غرقه در زرد و نارنجی

کوچه باغ‌های تو در توی پر برگ و درخت‌های گردو و طاق‌های بلند چنار، خیابان‌هایی که بالا می‌روند و پایین می‌آیند و آرامشی که همه جا هست و آب روان پاک، خوانسار را یک شهر یکه و یگانه کرده است که در بهار و پاییز حتماً باید رفت و حتماً باید یک روز تمام در کوچه‌های آن چرخید.


 برگها، تو گویی طلا، از هر درخت هزار برگ، هر برگ هزار رنگ، پاییز، پاییز بیپایان کوچههای خوانسار با آن آب آرام در جریان نرمانرمش، سرچشمه است که میتواند روانهای خسته و رنجور از دود شهرهای بزرگ را تازه کند. همانقدر که تهران در نیمه راه پاییز از نفس میافتد (و هر سال بیشتر در دود غرق میشود) شهرهای پردرخت پر باغ زیبا و رنگ در رنگند و پر از هوای تازه و خنک نفس کشیدنی. خوانسار مسجد جامع جالبی دارد که در ارتفاع ساخته شده و در بهار دشت لالههای واژگونش دیدنیست. و در پاییز باید بروی سرچشمه، کنار آب راه بروی و به هزار رنگ درختان نگاه کنی و برگها را بشماری. با خودم میگویم، در یک درخت چند رنگ میتواند تقسیم شود و تکثیر طیف زرد به نارنجی تا کجا میتواند ادامه پیدا کند؟ خوانسار شهری قدیمی است که بناهای خشت و گلی فراوانی دارد. خانه حبیبیها و آسیاب آبی از جاذبههای معروف گردشگری خوانسار هستند. از اینها گذشته خوانسار از قدیم مرکز خرید و فروش عتیقهجات هم بوده است. دو سه تا مغازه در این شهر هست که با قیمتی خیلی مناسب میتوان از آنها قطعاتی خاطره انگیز خرید و یادگاری برداشت. خوانسار شهر آب است. آب گوارای چشمه، از لابه لای سنگها و کانیهای میلیونها ساله ارتفاعات زاگرس میگذرد و با قدرت از زمین میجوشد و در سرپایینیها جان میگیرد و جویها را جان میدهد و از زیر درختان گردو میگذرد و شریان اصلی شهر است. شریانی که شاهراه شهرها و روستاهای کوچکتر کویری دور و نزدیک به خوانسار هم هست. از آنجایی که دور تا دور شهر را گلستانها فرا گرفتهاند، یکی از بهترین عسلهای ایران در خوانسار تولید میشود. با پرس و جو میتوان عسل اعلا خرید هرچند عسل تقلبی در این بازار هم کم نیست. خوانسار مردم آرامی دارد. مذهبی هستند و در تمام سال منتظر محرم و عزاداری مفصلشان میمانند. از لبنیات خوانسار(و البته گلپایگان غافل نشوید) و پیادهروی در پاییز خوانسار را دریابید که جزو کارهای واجب هر آدمی، میتواند باشد.‌‌‌


آلودگی صوتی نوعی زباله است


از انواع آلودگیها، گاه بدتر اززباله ریختن، آلودگیهای صوتی ست که ذهن و معماری فضا را به هم میریزد و دشمن سکوت عالی طبیعت و خرابکار اصلی محلهای همگانیست. بلند کردن صدای موسیقی از گوشیهای هوشمند؛ جایگزین ضبط صوت های بزرگی شده که قدیم روی شانه میگذاشتند و همگان مجبورند از سلیقه موسیقی حضرت والا بهرهمند شوند! لذتی که در شوخیهای بلند و خندههای شبیه به فریاد هست حتماً در لبخند و آرامش نیست و به من بگویید چرا در یک کوچه باغ طلایی رنگ پاییزی دیگران باید مجبور باشند صدای آب را از لا به لای جنجال تفریح گران شلوغ کاری بشنوند که دست جمعی به سفر آمده و موسیقی مورد علاقهشان را از گوشی بلند کردهاند و با هم شوخیهای فریادوار میکنند؟ چه لذتی در به هم ریختن خلوت و سکوت جمعی هست؟ طبیعت متعلق به همه است. و در کوچه باغها، کوه و کنار دریا یا کویر، آدمها میآیند که صدای آب را بشنوند و ساعاتی آرامش درون خود برقرار کنند. برقرار کردن بلندگوهای بزرگ پر صدا در بناهای تاریخی، تفریحات شلوغکارانه در طبیعت از ریختن صد زباله در این محیطها بدتر است و آلودگی صوتی مترادف است با آلودگی زیست محیطی و از آن بدتر، هردو از هر دو بدتر!


فوت و فن


کسانی که به سفر خوانسار و گلپایگان میروند میتوانند برای ماندن جاهای زیادی پیدا کنند. اما «ارگ گوگد گلپایگان» یکی از زیباترین بناهای تاریخی ایران است که میتوان با قیمت نه چندان زیاد شبی را در آن به صبح رسانید و از محیط تاریخی کویر ایران لذت برد. ارگ چهارصد ساله در حال فرو ریختن بوده که بازسازیاش کردهاند و به سبک قلعههای قدیمی شهری کوچک و محصور است برای خودش. امارتهای بزرگی برای گروههای مسافر دارد و اتاقهای کوچک زیبایی برای زوجها و مسافران تنها. در وسط ارگ حوض آبی هست و در هر کنج آن چایخانه و رستوران و فروشگاه صنایع دستی. شب، آسمان پر ستاره، قاب گرفته شده است در بنای خشت و گلی بزرگ زنده و اتاقها مانند حجرههای قدیمی طراحی شدهاند اما امکانات گرمایشی و سرمایشیشان عالی ست./ایران جمعه

لینک منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 1 =