راههای حج به وسیله بسیاری از دولتها و سلسله های اسلامی، با هدف سرعت بخشی به سفر و افزایش تعداد مسلمانان برای حج از سراسر جهان ساخته و توسعه یافته اند.
شرق آسیا و مناطق چین
راههای دریایی که نقاط دور سرزمین چین را به هم وصل میکرد، متنوع و متفاوت بود. مروزی که در سده ۱۲ میلادی میزیست، به راه تجاری که اعراب را به چین میرساند، اشاره کرده است: «اولین بندر دریایی که هنگام طی مسیر از چین در امتداد دریا میبینید در شهر لوگیر[۱]واقع شده است، سپس شهر خانفو [Xuanfuu] است که از شهر لوگیر بزرگتر و دارای یک رودخانه بزرگ آب شیرین است و از وسط این شهر میگذرد که روی آن پلهایی نیز بنا شده است. در یک طرف رودخانه، بازارهایی برای تاجران خارجی وجود دارد و طرف مقابل رودخانه در اختیار تاجران محلی است و معمولاً تاجران ایرانی و عرب از آنجا دیدن میکنند»، (المروزی. شرف الزمان، ۱۹۴۲، ص۱۰).
به طور کلی، سفرهای دریایی بسیار مهم که بین چین، کشورهای عربی و کشورهای غرب آسیا معمول بود، از کانتون[Guangzhou, Guangdong, China] ، هانگزو [Hangzhou] ، نیگبو [Ningbo] و دیگر بنادر تجاری بین المللی واقع در دریای جنوب شروع میشد، سپس در امتداد ساحل به سمت جنوب تا جزیره کاندائو [Con dao island] در ویتنام پیش میرفت، (میلز، جی.وی، ۱۹۷۰).
سفر دریایی به سمت جنوب و با حرکت از فان رانگ و ناترانگ (در شرق ساحل ویتنام و جزیره چام [Tho Chu island]) به سمت تنگه مالاکوا [Malakwa] در جنوب ادامه پیدا میکرد و سپس این مسیر به شمال میرسید و به غرب ادامه مییافت تا به سریلانکا که در سمت مقابل قسمتهای شمالی هند قرار داشت برسد، (لیواتس، ال، ۱۹۹۴).
با ادامه مسیر به سمت غرب تا تنگه هرمز پیش میرفت که در آنجا مسیر دریایی به دو بخش منفک میشد: مسیر اول در امتداد خلیج فارس تا ابله [Al Ablah] (نزدیک نهر شط العرب شمال شهر بصره کنونی) پیش میرفت و ادامه مسیر به سمت شمال در رودخانه دجله به بصره و نهایتاً به بغداد میرسید. مسیر دیگر به سمت خلیج عدن در انتهای جنوب غربی شبه جزیره عربستان ادامه پیدا نموده و به جده و دیگر بنادر دریای سرخ میرسید. نقشه (مسیر دریایی تجارت چین)
از نقطه نظر فرهنگی، از طریق همین راههای زمینی و دریایی، دین و ایدئولوژی، بر ترکه شتر و یا کشتی به سراسر جهان گسترش یافت و این امر، راه اسلام را برای ورود هرچه آسانتر به خاورمیانه و آسیای شرقی هموار ساخت. علاوه بر این، در نتیجه، تجربه طولانی فاتحان و بازرگانان مسلمان که در پی ترویج و تبلیغ اسلام بودند، جغرافیای این سرزمینها نیز شناخته شده بود. برای همین در زمان خلافت خلیفه سوم؛ عثمان بن عفان در آغاز سده سوم هجری هنگامی که مسلمانان برای اولین بار وارد چین شدند، برای ورود و رسیدن به چین مدت زیادی معطل نماندند، (السمیر، ف، ۱۹۷۷، ص۱۱۲).
مسلمانان به صورت رسمی در دوران خلافت عباسیان و حکومت هارون الرشید در سده هفتم هجری در آراکان [Arakan] (که امروزه به برمه مشهور است) ساکن شدند، (الحداد، الف، ۱۹۸۵، صص ۱۹۱ـ ۱۸۸۸). آنها همچنین در فتح سرزمینها از آسیای میانه تا شمال چین موفقیتهایی بهدست آوردند، هنگامی که مسلمانان توسط فرمانده معروف عرب، قتبه بن مسلم الباهلی رهبری میشدند، وی عمداً به فاتحان عرب اجازه داد تا در آسیای میانه ساکن شده و با جامعه آنها ادغام شوند. در پی این امر، یک جامعه جدید با فرهنگ عربی و اسلامی تأسیس شد، بعد از فتح آسیای میانه نیز اعراب مهاجر زیادی که بهدنبال اقامت دائم و همیشگی بودند در آن مناطق برای مدتهای زیادی ساکن شدند.
علاوه بر حضور بازرگانان شیعه در مناطق چینی، عدهای از علویان مناطق اسلامی نیز در این ایام قبل از سال ۷۵۰ میلادی بین سالهای ۱۰۷ لغایت ۱۳۰ هجری قمری بر اثر شکنجه و فشارهای حاکمان اموی به چین فرار کرده و در آنجا پناهنده شدند، (قربانی، زین العابدین، ص۲۱۶).
شاید اولین گروه از شیعیان که وارد چین شدهاند، همین گروه باشند، اما در سنوات و قرون بعدی، از ادامه حیات اعتقادی و سیاسی این افراد اخبار و اطلاعاتی در دست نیست. در هر صورت بر اثر حضور مسلمانان در این مناطق، نوعی تعامل فرهنگی پویا مبتنی بر غالبیت زبان عربی بهوجود آمد و بعد از آن زبان عربی به عنوان زبان رسمی در این مناطق ترویج یافت.
بنابراین، به نظر میرسد، سکونت در این مناطق، رفته رفته منجر به رشد جنبش فکری در آسیای میانه شد؛ زیرا آثار این جنبش توسط تعداد زیادی از دانشمندان، شاعران، نویسندگان و فیلسوفان مسلمان آنزمان که در این مناطق ظهور کرده و در کل جهان اسلام تأثیر گذار بودند، آشکارا انعکاس یافت. تمامی این تحولات، موجب به وجود آمدن نوع دیگری از سفر به غیر از سفرهای تجاری «سفر حج» گردید که برای سالها پایدار و غالب بود. نوع جدید سفر اساساً برای انجام اعمال حج و تقویت روابط با کشورهای اسلامی بهخصوص مکه و مدینه در آن زمان بود، (آمولد، تی. دبیلو، ۲۰۰۰م.).
زائران چین و کشورهای اطراف آن، که به اسلام روی آورده بودند، شانس بسیار اندکی داشتند که اعمال حج بجا بیاورند؛ زیرا این سفر میتوانست تنها یکبار در طول عمر آنها روی دهد و با توجه به دوری مسافت بین مکه و مدینه با چین و خطراتی که در راه با زائران قابل تصور بود، هیچ تضمینی برای بازگشت سالم آنها به خانهشان در کار نبود. بنا به روایت مسعودی تنها تعداد کمی از آنها میتوانستند با تنی سالم به خانهشان بازگردند چون لازمه تشرف به مکه، پیمودن راهی بود که ۴ ماه طول میکشید و همان مدت زمان نیز برای بازگشت از مکه به خانه لازم بود، (مسعودی، ۱۸۶۱، ج۱).
با توجه با اینکه اطلاعات چندان مفیدی از سفر حج چینیها در دسترس نیست، ممکن است قسمتی از حقایق این سفرهای اندک که با این شرایط انجام میگرفت، پشت پرده بماند. وقتی مسلمانان چینی تصمیم به تشرف حج میگرفتند، دست کم۶ ماه قبل از ایام حج حرکت میکردند و از دیار خود خارج شده و از کوهستان کونلون [Kunlun Mountains] که در میان چین و هند قرار داشت عبور میکردند.
برای عبور از این کوهستان دو راه وجود داشت؛ یکی از آن در مسیر خود چاههای آب و روستاهایی را در طرفین داشت که عبور کردن از آن حدود سه ماه طول میکشید و دیگری که مسیر سخت اما نزدیک بود و از جاهایی عبور میکرد که هیچ نشانی از حیات در آن نبود و مملو از خطرات بود و مدت یک ماه برای عبور از آن زمان مورد نیاز بود.
اگر زائر چینی تصمیم میگرفت که از راه دوم عبور کند نیاز به دو اسب داشت تا بر یکی خودش سوار شده و بر دیگری وسایلش را بار نماید. این مسیر فاقد هرگونه امکانات بود و یک رهگذر اگر خوش شانس بود میتوانست تعدادی از اجساد افرادی را ببیند که در ایام اعزام به حج همان سال یا سال گذشته در راه مرده بودند.
بعد از گذر از کوهستان، زائران به کشمیر، در شمال هند میرسیدند. سپس آنها مسیر خود را به طرف «سند» ادامه میدادند که در آنجا یکی از اسبها و مقداری از کالا و بار خود را فروخته و به سمت کراچی[Karachi] یا بمبئی[Mumbai] ادامه مسیر میداند تا از آنجا از طریق راه دریایی عازم بندر جده و سپس شهر مکه شوند.[۲]
این سفر گاهی حدود ۶ ماه طول میکشید و گاه نیز این زمان به یکسال میرسید. بسیاری از زائران ممکن بود بنا به دلیل یا دلایلی دیر به مکه رسیده و موسم حج را از دست می دادند. در این صورت آنها میبایست برای انجام حج تا سال آینده در مکه ساکن شده و منتظر میماندند.
نقشه (مسیر حجاج چینی)
در هر صورت، این مسیر تنها مسیر آبی و خاکی کشور چین برای حج نبود. مطابق اسناد تاریخی، یکی از سفرهای نادر که توسط زائران چینی به سرزمینهای مقدس انجام می شده، بهنام سفر مفاجو [Mafaju̓ s journey] مشهور بوده است. در این سفر مفاجو مسیر دیگری غیر از آنچه که در بالا ذکر شد برای خود انتخاب میکند و این بهخاطر دلایل سیاسی میباشد که در این منطقه قبلاً رخ داده و آنرا تحت تأثیر خود قرار داده است.
اسناد بسیار اندکی از سفر حج چینیان وجود دارد و این امر درک روشن از کلیات شاخصههای سفر حج چینیها را برای ما مشکل میسازد، لذا اظهار نظر کردن در خصوص اینکه چه ترکیبی از این مسلمانان در قالب مذهب تشیع و یا اهل سنت بودهاند نیز در پشت پرده فقدان سند و ادله خاک میخورد. بنابراین، در خصوص نحوه و کیفیت عزیمت آنها و تفاوتها یا اشتراکات احتمالی بین دو مذهب نیز در این سرزمین نظریه چندان محکمی برای ارائه وجود ندارد اما در خصوص مسیرهای تردد مسلمانان چینی، برخی نتیجهگیریها قابل احصا است. در کل سفر حج چینیها را میتوان از دو راه اصلی در نظر گرفت؛ راه زمینی و راه دریایی؛ راه دریایی از سواحل دریای چین از جانب جنوب این کشور آغاز میشد.
علیرغم مشکلاتی که در خصوص سفر زمینی وجود داشت و پیشتر به آن اشاره شد، بهنظر میرسد بیشتر زائرین این مسیر را نسبت به راه دریایی ترجیح میدادند و این بهخاطر پراکندگی جغرافیایی دین اسلام در چین است، جمعیت مسلمان در مرزهای شمال غرب چین افزایش یافته و در تاریخ با عنوان ترکستان شناخته شده بود. این مناطق با بنادر دریای چین در جنوب فاصله بسیار داشت و برای رسیدن به آن، بایستی هزاران کیلومتر مسافت طی میشد که نوعی مسیر اضافی برای حرکت زائران به سوی عربستان محسوب میشد.
برای زائران چین به مراتب آسانتر بود که از طریق آسیای میانه و با عبور از سمرقند و سپس «سند» از طریق دریا به سمت عربستان مسافرت کنند و یا ادامه مسیر داده و بهصورت زمینی، از طریق ایران و عراق که عدهای از ترکها در آن ساکن بودند، عبور کنند. این ترکها به ظاهر قرابت نژادی با ترکهای چینی منطقه ترکستان داشتند و در نتیجه، حضور آنها باعث میشد که مقداری از سختیهای سفر آنها کاسته شود.
در طرف دیگر، سفر حج از طریق بنادر چین رونق بسیار کمتری داشت و علت آن هم اندک بودنِ تعداد مسلمانان در مناطق مرکزی و جنوبی چین بود. مسلمانان این مناطق همگی در شهرهای بزرگ تجاری ساکن بودند و در برخی مناطق در شهرهایی که توسط اعراب و مسلمانان ساخته شده بود سکونت داشتند. بنابراین، ظهور و گسترش اسلام در این مناطق قابل مقایسه با مناطق غربی چین نیست و طبیعی است این امر در خصوص تعداد زائران مربوط به آن مناطق نیز میتواند مصداق داشته باشد.
اوضاع مسیرهای حج آسیا در گذر تاریخ حکومتها
جادههای حج از جانب شرق و جنوب شرق آسیا به اندازه شبه جزیره عربستان شاهد تحولات جدید در امر تردد نبود. خلفا و حکام اسلامی مسیر ویژهای را برای حج تأسیس کرده بودند. آنها در کنار جادهها اقدام به حفر چاه نموده و برای اینکه تسهیلاتی برای سفر حج زائران مسیرهای عراق، شام، ترکیه، مصر و آفریقای شمالی و سایر سرزمینها بهوجود آورند، به تأسیس کاروانسرا و استراحتگاه پرداخته بودند، (بیناچی، آر، ۲۰۰۴) اما راههای حج که از جانب چین، مجمع الجزایر مالایی و هند میآمد، شاهد این مقدار توسعه یافتگی نبود و این در حالی بود که راههای مذکور خیلی پیشتر از میلاد مسیح توسط تمدنهای باستانی جهت بهبود روابط بین دولتها و تسهیل در رفت و آمد و رونق سفرهای تجاری ساخته شده بودند. این امر در راههای زمینی و دریایی حج به نحو شایستهای نمود پیدا کرده بود.
گذشته از این، همین مسیرهای حج در معرض انعطافپذیری و تغییرات ناشی از دلایل سیاسی و اقتصادی بودند. به عنوان مثال مسیرهای عراق، شام و مصر در ایام حج تغییرات فراوانی را تجربه میکردند، بهخاطر اشغال برخی از شهرهای مناطق شام در جنگهای صلیبی، راههای حج شامات و مصر برای مدت دو قرن ناامن، بیثبات و متغیر بود، (ابن اثیر، ۲۰۰۲، ج۵ ، ص۴۳). این اشغال شامل کرک[Al Karak] [3] میشد که در مرزهای بیابانی عربستان و در کنار شهر تبوک[Tabukk] واقع شده بود، این منطقه به عنوان یکی از مهمترین ایستگاههای مسیر حج تلقی میشد، (المقریزی، ۱۹۷۳، ص۲۰۱۳).
این وضعیت در خاور نزدیک، بنا به برخی دلایل، به شکل متفاوتی بود. دلیل بسیار مؤثر آن نیز فقدان یک نهاد (دولت) سیاسی دینی، مشابه آنچه که در عراق و شام و مصر ظهور کرده بود، تلقی میشد. این نهاد سیاسی بهصورت رسمی امنیت راههای حج را بر عهده گرفته و توجه زیادی به تسهیل سفر برای حجاج داشت. پیچیدگی، دشواری و خطراتی که در سفر حج در آن زمان مطرح بود، ضرورت دینی و سیاسی را بر آن داشت تا جادهها را امن و مسیرهای جدید مخصوص کاروانهای حج ساخته شود و منازل اقامت، بازار خرید و مسافرخانهها پذیرای هزاران زائر و مراکب آنها باشد.
عضدالدوله دیلمی با برخی اقدامات رفاهی و عمرانی چون لغو اخذ مالیات راهداری از حجاج مسیر عراق، بازسازی مسیر مکه، اهدای پول بسیار به خاندانهای با نفوذ مکه و مجاوران خانه خدا، حفر چاههای آب در مسیر مکه و بالاخره فرستادن جامه کعبه به صورت سالیانه، موقعیت خود را در حرمین تحکیم کرد.آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی نیز، به رغم توان نظامی، از چنین سیاستهایی بهره گرفتند، (ابن اثیر، ۱۳۸۳، ج۱۰، ص۶۱).
به استثنای دولت مغولان در هند، کمتر دولتی در این منطقه یافت میشد که به تسهیل سفر حج به عنوان یک اولویت رسمی بنگرد. بنابراین، سفر حج بیشتر توسط اشخاص و بهصورت خصوصی ساماندهی میشد تا در قالب یک امر رسمی و توسط دولتها. مسلمانان این مناطق در قالب ساماندهی شخصی(خصوصی) بهصورت جداگانه و گروهی به سفر حج مشرف میشدند.
از قرن دهم تا سیزدهم، به سبب تسلط حکومت عثمانی بر حجاز، حجگزاری مسلمانان، تابع چگونگی مناسبات دولتهای متبوعشان با عثمانیان بود. حجگزاری حجاج ایرانی در این ادوار، که درگیر مناسباتِ غالباً خصمانه صفویان و عثمانیان بودند، با مخاطراتی چون مسدود شدن متوالی مسیر ایرانیان (مسیر بصره ـ مکه)، وادار ساختن ایرانیان به استفاده از مسیرهای پرخطر و سوء قصدهای مکرر به ایرانیان شیعه مذهب در مکه و حتی مسجدالحرام همراه بود، (اِسرا دوغان، به کوشش: رسول جعفریان، ۱۳۸۳، ج۱، ص۹۵ و میقات حج، شماره ۴۸).
این نکته قابل توجه است که امنیت و ثبات بهوجود آمده در این مناطق توسط مراکز دینی، نظامی و علمی، به طور مؤثری در تأمین امنیت سرزمینهای واقع در مسیر حج کاربرد داشته است و این سفر طولانی را با ایجاد استراحتگاه، کاروانسرا، بازار، چاههای آب و برخی امکانات رفاهی دیگر برای زائران و تجار آسان مینمود. این استراحتگاهها که در طول مسیرهای حج ساخته شده بودند مجهز به کتابخانه، مدرسه، اتاق پذیرایی و همچنین مراکز امنیه بودند که زائران و رهگذران را در برابر سرقت و راهزنی حمایت نموده و به تأمین امنیت و آسایش آنها برای سفر به مکه و سایر سرزمینهای اسلامی تا رسیدن به منزلگاه شان میپرداختند.
این امر به نوبه خود باعث افزایش انگیزه و تعداد مسلمین برای انجام فریضه حج میشد. ابن جبیر که یک جهانگرد در قرن ششم بود هنگام عزیمت به سفر حج با کاروانهای حج عراق به توصیف انبوه زائران که از آسیای میانه و شرق آسیا میپردازد:
«به این کاروان حج عراقی گروههای زیادی از زائران خراسان، موصل و دیگر مناطق ملحق شدند که به همراه (رییس) مدیر کاروان آمده بودند و تعداد آنها قابل شمارش نبود، (ابن جبیر، ۱۹۶۳، ص۱۸۵) قبل از قرن ششم کاروانهای خراسان به همراه زائران عراق به سمت مکه حرکت مینمودند و حتی این حرکت مشترک گاهی بهخاطر تأخیر کاروان خراسانیها باعث تأخیر و یا ابطال زمان حج میشد.» (جعفریان، رسول، ۱۳۸۵و مجله میقات حج، ش۵۷ ، ص۶۸).
منابع تاریخی نشان دادهاند که حتی زائرانی که از هند میآمدند و ارتباطی با کشورهای اسلامی آن زمان نداشتند، علاوه بر راه دریا، از راه زمینی که امنیت بهتری هم داشت به سفر حج عازم میشدند. زائران هندی از طریق خاک ایران و عراق به مکه مکرمه مشرف میشدند اما در آغاز قرن ششم و بر اثر اهمیت تحولات سیاسی بهوجود آمده در هند و ایران که تأثیرگذار بر سفر حج نیز بود، مجدداً به راه دریایی روی آوردند، (سباعی، احمد، ۱۴۱۹، ج۲، ص۵۲۹).
همانگونه که پیشتر اشاره شد صفویان با تسلط بر ایران، مذهب دوازده امامیِ شیعه را در متصرفات خود رواج دادند و در تقابل سیاسی و ایدولوژیک با امپراتوری عثمانی قرار گرفتند، (استنفورد، جابز،۱۹۷۷، ص ۷۷) عثمانیان که بهعنوان نماینده رسمی اهل سنت در جهان اسلام در آن زمان تلقی میشد، مدیریت و تولیت دو مسجد مقدس مکه مکرمه و مدینه منوره را بر عهده داشتند. مخالفت دولت عثمانی و دانشمندان متعصب سنی با حاجیان ایرانی و علمای شیعه مقیم حرمین از دوره حکومت صفویه به بعد، شکل جدیتری یافت و به بدرفتاری با ایرانیان شیعه و قتل علمای شیعه منجر شد. بر اثر این دشمنیها در سال ۱۰۴۷ق. حاجیان ایرانی از سرزمین حج اخراج و در سال ۱۰۸۸ق.
به بهانه واهی دانشمندی با نام سید محمد مؤمن رضوی را در حریم کعبه به شهادت رساندند. در سال ۱۱۰۵ق. عالم دیگر با نام شیخ حسین بن ابراهیم تنکابنی را سخت کتک زدند که بیمار شد و در راه مدینه درگذشت. این اختلافها در دوره افشاریه سختتر شد و در سال ۱۱۵۷ق. که نادر شاه با دولت عثمانی درگیر بود، در حرمین اعلام شد که همه خطیبان به طور رسمی در منابر شیعیان را لعن کنند، (جعفریان، رسول، میقات حج، ش۴ ، ص۸۲). با توجه به این دشمنی و عداوت، صفویان نیز در مقابل، مانع تردد برخی از مسلمانان اهل سنت منطقه هند از خاک خود به سمت عربستان شده و برخی تسهیلات و امکانات بوجود آمده توسط دولت عثمانی برای سفر حج را از میان برداشتند.[۴]
مسلماً از آن به بعد، زائران هندی، راه زمینی (خاک ایران) را برای سفر حج چندان امن نمیدیدند و راه دریایی را گزینه مناسبتری مییافتند.[۵] از طرف دیگر مغولان در دهه دوم قرن ۱۶ میلادی بر شمال هند تسلط یافته و امپراتوری اسلامی را توسط ظهیرالدین محمد بابر تأسیس نمودند، بابر یکی از نوادگان تیمور لنگ بود که پنجاب در شمال هند را تصرف نموده و تصرفاتش را تا اوج حکومتش به سال ۱۵۲۶ میلادی ادامه داد. در دوران حکومت دو نفر از دودمان وی؛ محمد همایون بدشاه و جلال الدین محمد اکبر، امپراتوری آنها از نظر سیاسی و قدرت حکومتی به بزرگترین حکومت شمال هند تبدیل شده بود.[۶]
هند در طول حکومت مغولان، دورهای از ثبات و صلح را تجربه نمود که به طور مؤثر آن را قادر ساخت تا روابط خود با کشورهای اسلامی واقع در شبه جزیره عربستان را تقویت بخشد.[۷] امپراتوری مغولان به خصوص وارثان آنها؛ یعنی ایلخانان ساماندهی و تسهیل در سفر حج را به عنوان مسئولیتی برای خود به تبعیت از منش امویان، عباسیان و عثمانیان میدانستند. بنابراین، آنها متولیانی را برای کاروانهای حج منصوب نموده و هرچه که برای تأمین امنیت مورد نیاز بود برای آنها فراهم ساختند. ایلخانان در ارسال هدایا و تحفههای نفیس به مساجد مقدس مکه و مدینه از همدیگر گوی سبقت را می ربودند.
عطاملک جوینی در زمان حکومت آباقاخان طبق فرمان وی اعلام کرد که راه حج باز شده و برای کسی عذری برای رفتن باقی نمانده و لذا مردم مهیای سفر حج شوند. سپس عربهای بین راه را فراخواند و مال فراوانی به آنان داد و از ایشان گروگانهایی گرفت که حجاج را ببرند و به سلامت بازگردانند. در ضمن کسی را معین کرد که در سفر حج سرپرست حجاج باشد. ابن فوطی تأیید میکند که در این سال؛ یعنی ۶۶۷ ق. مردم برای انجام مراسم حج به مکه رفتند و به سلامت بازگشتند.[۸]
برخی از منابع، به سفرهای حج به عنوان نقطه عطفی در دوره مغولان و ایلخانی اشاره کردهاند؛ به این دلیل که آنها توجه زیادی به مراقبت از زائران این سفر معنوی و سربازانی را برای محافظت از زائران در راهها بهکارگیری میکردند.[۹]
همچنین در سال ۷۰۲ ق./ ۱۳۰۳م. غازان خان فرمانی مبنی بر تعظیم و تفخیم سادات مکه و خادمان بیتاللهالحرام صادر کرد و چون راه مکه به واسطه اعراب بدوی مسدود و ناامن بود درصدد امنیت بخشیدن به آن برآمد و امیر قتلغشاه را به عنوان امیرالحاج تعیین کرد.
وی همچنین حدود هزار سوار با اسب و یدک و کوس و علم و بارگاه و سرا پرده و دیگر لوازم مراسم حج در اختیار قتلغشاه قرار داد. غازان خان نیز محملی مخصوص و مزین به نام خود را به همراه حجاج روانه حجاز کرد و برای تزیین کعبه، پردهای گرانبها فرستاد و دوازده تومان طلا جهت تأمین امنیت راه حج در وجه شیوخ عرب و قبایل سر راه و ملوک مکه و مدینه تعیین کرد.[۱۰]
از جمله در کتب تاریخی آمده است: هنگامی که سلطان بابر(۱۴۱۸-۱۵۳۰) در جنگ بانی پت در سال ۱۵۲۶ پیروز شد، جهت سپاسگزاری از لطف خداوند بهخاطر این پیروزی هدایا و تحفههای گرانبهایی را به شهرهای مکه و مدینه ارسال کرد. همچنین هنگامی که سلطان همایون (۱۵۰۸/۱۵۵۶) بعد از چندین مبارزه در مقابل برادر خود کامران پیروز شد، او را به حج فرستاد و اجازه داد که عمره را نیز بجا بیاورد، همچنین به همراه وی هدایایی را نیز به مکه و مدینه فرستاد.
علاوه بر آن، هنگامی که بایرام خان در برابر خان مغول سلطان اکبر شکست خورد، از وی اجازه خواست تا به حج عزیمت نماید و نقل شده است که خاتون بیگم و سلیمه سلطان از دربار مغولان در سال ۱۵۷۵م. به حج مشرف شده و سلطان اکبر نیز به همراه آنها هدایایی را ارسال کرده است.[۱۱]
حتی علیرغم تضعیف امپراتوری بابریان، کاروانهای حج هندیان بیشتر مورد توجه این امپراتوری قرار گرفت، به عنوان مثال سلطان محمد بهادرشاه(۱۷۷۵-۱۸۶۲) علیرغم اینکه قدرت خود را به تمامی مناطق تحت سلطهاش بهصورت کامل اعمال نکرده بود، همه ساله مسئولیت اعزام سه کشتی از حجاج را به عربستان بر عهده داشت و همواره این کشتیها را مملو از هدایا و تحف به سمت مکه و مدینه اعزام مینمود.[۱۲]
نتیجه گیری
راههای تجاریِ باستانی، نقش بسیار مهمی در شکل دادن روابط تجاری و فکری بین شبه جزیره عربستان و کشورهای شرق آسیا داشته و این ریشه در تاریخ چند صد ساله قبل از میلاد این منطقه داشته است، جاده ابریشم که توسط چینیها تأسیس شد، یکی از برجستهترین نمونه این نوع راههای باستانی بود. فرهنگ، مذهب، سنت و تجارت بهصورت آزادانه در طی قرنها بر اساس یک توازن منحصر بهفرد در مشرق زمین تبادل میشده است.
بعد از ظهور اسلام، که بهعنوان دینی آمیخته با آموزههای فرهنگی در قسمتهای غرب آسیا مطرح بود، راههای تجاری سهم قابل ملاحظهای در انتقال آن به مناطق شرقی آسیا در سالهای اولیه ترویج این مذهب الهی داشته است، سفر تجاری باعث نفوذ اولیه مذهب تشیع اندکی بعد از ورود اسلام به مناطق شرق آسیا گردید. مسلماً عامل شیعهگری در شرق آسیا در طول تاریخ باید همراه با مجموعه اوضاع و شرایط روند اسلامی شدن منطقه، مورد توجه قرار گیرد. در هر صورت در این مناطق، غیر از تجارت، راه مشابه دیگری بهنام «حج» بعد از گذشت چند سال بهوجود آمد که باعث رونق و تسهیل سفرهای زائران و مسافران مناطق آسیای مرکزی و چین به شبه جزیره عربستان شد.
اما این راه مانند آنچه بهعنوان راه حج در عراق و مصر آن زمان مطرح بود، تأسیس وتثبیت نشده بود و علت آن، یکی فقدان حکومت مرکزی در این مناطق برای تدبیر و مدیریت این امر بود و علت دیگر تعداد اندک زائران بوده است که احتمالاً از دهها و یا چیزی کمتر از صد نفر در سال بوده است که این عامل نیز باعث ضعف رونق سفر حج در مقایسه با مناطق دیگر مانند شام و مصر و عراق شده بود.
بازخورد رفتاری حکومتها با مسلمانان در مسیرهای حج، به نوع تعاملات دولتها با اسلام و دستگاه خلافت باز میگشت و بر این اساس متفاوت بود. در جریان حمله مغول و درپی نگرش حاکمان آنها اعزام به حج ممنوع اعلام شد، دستگاه ایلخانی و حکومت بابریان هند برای کسب جایگاه ویژه و مشروعیت مذهبی علاقه مندی زیادی به این امر نشان میدادند وگاهی بر اثر ضعف امنیت راهها و ناتوانی برخی دولتها این فریضه الهی برای سالیانی تعطیل میشد وگاه به علت زاویه سیاسی ومذهبی حاکمیت غالب سنی مذهب با برخی دولتها مانند صفوی، محدودیتهایی برای عزیمت شیعیان برای انجام حج بهوجود میآمد.
اما در هر صورت در طول تاریخ اسلام با بروز هر نوع محدودیتی مسلمانان از راه و روش دیگری برای رسیدن به این سرزمین روحانی استفاده کرده و رفته رفته جلوه تمدنی این سفر معنوی ارتقا بخشیدند.
پی نوشت:
[۱]. به نظر میرسد مقصود شرف الزمان مروزی شهر Luqiao است که در نزدیکی و قرینه شهر خانفو میباشد.
[۲]. مسلمانان چینی و رؤیای حج، برگرفته" از سایت [www.asiapcool.com] 4 اکتبر ۲۰۰۹
[۳] . کَرَک شهری است در کشور اردن و مرکز استان کرک نیز هست.
[۴]. به گزارش طبس نیوز به نقل از خبرگزاریها، خالد الفالح، وزیر بهداشت عربستان سعودی اعلام کرد: «عامل وقوع حادثه منا که منجر به کشته شدن صدها نفر شد، قضا و قدر الهی بود.» وی همچنین اعلام کرد: «ازدحام جمعیت و پایبند نبودن حجاج به دستورات و تردد بعضی از حجاج بر خلاف طرحهای اعلام شده از طرف سازمانهای امنیتی و وزارت حج، در این حادثه نقش داشته است.
رسانههای وابسته به عربستان سعودی نیز در مقام توجیه حادثه تأسفآور منا به طور گسترده تلاش میکنند گرمای شدید هوا، حرکت معکوس بعضی از حجاج در مسیر اعلام شده و پایبند نبودن بعضی از کاروانها به عبور از مسیرهای تعیین شده را از عوامل اصلی این حادثه معرفی کنند.
[۵]. بورنت، پی، ۱۹۹۴، " Ottoman Sea power and Levantine Diplomacy in the Age of Discovery " نیویورک، انتشارات سان پرس، ص۱۳۶
[۶]. دیلی. اس، ۲۰۰۹، " The Muslim Empires of the Ottomans, Safavids and Mughals " انتشارات دانشگاه کیمبریج، ص۳۳
[۷]. پیرسون،ام، ۱۹۹۶،" Pilgrimage to Mecca, The Indian Experience 1500-1800 " پراینستون، نشر مارکوس وینر، ص۱۰۹
[۸]. ابن فوطی، الحوادث الجامعه، ترجمه عبدالمحمد آیتی . تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی۱۳۸۱، صص ۱۴ـ۲۱۳
[۹]. پیرسون. ام، ۱۹۹۶، "1500-1800, The Indian Experience Pilgrimage to Mecca پرینستون، انتشارات مارکوس وینر، ص۱۰۹
[۱۰]. شبانکارهای، مجمع الانساب، صحیح میرهاشم محدث . تهران: انتشارات امیرکبیر۱۳۶۳، ص ۲۶۵
[۱۱]. جلال الدین سعید،۱۹۸۴، Hajj in Urdu Literature, The first Geographical Conference نشر دانشگاه محمد بن سعود،ص۲۳۱
[۱۲]. همان.
نویسنده:
ابراهیم احدی قورتولمش
فصلنامه میقات حج شماره ۹۴
انتهای متن/