی و سامان دادن به زندگی دنیوی بوده که در بیان قرآنی از آن با تزکیه و تعلیم یاد شده است. قرآن کریم بعثت پیامبر را در راستای این دو مسئله مهم دانسته و در تعریف خداوند فرموده است: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبین[جمعه/۲] او(خدا) کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنان را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب و حکمت می‌آموزد، هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!» در این آیه خروج از گمراهی و ضلالت و بهره‌مندی از حکمت و علم، هدف بعثت پیامبران معرفی شده است. می‌دانیم که معرفت و علم نقش تعیین کننده‌ای در میزان ارزشمندی انسان دارد و بین دو دانشمند، آن عالمی که از علم با ارزش‌تری برخوردار شده، ارزشمندتر است. ارزشمندی علم با میزان ارزش آن معلومات و نتایج آن علم دانسته‌اند و درباره آن گفته‌اند: «اَنَّ شَرَفَ‏ الْعِلْمِ‏ بِشَرَفِ الْمَعْلُوم[۱] همانا شرافت و ارزش علم به میزان ارزشمندی معلوم است.» و از آنجا که علم شناخت خدا و معرفت الله، شناخت با ارزش‌ترین معلوم عالم است؛ علم الهی که هدف انبیاست؛ با ارزش‌ترین علوم به شمار می‌آید. پس بودن معلم آن علوم در عصر یک قوم یا رسیدن تعالیم آن آموزگاران به دست دیگران امتیاز عظیم و نعمتی بی‌مانند است.
منت بزرگ خداوند
خداوند در قرآن بعثت پیامبران را منتی از جانب خویش معرفی کرده و فرموده است: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلىَ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُواْ عَلَیهِْمْ ءَایَاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِن کاَنُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَالٍ مُّبِین[آل عمران/۱۶۴] خداوند بر اهل ایمان منت گذاشت که از بین آنها پیامبرى از خودشان برانگیخت تا آیات الهى را براى آنها بخواند و پاکشان کند و کتاب و حکمت بیاموزد، گرچه پیش از آن در گمراهى آشکار بودند.» این آیه بعثت پیامبر خاتم را با عبارت منّت معرفی کرده که با واژه شناسی آن می‌فهمیم که تنها برای نعمت‌های بزرگ کاربرد دارد[۲]. پس بعثت پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از بزرگترین نعمت‌های الهى است و علت بیان این مطلب به خاطر سؤالاتی بود که در ذهن مسلمانان گاهی بروز می‌کند. آنها وقتی با برخی دستورات اسلام روبرو می‌شوند و سختی‌هایی در راه حفظ ایمان و اسلام می‌‍کشند، هدف عالی بعثت را فراموش می‌کنند. از این رو خداوند یادآور شده که بدون بعثت پیامبر، جهان و جهانیان در گمراهی آشکار و بزرگ بود و از نعمت معرفت بهره‌ای نداشت. پس در راه حفظ این نعمت هر اندازه تلاش شود و هر بهایی صرف شود؛ بازهم ناچیز است[۳].
اگر کسی ارزش نعمت بعثت را بداند و نقش آن در سعادت ابدی خویش را بشناسد؛ به هیچ قیمتی حاضر نیست از این نعمت دور مانده یا تعالیم آن را عملیاتی نکند. البته اهمیت بعثت را به طور کامل تنها خداوند و پیامبران می‌شناسند و از این روست که در معرض تعالیم انبیاء بودن، در دعاهای حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) برای نسل و ذریه‌اش وجود دارد.
خواسته آگاهان عالم
حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) پس از بازسازی کعبه، چنیبن دعا کرد و فرمود: «رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَیُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ[بقره/۱۲۹] پروردگارا در میان آنان فرستاده‏ اى از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکیزه‏ شان کند زیرا که تو خود شکست‏ ناپذیر حکیمى.»
از آنجا که حضرت ابراهیم با اهمیت بعثت پیامبران آگاه بود؛ چنین دعایی کرده است. ایشان که می‌دانست دوری از تعالیم پیامبران نتیجه‌ای جز گمراهی و ضلالت ندارد؛ برای نسل بعد از خود نیز ارتباط با پیامبران را استدعا داشته است. تعالیمی که حیات واقعی را به انسان می‌بخشد و جز معرفت و عقلانیت دعوت به چیز دیگری نمی‌کند. اما آنچه در این میان مطرح است؛ چرایی غفلت مردم از این گنج بی‌نظیر و نعمت بی‌مانند الهی است؟!
جهالت‌ها از گذشته تا کنون
در کمال تأسف افرادی که از پیامبران پیروی کردند بسیار اندک بودند. آنها حتی امکان تبلیغات آزاد را به پیامبران نمی‌دادند و برخوردهای بدی از خود نشان می‌دادند. مثلاً در قرآن آمده است: «أَلَمْ یَأْتِکُمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا یَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَرَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فِی أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا کَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِی شَکٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَیْهِ مُرِیبٍ[ابراهیم/۹] آیا خبر کسانى که پیش از شما بودند قوم نوح، عاد و ثمود و آنانکه بعد از ایشان بودند[و] کسى جز خدا از آنان آگاهى ندارد به شما نرسیده است فرستادگانشان دلایل آشکار برایشان آوردند. ولى آنان دستهایشان را[به نشانه اعتراض] بر دهانهایشان نهادند و گفتند ما به آنچه شما بدان ماموریت دارید کافریم و از آنچه ما را بدان مى‏ خوانید سخت در شک هستیم.»
سخن نهایی
اگر آن روزها، در مقابل دعوت پیامبران، کافران و منکران دست بر دهان می‌گذاشتند؛ امروزه نیز مردم با آنکه طیف وسیعی از تعالیم الهی پیامبران به دستشان رسیده، آنها را رها کرده و راه و رسم خود پرستی و پیروی از هوا و هوس را در پیش گرفته‌اند. اگر روح ایثار، تعاون و دلسوزی جایش را به خودپسندی و عجب داده، اگر مادیات تمام دنیا را پر کرده و ملاک ارزش انسان‌ها و کشورها را ارزها و اسکناس‌ها تعیین می‌کند، اگر ریشه استعمار نخشکیده و به درختی تنومند بدل شده، اگر خدا را نمی‌توان در چشم‌ها، لبخندها و زندگی‌ها دید، همه و همه سبب دوری از تعالیم پیامبران یا تبعیت سلیقه‌ای از آنهاست. تمام انحراف‌هایی که در جهان، گریبان بشر را گرفته، ریشه در انحرافی دارد که آنان از تعالیم پیامبران پیدا کردند و خود را تسلیم آن مفاهیم نکردند. تعالیمی که سعادت دنیا و آخرت را خداوند تنها و تنها در آن نهفته است.
پی‌نوشت
[۱]- الهدایه الکبرى‏، خصیبى، حسین بن حمدان‏، البلاغ‏، بیروت‏، ۱۴۱۹ ق‏، ص۱۵.
[۲]- مفردات ألفاظ القرآن‏، راغب اصفهانى، حسین بن محمد، الدار الشامیه، دمشق‏،۱۴۱۲ ق‏، ص۷۷۷.
[۳]- تفسیر نمونه، مکارم شیرازى ناصر، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴، ج۳، ص۱۵۸.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 − 6 =