امسال برای اولین بار داوری جشنواره فیلم کوتاه تهران را تجربه کردم. در هیأت داوری آنهایی که سالهای قبلتر هم این تجربه را داشتند معتقد بودند که فیلمهای این دوره نسبت به سال قبل یعنی سیوپنجم، هم بهلحاظ ساختار و هم محتوا افت کرده است اما من به شخصه از همان چیزی که میدیدم حسابی سر ذوق آمده بودم.
اول متعحب بودم از اینکه استقبال از فیلم کوتاه چقدر است که هیأت انتخاب از مجموع چند هزار فیلم، صدوخردهای را برای داوری نهایی انتخاب کرده و نگران از اینکه ظرفیت سینمای ایران پاسخگوی این اشتیاق نباشد. اغلب فیلمسازان جوان فیلم کوتاه را مقدمهای برای ورود به دنیای فیلم بلند میدانند اما سؤال اینجاست که مگر ظرفیت سینمای ایران چقدر است که جوابگوی این همه جوان علاقهمند باشد. در خوشبینانهترین حالت ظرفیت سینمای ایران شاید سالانه ۱۰۰ فیلم باشد که اصلاً قابل قیاس با خیل جوانانی نیست که رو به این سمت میآورند و آیندهشان را در سینما میبینند. گاهی این نوع فیلمسازی صرفاً اشتغال فکری جوانان است؛ یعنی در دانشگاه تحصیلات دیگری دارند و صرفاً بهعنوان یک علاقهمندی سینما را پیگیری میکنند که خب نگرانی چندانی بابت سرخوردگی آنها وجود ندارد اما این وضعیت برای آنهایی که قرار است آیندهشان را با سینما تأمین کنند خطرناک است؛ کسانی که بهعنوان یک شغل آیندهساز روی سینما حساب کردهاند.
در ارزیابی کلی فیلمهای این دوره، نسل جوان را به لحاظ فرم و تکنیک در مسیر پیشرفت دیدم، از این منظر کارها شگفتیساز و درخور تحسین است البته امیدوارم کار تکنیکی روی خلاقیتی که باید در کنار محتوا مدنظر قرار بگیرد، تأثیر نگذارد. از نظر محتوا اما آنطور که داوران دوره قبل هم معتقد بودند نسبت به دوره گذشته پسرفت داشتهایم. نسل جوان یاد گرفته که چطور حرفش را بزند و به تعبیر بهتر میداند محتوا را به چه شکل بسازد که مخاطب با شور و علاقه فیلم را ببیند اما پاشنه آشیل کارش انتخاب سوژه و موضوع است. من اعتقادی ندارم به اینکه موضوعات اجتماعی و شرایط خاص حاکم بر جامعه حتماً و باید در فیلم کوتاه بازتاب داشته باشد اما محتوای فیلم حداقل باید زندگی آدمها را پوشش بدهد و البته این نگاه هم نباید صرفاً انتقاد باشد، همین فیلم «عزیز» که جوایز بخشهای مختلف را درو کرد روی موضوعی دست گذاشته که شاید در اغلب خانوادهها اتفاق بیفتد. فیلم یک برش عمیق و انتقادی از جامعه نیست، بلکه این مسأله را مطرح میکند که با وجود خانواده بودن و صمیمیتی که بین اعضای آن وجود دارد گاهی یک اتفاق ممکن است خدشهای عمیق بر ارتباطات وارد کند. «عزیز» کار بسیار لطیفی است و یک موضوع خانوادگی را به شکلی راحت مطرح میکند. فیلم هم به لحاظ موضوع و هم به لحاظ تکنیک ساده است اما بهخوبی مخاطب را جذب میکند و بعد از تماشای فیلم او را درگیر چرایی این اتفاق میکند.
در مجموع از بین آثاری که حداقل به بخش مسابقه راه پیدا کردند تعداد فیلمهایی که برشی عمیق از لایههای اجتماعی باشد و دارای نگاه تند انتقادی، کم بود. بخش زیادی از همین آثار به یک قشر خاص پرداخته بود؛ بخشی که تصور من این بود که منفک از جامعه امروز است اما وقتی از دوستان داورم سؤال کردم که مگر لوطی و لوطیگری و کلاه شاپوها و ادبیات و کلمات خاصشان در جامعه امروز هم وجود دارد پاسخ شنیدم که «کافی است کمی در کوچه و بازار بگردی تا متوجه شوی این نوع کلام چقدر زیاد است». با وجود این به اعتقاد من اغلب فیلمسازان جوان بیشتر به سمت و سوی آثار انتزاعی و تجریدی گرایش داشتند که دغدغههای شخصی خودشان است. پیشنهاد من به نسل جوان این است که سری به بانک فیلمنامه بزنند و ببینند که چه موضوعات خوبی برای پرداختن به آنها هست یا اینکه به کتابها مراجعه کنند و آثار اقتباسی بسازند./ایران جمعه