طبق دیدگاه نظری دولت، توسعه و ارتباط با کشورهای توسعهیافته اولویت اصلی است و هر چیزی که بخواهد مانع این ارتباط و توسعه باشد، باید از مقابل برداشته شود. بر همین مبنا، حتی استقلال هم اولویت ندارد.
طبق دیدگاه نظری دولت، توسعه و ارتباط با کشورهای توسعهیافته اولویت اصلی است و هر چیزی که بخواهد مانع این ارتباط و توسعه باشد، باید از مقابل برداشته شود. بر همین مبنا، حتی استقلال هم اولویت ندارد.
رئیسجمهور در همایش مقابله با گرد و غبار، در اظهاراتی تأملبرانگیز گفت: «بنده قبلاً هم در بحث دیگری گفتهام، بحث بر اینکه کدام کشور در منطقهی ما قویتر باشد، باید کنار گذاشته شود. قویترین کشور در منطقه نباید بهعنوان هدف اول دنبال شود. منطقهی قویتر باید مدنظر ما باشد.» در رابطه با این بخش از سخنان آقای روحانی چند نکته قابل توجه است:
هیچ کشوری به دنبال این نیست که قدرتمند نباشد
این از واقعیتهای بدیهی جهان امروز است که همهی کشورها بهدنبال افزایش قدرت خود و حضور در بین کشورهای قدرتمند جهان هستند. نهتنها کشورهایی که در عرصهی بینالمللی حرفی برای گفتن دارند، بلکه حتی گمنامترین و عقبماندهترین کشورهای دنیا هم برای اینکه اندکی قدرت خود را افزایش دهند و خود را به قدرتهای برتر دنیا نزدیک کنند، تلاش میکنند.
در چنین شرایطی، یقیناً کشوری با مختصات جمهوری اسلامی ایران که اکنون به الگوی بخشی از کشورهای دنیا تبدیل شده و بخش قابل توجهی از دنیا چشمشان به ایران اسلامی و مناسبات سیاسی و بینالمللی این کشور است، بهمراتب اولویت بالاتری نسبتبه دیگر کشورها برای افزایش قدرت و جایگاه خود در منطقه و جهان دارد.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به این واقعیت توجه کنیم که کشوری چون ایران، همچنان که الگوی بخشی از کشورهای منطقه و جهان است، دارای دشمنان جدی و قسمخوردهای هم هست و آن دسته از کشورهای سلطهگر که تحمل دیدگاهی متفاوت با رویکرد و تفکر خودشان در جهان را ندارند، بهطور جدی مخالف جمهوری اسلامی هستند و حتی از علنی کردن خصومتهایشان نسبتبه ایران و تقابل نرم و سخت با کشورمان هم ابایی ندارند.
افزون بر این، قدرت اول منطقهای شدن ایران، جزء اهداف روشن سند بالادستی چشمانداز بیستسالهی کشور است. بهطوریکه در ابتدای این سند آمده است: «با اتکال به قدرت لایزال الهی و در پرتو ایمان و عزم ملی و کوشش برنامهریزیشده و مدبرانهی جمعی و در مسیر تحقق آرمانها و اصول قانون اساسی، در چشمانداز بیستساله، ایران کشوری است توسعهیافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی، الهامبخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بینالملل… الهامبخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحکیم الگوی مردمسالاری دینی، توسعهی کارآمد، جامعهی اخلاقی، نواندیشی و پویایی فکری و اجتماعی، تأثیرگذار بر همگرایی اسلامی و منطقهای براساس تعالیم اسلامی و اندیشههای امام خمینی (ره). دارای تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حکمت و مصلحت.»
افزایش قدرت، لازمهی همکاری با دیگر کشورهاست
اینکه گفته شود «بهجای قویترین کشور، منطقهای قویتر باید مدنظر باشد»، حتی اگر به این معنا هم باشد که باید کشورهای منطقه با یکدیگر تعامل و همکاری داشته باشند، بازهم این مسئله، نفیکنندهی لزوم قدرتمندی یک کشور نیست.
در واقع یک کشور زمانی میتواند در زمینهی همکاری با دیگر کشورها موفق باشد و محور همکاری قرار بگیرد و در این مسیر مؤثر و تعیینکننده واقع شود که ابتدا خودش کشوری قوی و قدرتمند باشد. نگاهی به مناسبات منطقهای و بینالمللی، بهوضوح این واقعیت را نشان میدهد که میزان تأثیرگذاری کشورهای مختلف تابعی از میزان قدرتمندی آنهاست.
بهعنوان نمونه، مقایسهی تأثیرگذاری ایران در منطقه در زمان قبل از انقلاب با دورهی کنونی و یا حتی در یک دههی اخیر با سالهای ابتدایی انقلاب، بیانگر این واقعیت است. اینکه در تحولات مهم منطقه مانند مسئلهی سوریه، عراق، فلسطین و… جمهوری اسلامی تا این حد تأثیرگذار است، بهخاطر قدرت مثالزدنی جمهوری اسلامی است.
مقولهی قدرت در عرصهی نقشآفرینی منطقهای و بینالمللی بهقدری تعیینکننده است که بسیاری از مؤلفههای دیگر را تحتالشعاع قرار میدهد. بهعنوان مثال، کشورهای غربی و بهویژه ایالاتمتحدهی آمریکا اگر میتوانند اهداف موردنظرشان را در دنیا تا حدی پیش ببرند، به دلیل همین قدرتی است که آنها از آن برخوردار هستند، وگرنه از منظر منطقی، انسانی و اخلاقی سلطهگریهای این کشورها هیچ جایگاهی ندارد و اگر نبود قدرت آنها، یقیناً نمیتوانستند اهدافشان را بدین شکل پیش ببرند.
قدرتمندی کشور و مبنای نظری دولت یازدهم
منشأ تصمیمگیریها و اقدامات دولت در عرصههای مختلف، مبنای نظری و رویکرد فکری حاکم بر آن است. لذا ریشهی این موضعگیری هم که گفته میشود «قویترین کشور در منطقه نباید بهعنوان هدف اول دنبال شود» نیز به مبنای نظری دولت مربوط میشود. طبق دیدگاه نظری دولت، توسعه و ارتباط با کشورهای توسعهیافته اولویت اصلی است و هر چیزی که بخواهد مانع این ارتباط و توسعه باشد، باید از مقابل برداشته شود. بر همین مبنا، حتی استقلال هم اولویت ندارد و آنگاه که استقلال کشور موضوعیت نداشته باشد، قدرتمندی کشور هم به طریق اولی، محلی از اعراب نخواهد داشت.
قدرتمندی کشور با دولت خسته ممکن نیست
یقیناً تبدیل شدن کشور به قدرت اول منطقه، تلاشها و زحمات زیادی میطلبد و در شرایط فعلی نیز که جمهوری اسلامی ایران نقش تعیینکنندهای در منطقه دارد، این جایگاه با تلاشها و زحمات فراوان و تحمل سختیهای بسیاری به وجود آمده است. در چنین شرایطی، نکتهی قابل اهمیت این است که دولتی که حتی در عرصهی اقتصادی و معیشتی هم نتوانسته کارنامهی قابل قبولی از خود برجای بگذارد و عملکرد چهارسالهاش نشان داده رویکرد جهادی و تلاشگرانه جایگاهی در آن ندارد، یقیناً قدرت اول منطقه شدن هم برایش اولویتی ندارد.
بر همین اساس، به نظر میرسد دلیل دیگری که موجب شده تا رئیس دولت بهصراحت بگوید «بحث بر اینکه کدام کشور در منطقهی ما قویتر باشد، باید کنار گذاشته شود. قویترین کشور در منطقه نباید بهعنوان هدف اول دنبال شود.» همین مسئله است که در مناسبات دولت کنونی تلاش و کار جایگاه برجستهای ندارد.*
نویسنده:
سامان عباسی: کارشناس مطالعات فرهنگی و رسانه
انتهای متن/