مسئولیتِ «بستۀ فرهنگی» را به افراد «خردمند» بسپارید

عقلا آنهایی خواهند بود که بسته های فرهنگی وارداتی و ” رسوخ یافته “را باز کنند، عاقلانه در آن بنگرند، خوبیهایش را بپذیرند، بدی ها و نامناسب هایش را تعمیر و پیرایش کنند، پیامبر(ص) عزیز ما در برخوردِ با سنت هایی مانند نوروز همینگونه عمل کرده اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی طبس، یادداشتی از تحلیل گر اجتماعی پایگاه خبری طبس محمد مهدی امینیان مدرس رئیس اسبق دانشکده فنی امام علی(ع) طبس در خصوص برخی از آسیب های اجتماعی نوشته شده است که در ذیل آمده است امید است مسئولین با نگاه دلسوزانه و تامل گرا همانند همیشه داشته باشند.

به نام خداوند جان و خرد ***** کزین برتر اندیشه بر نگذرد

امروز شنیدم که ” ولنتاین ممنوع است “. راستش خیلی راجع به آن نمی دانم . بجز آنکه روز عشق و دوست داشتن است و در آن گل و شکلات هدیه می دهند . ربطی به کشور و دین ما هم ندارد و حالا خرید و فروش ملزومات آن ممنوع شده است .

یاد چهارشنبه سوری افتادم. قدیم ها ، در شهر ما ، طبس ، شب چهارشنبه سوری ، قطعه هیزمی و کوزه ای  پر آب و سکه ای را به پشت بام می بردند . هیزم را آتش می زدند و از بام به داخل کوچه یا خیابان می انداختند و سپس سکه را در کوزه انداخته و از بام بر آتش فرو می افکندند، در شهرهای دیگر نیز قاعدتاً منوالی شبیه به این.

و مرسوم تر اینکه آتشی می افروختند و از روی آن می پریدند . ظاهراً این سنت ریشه آنچنانی در تاریخ ایران باستان نداشت . ثواب اُخروی هم نداشت . خطراتی هم بر آن متصور بود ………. آنگاه انقلاب شد.

به یاد دارم که در سالهای اولیه بعد از پیروزی انقلاب مسئولین اعلام نمودند که : ” چهارشنبه سوری ممنوع است ” پلیس و سایر نیروهای ارشادی و انتظامی هم سنگ تمام در مبارزۀ بی امان با این مراسم ، که می فرمودند شرک است و کفر است و آتش پرستی است و مظهر زرتشتی گری و …. گذاشتند و حتی بگیر و ببند . ……. نتیجه اش چه شد ؟ مردم تمکین کردند ؟ چهارشنبه سوری منسوخ شد ؟…….

یادمان است که آتشِ ممنوع، کم کم  کنار رفت ولی به جای آن و احتمالاً بر اساس لجبازی یا هردلیل دیگر ، ترقّه که دور از نگاه و دسترس پلیس ، حمل و ترکاندنِ آن ، آسانتر بود ، جایگزین شد . چند سال پیش شاهدِ حضوریِ چهارشنبه سوریِ ممنوعه ، در جایگاه خاص آن در طبس بودم.

مراسمی زشت  ، وحشتناک ، فوق العاده خطرناک با آلودگی بسیار شدید صوتی و دودِ غلیظ و آنهم با حضور هزاران نفر مرد و زن و پیر و جوان با چاشنی ناهنجاری های اخلاقی و جالب آنکه با حضور پلیس و…. و آمبولانس .!!!

چند سال پیش نیز چهارشنبه آخر سال در کیش بودیم ، معلوم شد که مراسم آنجا و به قول خودشان ، انفجارها ، در حدی است که مسئولان هتل و حتی رانندگان تاکسی ، ما را ازحضور در ناحیۀ عملیاتِ چهارشنبه سوری منصرف نمودند .

این یعنی چه ؟….. یعنی مراسمِ قدیمیِ از آتش پریدن، با عقل و درایت و مدیریت و تلاشِ مسئولینِ فرهنگی ما ، تبدیل شده است به مراسم جدیدِ فشفشه و ترقه ! که از قبل نبود .

واقعاً آتش و از روی آن پریدن ، کفر بود ؟ آیا به نظر مسئولان ما در بین میلیون ها مسلمانِ ایرانی ، تصور اینکه حتی یک نفر، آتش را – نعوذ بالله – در خداییِ خدا شریک بداند ، متصوّراست ؟

حالا نوبتِ سناریوی ولنتاین است . خدا کند درایتِ مسئولین ما ،این بار آشِ قلمکارِ خوش مزه تری را بپزند .

امروز چه بخواهیم و چه نخواهیم ، چه دستور دهیم و چه نه . در دهکدۀ جهانیِ ناشی از عصر ارتباطات ، فرهنگ ها در هم آمیخته شده و می شوند.

همچنان که ما فرهنگمان ، عاشورایمان ، نوروزمان و … را به جهان عرضه و بلکه صادر می کنیم و بنظر من بسیار هم موفق هستیم ، فرهنگ سایر ملل هم به تناسب ایرانی بودنمان و دین و مذهبمان ، در فرهنگ و رفتار ما رسوخ و سپس رسوب خواهد کرد.

عقلا آنهایی خواهند بود که بسته های فرهنگی وارداتی و ” رسوخ یافته “را باز کنند . عاقلانه در آن بنگرند .خوبیهایش را بپذیرند و بلکه آرایش کنند . بدی ها و نامناسبهایش را تعمیرو پیرایش کنند .

بستۀ پالایش شده را روبان بندی و تزیین کنند و تقدیم ملتشان کنند تا این بستۀ جدید بتواند در لایه های فرهنگی مردمشان ” رسوب کند “.

البته ، یک شرط لازم هم دارد که عقلا ، مسئولیتِ این پروژۀ ” بستۀ فرهنگی ” را به فرد یا افراد ” خردمند ” سپرده باشند .

جالب است که بدانیم پیامبر عزیز ما، که درود خداوند بر ایشان و خاندانشان و جمیع پیروانشان باد، در برخوردِ با سنت هایی مانند نوروز همینگونه عمل کرده و آن را پذیرفتند ….. اگرچه هستند هم وطنان مسلمانی که هنوز با آن آشتی نکرده اند . ****

نویسنده : محمد مهدی امینیان مدرس تحلیل گر افتخاری پایگاه خبری طبس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 − سه =