تهران- ایرنا- کارشناس مسائل آموزش و پرورش با بیان اینکه راه بهسازی آموزش و پرورش از مسیر خصوصی سازی نمی گذرد، گفت: گسترش مدارس خصوصی به هر چه بیشتر کردن آموزش کمی، نمره ای و تحریف معنای آموزش دامن می زند.
مهدی بهلولی روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار حوزه آموزش ایرنا اظهار داشت: برخی مسئولان آموزش و پرورش یکی از دلایل پولی کردن قسمتی از آموزش را کمک به بخش دولتی عنوان می کنند که این ادعا دو ایراد اساسی دارد؛ اول اینکه با واقعیت کمتر شدن سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی (از حدود سه درصد سال های اصلاحات به حدود یک درصد کنونی) و کمتر شدن بودجه آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت در تناقض است.
وی ادامه داد: ایراد دوم آن است که مدرسه های پولی شیک طبقات بالای جامعه، نقش الگوی آموزش را بازی می کنند و شگفت اینکه برخی از مسئولان آموزش و پرورش معتقدند که مدارس پولی باید الگوی آموزش کیفی باشند.
عضو کانون صنفی معلمان استان تهران با بیان اینکه بحث خصوصی سازی آموزش و پرورش در دو سطح ملی و جهانی قابل بررسی است، تصریح کرد: واقعیت این است که خصوصی سازی آموزش در ایران، که پس از جنگ تحمیلی و در سال های آخر دهه شصت آغاز شد بر بنیاد یک سری ادعاها و آمارهای نادرست استوار بود.
بهلولی ادامه داد: هنگامی که در سال ۶۷، جنگ هشتساله ایران و عراق به پایان رسید شمار دانشآموزان کشور نزدیک به ۱۸ تا ۱۹ میلیون نفر بود و در وضعیت اقتصادی خوبی نیز به سر نمیبردیم و هشت سال جنگ به توان و بنیانهای اقتصادی ایران، آسیبهایی جدی زده بود.
وی اظهار کرد: پیشبینیهای آن دوران نشان میداد که در سالهای آینده، رشد جمعیت دانشآموزی ادامه مییابد برای نمونه در برنامه دوم توسعه که در سال ۱۳۷۳ به تصویب مجلس رسید، پیشبینی شده بود که شمار دانشآموزان ایران در سال ۱۳۹۰ برابر ۳۲ میلیون نفر شامل ۱۵ میلیون دبستانی، هشت میلیون راهنمایی و ۹ میلیون دبیرستانی باشد.
کارشناس مسائل آموزش و پرورش یادآور شد: بر این اساس طبیعی بود که مسئولان به فکر این باشند که بخشی از هزینه آموزش و پرورش را از دوش دولت بردارند اما نکته مهم این است که روند رشد جمعیت، در سال های بعد دستخوش تغییر چشمگیر شد به طوری که در سال ۹۰، تعداد دانش آموزان به ۱۲ میلیون نفر کاهش یافت.
اکنون حدود ۱۳ میلیون و ۷۰۰ هزار دانش آموز در مدارس کشور تحصیل می کنند.
بهلولی تصریح کرد: نکته جالب توجه آن است که با وجود کاهش جمعیت دانش آموزی هنوز همان استدلال زیاد بودن دانش آموزان و کمبود بودجه، توجیه گر گسترش هر چه بیشتر روند خصوصی سازی در آموزش و پرورش است.
وی اضافه کرد: نگاهی گذرا به دو سه دهه گذشته نشان می دهد جمعیت دانش آموزی کشور و درآمد ملی کشور هر چه باشد- کم یا زیاد- مسئولان کشور وقتی به سراغ آموزش و پرورش می آیند از تعداد بالای دانش آموز و کمبود بودجه سخن می گویند.
عضو کانون صنفی معلمان تهران خاطرنشان کرد: در توجیه خصوصی سازی آموزش و پرورش همواره به نادرست بحث کمبود بودجه به میان کشیده شده و عنوان می شود که راه پیشرفت آموزش و پرورش آن است که همانند بخش صنعت، درمان و دیگر بخش ها باید خصوصی شود.
وی با یادآوری این نکته که این ادعا، یک ادعای سست بنیاد است و تجربه های جهان پیشرو در آموزش آن را تایید نمی کنند، گفت: نکته بسیار مهم درباره خصوصی سازی آموزش و پرورش این است که رمز و راز موفقیت ظاهری آن، گزینش دانش آموز است به این معنا که مهمترین علت موفقیت ظاهری مدارس پولی، نه کیفیت بالای آموزش آنها بلکه جذب دانش آموزان است.
بهلولی با اشاره به اینکه مدرسه های پولی را می توان به نوعی بر دو دسته دانست؛ مدرسه هایی که پایه گذاران آن، از قدرت مالی و نفوذ سیاسی خوبی برخوردارند و مدرسه هایی که این چنین نیستند، اضافه کرد: مدرسه های پولی دسته اول، امکان این را دارند که از همان سال های آغاز به کار، با شرایط و آزمون هایی که برای ورودی های خود می گذارند به جذب دانش آموزان درس خوان و باهوش از طبقه متوسط و بالای جامعه بپردازند.
وی ادامه داد: روشن است که در این صورت، کار بهتری هم می توانند ارائه دهند و به ویژه با تاکید هر چه بیشتر بر نمره و آزمون و کنکور، بر نام و آوازه خود بیفزایند اما پیامد این روند، جداسازی هر چه بیشتر دانش آموزان و تحریف معنا و هدف آموزش از پرورش شهروند فرهیخته، پرسشگر و اخلاقی به تولید دانش آموز آماده برای آزمون و کنکور است.
این کارشناس حوزه آموزش و پرورش با اشاره به اینکه در دنیا نیز خصوصی سازی آموزش مورد انتقادهای فراوان طیف گسترده ای از اندیشمندان آموزشی، فرهنگی و اجتماعی قرار گرفته است، یادآور شد: مخالفان خصوصیسازی آموزش و پرورش در جهان، شامل برخی از اندیشهوران آموزشی سرشناس کشورهای سرمایهداری مانند آمریکا تا بخش بزرگی از جامعه مدنی فرهنگیان و تشکلهای گوناگون هستند.
بهلولی اضافه کرد: «دایان راویچ» تاریخدان آموزشی سرشناس آمریکایی و نویسنده چند کتاب درباره آموزش و پرورش، خصوصیسازی را روندی می داند که آموزش و پرورش را از فراگیر بودن و پرداختن به جنبههای مختلف پرورش دانشآموز، دور میسازد و آن را تنها معطوف به آزمون و نتیجه آزمونها میسازد.
وی ادامه داد: راویچ در یکی از نوشتههای خود در روزنامه لسآنجلس تایمز در سال ۲۰۱۰ با عنوان خصوصیسازی آموزش و پرورش زیان بخش است نوشته است که «مدرسه هنگامی بهتر کار میکند که آموزگاران با همکاری یکدیگر، دانشآموزانشان را یاری کنند و برای رسیدن به هدفهای مشترک بکوشند، نه هنگامی که برای نمره بالاتر و پاداش بیشتر، با یکدیگر رقابت کنند. دولت اوباما، از خصوصیسازی آموزش و پرورش امریکا پشتیبانی میکند و تیشه به ریشه حرفه آموزش میزند.»
وی تصریح کرد: همچنین در پژوهشی توسط دو نفر از استادان دانشگاه لندن در سال ۲۰۰۷ درباره روند خصوصیسازی مدارس دولتی در جهان و پیامدهای آن، نتایجی همچون دو دستهشدن مدارس؛ مدرسههای خوب و پسمانده، باز کردن پای نقش ها و رابطه های تازه به درون آموزش و پرورش، جایگزین کردن اخلاق رقابت به جای اخلاق خدمت و گسترش بازارهای محلی بر اساس ارزش مادی دانشآموزان به دست آمده است.
فراهنگ**۱۸۸۳**۱۰۵۵
خبرنگار: مریم جلوداران**انتشار: زینب کارگر