تهران- ایرنا- «شب دایره المعارف بزرگ اسلامی»، «تاریخ و حیات اجتماعی – فرهنگی کردهای ایزدی»، «سلفی گری در شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا» و «سومین دوره جایزه دکتر رضا داوری اردکانی» از مهمترین نشست هایی بود که هفته گذشته در کشور برگزار شد.
**شب دایره المعارف بزرگ اسلامی
دویست و نود و نهمین شب مجله بخارا با عنوان «شب دایره المعارف بزرگ اسلامی» در بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار برگزار شد.
«مصطفی محقق داماد» پژوهشگر حقوق و علوم اسلامی در آغاز به نقش موثر کاظم موسوی بجنوردی در تهیه و انتشار دایره المعارف بزرگ اسلامی اشاره کرد و گفت: محمد کاظم موسوی بجنوردی از نوادگان مرجع عالیقدر مرحوم آیتاللهالعظمی حاج سیدابوالحسن اصفهانی است که عمومیت مرجعیت عامه او در تاریخ مرجعیت سابقه نداشته و ندارد. همه این خانواده اهل علم هستند. کاظم موسوی بجنوردی از جوانی دنبال این بود که برای این ملت کاری کند. راههای مختلف رفت، ۱۴ سال در زندان دوران ستمشاهی به سر برد، به این امید که کاری کرده باشد. بعد از آزادی از زندان، پس از مدت کوتاهی فعالیت سیاسی در استانداری و نمایندگی مجلس، خیلی زود از سیاست کنار کشید و به دایرهالمعارف آمد.
«سیدمحمدصادق سجادی» عضو شورای عالی علمی دایرهالمعارف بزرگ اسلامی در آغاز با اشاره به ۳۳ سال فعالیتش در این دایرهالمعارف به شکلگیری این نهاد اشاره کرد و اظهار داشت: وقتی ما جوان بودیم، افتخار شاگردی استادانی چون عباس زریاب، عبدالحسین زرینکوب، عنایت الله رضا، شرفالدین خراسانی و… را داشتیم. امروز هم تلاش میشود محققان جوان تربیت شوند. دایرهالمعارف بزرگ اسلامی در اسفند ۱۳۶۲ خورشیدی تاسیس شد. مقارن تاسیس دایرهالمعارف، بجنوردی مانیفستی مشتمل بر تحلیلی از نگاه اسلام شناسان و ایران شناسان غربی به فرهنگ و تمدن اسلامی منتشر کرد و در آن آرزوی تدوین دایرهالمعارفی در این زمینه به دست مسلمانان و مخصوصا ایرانیان را بیان کردند. این هدف اصلی و نخست بجنوردی بود که خوشبختانه تحقق یافته و امروز نیز در حال تکمیل است.
«آذرتاش آذرنوش» مدیر بخش ادبیات عرب دایرهالمعارف سخنرانی خود را با اشاره به بیش از سه دهه فعالیت در این مرکز آغاز کرد و بیان داشت: در آغاز کار وقتی با بجنوردی بحث می کردیم، تاکید می شد که ما باید یک دایره المعارف ایرانی بنویسم، به این معنا که از ذکر آنچه خاورشناسان کرده اند و ترجمه مستقیم آنها دست برداریم و باید به عنوان دانشمندان ایرانی واقعی دست به تدوین دایره المعارف بزنیم. به همین خاطر شیوه ما با دایره المعارف دیگری که در میدان فلسطین بود، متفاوت بود، یعنی ما تالیف میکردیم. نکته دیگر اینکه بجنوردی لطفی در حق ما کرد و آن اینکه هرگز دست به سانسور مقاله های ما نزد. یعنی او به ما اجازه داده بود آنچه را می خواهیم، بنگاریم، مگر جایی که خطای علمی باشد. این امر راهی خجسته را برای ما گشود.
«اصغر دادبه» مدیر گروه ادبیات دایره المعارف بزرگ اسلامی به مشکل های امروز و نقص هایی مربوط به زبان فارسی اشاره کرد و گفت: بزرگ ترین وظیفه ما آن است که از آغاز فرزندان مان را با میراث ادبی و فرهنگی خودمان و در راس آن حافظ و سعدی و فردوسی آشنا کنیم. امروز کودتایی علیه زبان فارسی در جریان است که اگر ریشه تاریخی آن را بخواهیم دنبال کنیم، از ورود انگلیسیها آغاز میشود. ما از زمان فارابی به فارسی و عربی سنت دایره المعارف نویسی را داشته ایم و در دوره های فترت مثل خیلی چیزهای دیگر افول کرده اما از میان نرفته است. بنابراین توجهی که در غرب به دایره المعارف نویسی در۲۰۰-۳۰۰ سال پیش پدید آمد در ما از دیرباز بوده است.
«کاظم موسوی بجنوردی» رییس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی در آغاز به این پرسش پرداخت که چگونه فکر گردآوری دایرهالمعارف به وجود آمد و اظهار داشت: زمانی که ما شروع به کار کردیم تب امروز برای دایره المعارف نبود. غلامحسین مصاحب با عشق و علاقه ۲ جلد دایره المعارف وزین منتشر کرد. همچنین احسان یارشاطر که از چهره هایی است که همیشه دوست داشته ام و به او افتخار میکنم. او یک خادم فرهنگ ایران است و جوانمردانه و قهرمانانه فرهنگ ایرانی را معرفی و بارور میکند. در زمانی که یارشاطر مشغول شد، دانشنامه ایران و اسلام پدید آمد که ۹ جزو آن قبل از انقلاب و ۲ جزو بعد از انقلاب پدید آمد.
رییس مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی بیان داشت: دایرهالمعارف بزرگ اسلامی را استادانی که با ما همکاری میکنند، باید معرفی کنند.
**تاریخ و حیات اجتماعی – فرهنگی کردهای ایزدی
نشست تخصصی نقد کتاب «تاریخ و حیات اجتماعی – فرهنگی کردهای ایزدی» در پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد.
«عثمان یوسفی» نویسنده کتاب «تاریخ و حیات اجتماعی – فرهنگی کردهای ایزدی» گفت: این کتاب پایاننامه دوره کارشناسی ارشدم در رشته تاریخ دانشگاه تهران است که در ۱۳۸۳ خورشیدی به راهنمایی غلامحسین زرگری نژاد و مشاوره باستانیپاریزی انجام گرفت که در نهایت با تغییراتی در آن به این کتاب انجامید.
نویسنده کتاب «تاریخ و حیات اجتماعی – فرهنگی کردهای ایزدی» در ادامه افزود: این کتاب حاصل تلاش ۱۷ ماهه بنده است که به صورت میدانی با حضور در میان کردهای ایزدی در عراق دست به تحقیق و پژوهش زدم. این کتاب در چهار بخش اصلی و ۱۳ فصل تدوین شده است.
وی با اشاره به مشکلات که بر سر راه تدوین این کتاب وجود داشته پرداخت و اظهار داشت: یکی از مشکل های همان کار میدانی بود؛ چرا که در سال ۱۳۸۳ که بنده در حال تحقیق بر کردهای ایزدی بودم رژیم صدام در عراق سقوط کرده بود و عراق کشوری ناامن و زیر بمباران به سر می برد. از اینرو تحقیق کردن در چنین فضایی خطرهایی را در برداشت.
«اسماعیل شمس» مدیر بخش کردپژوهی دایرهالمعارف بزرگ اسلامی به عنوان ناقد این نشست نخست به توجه نکردن پژوهشگران مرکزنشین به مناطق مرزی و به ویژه مناطق غربی ایران اشاره کرد و سپس به نقد و بررسی کتاب «تاریخ و حیات اجتماعی – فرهنگی کردهای ایزدی» پرداخت.
مدیر بخش کردپژوهی دایرهالمعارف بزرگ اسلامی بیان داشت: عنوان این کتاب «تاریخ و حیات اجتماعی – فرهنگی کردهای ایزدی» است ولی هنگامی که ما به آن رجوع می کنیم مشاهده میشود که مقدار ناچیزی یعنی ۲۵ صفحه از کتاب به موضوع تاریخ اختصاص پیدا کرده است در صورتی که ما هنگامی که عنوان تاریخ برای کتاب بهکار میبریم باید تقسیم موضوعی مناسب داشته باشیم و حدود یک سوم کتاب به این موضوع اختصاص پیدا کند که در این کتاب نویسنده میتوانست با یک چارچوب تاریخی ایزدیها را مورد بررسی قرار میداد.
این پژوهشگر تاریخ کرد در ادامه به پیوستهای کتاب اشاره کرد و گفت: پیوستهایی در این کتاب آمده که به زبان عربی است در صورتی که این پیوست ها هیچ کمکی به خواننده فارسی زبان نمیکند که یا نباید این پیوست ها میآمد یا به فارسی ترجمه میشد. پاورقی های کتاب بسیار ناهماهنگ آمده است که در چاپ های بعدی باید اصلاح شود.
**سلفیگری در شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا
نشست تخصصی «سلفی گری در شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا» در پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد.
«محسن معصومی» استاد دانشگاه تهران در ابتدای این نشست مقدمهای کوتاه در اهمیت شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا ارائه داد و سپس به بحث در مورد سلفیگری و وهابیگری در این مناطق پرداخت.
این استاد دانشگاه یادآور شد: سلفیگری معانی متعددی دارد و با وهابیت متفاوت است و نمی شود یک تعریف مشخص از سلفیگری ارایه داد، سلفیگری را میتوان براساس مناطق مختلف جهان تعریف کرد و در هر منطقه رنگ و بو و ویژگی خاص خودش را دارد. هر چند وهابیت یک کلمه مبهم است که همه به نوعی از آن ترس دارند و هیچ کس مسئولیت اینکار را بر عهده نمیگیرد اما متاسفانه در پژوهشهای جدید به صورت مطلق میگویند سلفی و وهابی و اینها را به جای یکدیگر به کار میبرند و دهها کتاب درباره تاریخچه وهابیت و سلفیگری نوشته شده که همه غیردقیق و نادرست هستند.
وی واژه سلفی گری را منسوب به پیروی از سنت سلف صالح دانست و بیان داشت: سلف صالح تعریفهای خاصی دارد برخی پیامبر(ص) و صحابه را سلف صالح می دانند، برخی دیگر پیامبر(ص) صحابه و تابعین را سلف صالح میدانند و عدهای دیگر شیعیان و تابعین را سلف صالح می دانند. به این ترتیب این واژه جدیدی نیست و در واقع توسل و تمسک به سلف صالح به قرن دوم و سوم هجری بازمی گردد اما وهابیت منصوب به محمد بن عبدالوهاب است ولی معلوم نیست این واژه چه کسی بوده است؛ چرا که برخی معتقدند اروپاییان این واژه درست کردند و کسانی که در شبه قاره هند با سیاست بریتانیا مخالفت داشتند را واژه را ساخته وهابیون میدانستند.
«محمودرضا اسفندیاری» عضو هیات علمی دانشنامه جهان اسلام دیگر سخنران این نشست با اشاره به معنای واژه های سلفیگری گفت: امروزه که گروه های سلفیگری سفاکی و خونریزی مانند داعش ظهور پیدا کردهاند واژههای سلفیگری بسیار مبهم بوده و چندان دقیق استفاده نمیشود هر چند بار منفی نیز پیدا کردهاند و رسانههای گروهی برای تبیین آن فاقد تخصص هستند و یا اینکه یک نوع ذهنیت ایجاد کرده¬اند که که مفهومی از معنای واقعی خود دور شود.
عضو هیات علمی دانشنامه جهان اسلام در ادامه افزود: سلفیگری را با چند مفهوم دیگر مانند وهابیت، اصلاحطلبی دینی و بنیادگرایی مرتبط میدانیم و حتی این مفاهیم گاهی به جای یکدیگر استفاده میشوند و گاهی بعضی از اینها مانند بنیادگرایی غربی است؛ یعنی ریشه در فرهنگ غربی دارد و برگرفته از آیین پروتستان است. چرا که بنیادگرایی به معنای بازگشت بنیادها مفهومی است که تولید شده در آیین پروتستانتیزم آمریکایی است که بعدها به نهضتها و گرایش های مشابه در ادیان دیگر مانند اسلام نیز تسری پیدا کرده است.
اسفندیاری سلفی گریها را بی تاثیر از غرب ندانست و اظهار داشت: سلفی گریها که در جنوب شرق آسیا و در نهضت محمدیه می ینیم نیم نگاهی هم به غرب دارند و با تکنولوژی مشکلی ندارند و بر این اعتقاد هستند که باید از دستاوردهای غرب استفاده کرد و باید راه پیشرفت را آموخت به هیمن دلیل نظام های آموزشی خودشان را بر اساس الگوهای غربی بنا کردند.
**سومین دوره جایزه دکتر رضا داوری اردکانی
مراسم اهدای «سومین دوره جایزه دکتر رضا داوری اردکانی» در شهر کتاب برگزار شد.
«علیاصغر محمدخانی» معاون فرهنگی شهر کتاب درباره برگزیده شدن پایاننامهها و مراسم جوایز در رشتههای علوم انسانی به ویژه جایزه دکتر داوری اردکانی در حوزه رشته فلسفه بیان داشت: هدف اصلی برگزاری مراسمهای جایزه در حوزه علوم انسانی شناسایی و کشف استعدادها در این رشتههاست و توانایی ارزیابی پایاننامههاست.
معاون فرهنگی شهر کتاب در ادامه افزود: نکته قابل توجه در این مراسمها حضور زنان در فلسفه در این سه دوره اهدای جوایز بسیار مشهود بوده است، در گذشته نقش زنان در پژوهشهای فلسفی بسیار اندک بود که در سالهای اخیر پیشرفت چشمگیری در زنان دیده میشود.
وی یادآور شد: در میان پایان نامه های ارسالی برای بررسی در این مراسم یک پایان نامه برگزیده با عنوان «تناهی و طرح استعلایی هستی شناسی بنیادین در اندیشه هایدگر» به تالیف احمد رجبی و یک پایاننامه تشویقی تالیف صبورا حاجی علی اورک پور با عنوان «پدیدارشناسی عشق و بحران فرهنگ متجدد بر اساس آرا ماکس شلر» انتخاب شدند.
«بهمن پازوکی» عضو هیات علمی موسسه حکمت و فلسفه درباره پایان نامه احمد رجبی گفت: در درجه اول باید بگویم در انتخاب پایاننامه برگزیده سلیقه شخصی داوران و علاقه آنان به هایدگر نقشی نداشته است. رساله رجبی بسیار قابل تقدیر و ستایش بوده چرا که در آن بسیاری از منابع اصلی استفاده شده است. این رساله از منحصر به فردترین رسالهها در میان پژوهشها بوده که به صورت آکادمیک از عقاید هایدگر نوشته شده است.
«سید حمید طالبزاده» مدیرگروه فلسفه دانشگاه تهران درباره ۲ رساله برگزیده توضیح داد: موضوع پایاننامه احمد رجبی در سطح بینالملل بسیار بدیع و تازه بوده به همین دلیل این رساله ارزش بینالمللی دارد و از ویژگی اصلی این رساله نشان دادن خاستگاه اندیشه هایدگر است. این کار نشان میدهد هایدگر فیلسوفی در امتداد تاریخ فلسفه بوده و جایگاه وی در فلسفه و در این رساله معلوم میشود.
«رضا داوری اردکانی» استاد فلسفه داشنگاه تهران درباره فلسفه و زمان گفت: زمان زمان آینده است زمانی که با سیر شب و روز شناخته میشود و آن را با ساعت اندازه میگیرند. این زمان، زمان حقیقی نیست و با آینده مناسبت ندارد بلکه گردش عادی کارها و تکرار عادات اکنون و مقدار حرکت در مکان است. غیر از این زمان انتزاعی زمان دیگری است که همه آنش با زمان انتزاعی تفاوت دارد این زمان زمان تاریخی است و آن را میتوان اکنون جاری به سوی آینده دانست. در واقع زمان تاریخی با زملان تقویم تفاوت دارد و فهم این تفاوت هم آنچنان دشوار نیست.
*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار: مهدی احمدی**انتشار دهنده: شهربانو جمعه
پژوهشم**۹۳۷۰**۹۱۳۱
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearchهمراه شوید.