از اشک‌های مداوم همکاران به خاطر عزل رئیسشان و هدیه‌ای که تا انتهای مراسم در دستان رئیس بود و بر زمین گذاشته نشد تا بوسه بر هدیه استاندار – طبس نیوز

از اشک‌های مداوم همکاران به خاطر عزل رئیسشان و هدیه‌ای که تا انتهای مراسم در دستان رئیس بود و بر زمین گذاشته نشد تا بوسه بر هدیه استاندار

مراسم تودیع و معارفه مدیرکل جدید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان استان خراسان جنوبی دارای حاشیه جالبی بود که کمتر در جلسات شاهد بوده ایم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی طبس به نقل از خاورستان، امروز انتصابی دیگر در بیرجند رخ داد که طی آن عبدالرضا صمدی جای خود را به طاهره حمیدی داد تا از این به بعد به عنوان مربی فعالت خود را ادامه دهد.

در این مراسم اتفاقات جالبی افتاد که تاکنون در مراسم تودیع و معارفه مشاهده نشده بود و یا کمتر دیده شده که خواندن آن خالی از لطف نیست.

در درب ورودی بنرهایی برای خوشامدگویی افرادی که برای حضور در این مراسم دعوت شده بودند نصب شده بود که در آن ها نام یحیی پور معاونت تولید، شهسواری مدیرعامل کانون پرورش فکری و حسینی معاون سیاسی امنیتی استاندار به چشم می خورد.

با اینکه جلسه قرار بود در ساعت ۱۰ آغاز گردد ولی با تأخیری ۱۸ دقیقه ای همراه شد و آن هم به دلیل منتظر ماندن حاضرین برای آمدن حسینی معاون استانداری بود.

 

در این بین نیز تماس هایی برای پیدا کردن حسینی گرفته می شد تا شاید ایشان زودتر تشریف بیاورد.

 

دیر آمدن معاون استاندار فرصتی بود تا برخی افراد نگاهی به گوشی های خود بیندازند.

خلاصه با نیامدن معاون استاندار و اینکه بیشتر از این نمی شد مهمانان کشوری را معطل گذاشت جلسه با تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط قاری مجلس، آغاز شد.در بین تلاوت قرآن نیر برخی از مسئولان آموزش و پرورش به دلیل تأخیر کمی را ایستاده در حارج از سالن به سر کردند تا قرآن پایان یابد.پس از تلاوت قرآن کریم حاضرین به احترام سرود جمهوری اسلامی ایران به پا خواستند.

در ابتدای مجلس مجری این مراسم با خواند سرودی سخنانش را آغاز کرد و سپس به تک تک حاضرین در جلسه با نام بردن نام و سمتشان خوشامد گفت.

 

پخش کلیپی از اقدامات اخیر عبدالرضا صمدی که در آن بازدیدها، جلسات و همچنین همنشینی با کودکان دیده می شد برنامه ی دیگری بود که تقدیم حاضرین گشت.

در هنگام پخش این کلیپ انتظارها برای آمدن معاون سیاسی استاندار به پایان رسید و وی در تاریکی سالن، وارد جلسه شد.

 

پس از پایان یافتن کلیپ فضای جلسه دگرگون شد و اشک های حاضرین از جمله نکات مورد توجه در این لحظات بود.

 

مجری جلسه که خود سال ها به عنوان همکار در کنار صمدی مشغول به کار بود به پشت تریبون رفت و مقاله ای را تلاوت کرد که هم خود و هم دیگران را به گریه واداشت.جملاتی در خصوص مهربانی به کودکان و افتخاربودن خدمت به آن ها که به صمدی بر می گشت اشک های همکاران وی را ناخودآگاه سرازیر کرد.

صمدی سخنران بعدی بود که به پشت تریبون آمد.

وی ابتدا از حضور مسئولین قدردانی کرد و در حالی که تحت تأثیر سخنان مجری قرار گرفته و بغضی در گلویش بود گفت: این گرفتگی صدا به خاطر تغییر نیست بلکه به خاطر عواطف و احساساتی است که بین همکاران وجود دارد.

صمدی با بیان اینکه اولین مربی پس از تشکیل استان خراسان جنوبی است، ادامه داد: خدا را شاکرم که توانستم در این مدت به کودکان خدمت کنم و از تلاش های همکارانم درس بگیرم.

وی گفت: امسال دو اتفاق مهم در زندگی ام رخ داد، اتفاق اول از دست دادن مادر و خواهرم در طی یک روز بود و دومین اتفاق نیز امروز رقم می خورد که باعث شده است بیشتر به فکر فرو رفته و نگاهم به دنیا عوض شود و این درحالی است که اکنون احساس سبکی می کنم.

صمدی با اشاره به اینکه این اتفاقات برای هر انسانی رخ می دهد و من نیز یک انسان معمولی هستم، خاطر نشان کرد: گزارشی برای ارائه ندارم و ضرورتی نیز برای آن نمی بینم اما امیدوارم هر تلاشی که در این سال ها انجام داده ام مورد قبول درگاه حق قرار گیرد.

وی با بیان اینکه شاید یکی از ویژگی ای من این بود که از همکارانم درس می گرفتم، ادامه داد: بارها شده است که با همکاران لباس کار میپوشیدیم و کارهای نظافتی مرکز را انجام می دادیم تا فرزندان در یک محیط پاکیزه مشغول باشند.

پایان دهنده سخنان صمدی اینگونه بود که گفت: این رفتن ها مهم نیست بلکه چگونه رفتن مهم است و در عبور از لحظات زندگی و تغییرات آن باید انصاف را رعایت کنیم و به گونه ای نباشد که برای رفتن به مرحله ای دیگر پا بر روی فردی بگذاریم و بالا رویم.

پس از وی یکی از همکاران قطعه شعری که صبح امروز در وصفش سروده بود را تقدیم وی کرد که البته باعث شد بار دیگر اشک بر چشمان حاضرین در جلسه نقش ببندد.

حسینی معاون سیاسی استاندار سخنران بعدی مراسم بود که در همان ابتدا علت دیرآمدن خود را بازگو و از حاضرین عذرخواهی کرد.

وی به سفر استاندار و جلسه ای که در دانشگاه برگزار شده بود اشاره کرد و گفت: اگر به داخل جلسه می رفتیم هنوز ننشسته باید بلند می شدیم به همین دلیل فرماندار و مدیرکل فرهنگی اجتماعی خود را گذاشتیم و راهی این جلسه شدیم که این تأخیر را بر بنده خواهید بخشید.

وی ضمن انتقاد از این مراسم و خطاب به شهسواری گفت: به نظر می آمد با توجه به مقوله ی فرهنگی که این جلسه داشت بهتر از این نیز می شد آن را برگزار کرد.

حسینی ضمن تشکر از زحمات عبدالرضا صمدی یادآور شد: از طرف خودم و آقای استاندار از شما تشکر می کنم و امیدوارم هر کجا باشید موفق باشید.

پس از حسینی، بزّی، کارشناس فرهنگی امور ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان به پشت تریبون رفت تا سخنان خود را ایراد کند.

وی در همان ابتدا و با بیان اینکه اینجا یک اداره نیست بلکه یک خانه است، گفت: اگر می بینید که همکارانم اشک می ریزند و ابراز عواطف می کنند به خاطر این است که ما یک خانواده هستیم و این اشک ها خودش سرازیر می شود زیرا همه ی ما آدم های ساده ای هستیم و هیچکدام از ما خیلی رسمی نبوده ایم.

در حالی اشک در چشمان کارشناس امور ادبی کانون حلقه زده بود ادامه داد: از طرف بچه ها تصمیم گرفتم تا شعری را بخوانم که این شعر را برای کسانی می خوانیم که خیلی دوستشان داریم و سپس آن را تقدیم صمدی کرد.

با شروع کردن اشعار اشک از دیدگان وی سرازیر شد و این موضوع باعث شد تا بار دیگر حاضرین نتوانند جلوی احساسات خود را بگیرند و دوباره اشک ها از چشم هایشان به پایین می غلطید.

وی گفت این اشک ها طبیعی است و شاید خانم حمیدی نیز در آینده شبیه ما شوند و درک کنند.

در بین خواندن نیز به خاطر اینکه بغض گلوی وی را می گرفت صلوات هایی برای ادامه دادن شعرش سر داده می شد.

 

پس از اتمام سخنانش به نقل از یک کودکی که خیلی مدیرکل سابق کانون را دوست داشت گفت: من در هنگام بازی با برادرم نقش آقای صمدی را بازی می کردم زیرا وی سوار دوچرخه می شد و این گل ها را وقتی که خواستی به آقای صمدی بدهی، در برابر شاهزاده ی قصه های من زانو بزن که این کار را متأسفانه نمی توانم انجام دهم.

 

در پایان نیز با اهدای گل از خدمات وی تشکر کرد که این گل ها تا پایان مراسم در دستان صمدی بود و بر زمین گذاشته نشد.

حمیدی مدیر کل جدید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان نفر بعدی بود که به پشت تریبون آمد تا سخنانش را آغاز کند.

وی که احساسات همکاران و اشک های آن ها دیده بود قبل از هر چیز گفت: آقای صمدی کجا می خواهند بروند؟ آقای صمدی اینجا هستند که انشاالله گفتن حاضرین پاسخ دهنده این سخنان بود.

وی ضمن قدردانی از شهسواری استاندار معون سیاسی استاندار مدیر کل حوزه استاندار و همه ی مسئولین گفت: از این اعتمادی که من داشته اند قدردانی می کنم و این اعتماد وظیفه ی من را سنگین تر می کند.

پس از حمیدی یکی از کارکنان باسابقه کانون که ۲۸ سال در کانون خدمت کرده بود با یک دسته گل به پشت تریبون رفت تا سخنان کوتاه خود را عنوان کند.

وی گفت: من ۲۸ سال سابقه کار کردن در کانون را دارم و ۲۰ سال با آقای صمدی همکار بوده ام و برایم خیلی سخت بود که برای خداحافظی به پشت تریبون آیم اما باید بگویم آقای صمدی برادر دینی همه ما بودند که مردی عارف است و هرجا می رفتم و به هر استانی که سفر می کردم از این خوشحال بودیم که به ما می گفتن خوشا به حالتان که آقای صمدی مدیر شماست و این باعث افتخار ما بود.

 

در پایان نیز با تقدیم شاخه گل و همچنین یک تابلو که توسط بچه های کانون آماده شده بود از زحمات وی تشکر کرد که این مراسم اهدا با گریه های مداوم وی همراه بود.یحیی‌پور، معاون تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور نیز آخرین فردی بود که سخنرانی کرد و با بیان اینکه پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند کودکان را دوست دارم زیرا کینه به دل نمی‌گیرند، بخشنده هستند و به دنیا دل نمی‌بندند، تصریح کرد: امیدواریم که ما از این رفتار کودکان درس گرفته و کودکی را در زندگی خود حفظ کنیم زیرا دنیا همیشه به کودکی و کودکان نیازمند است.پس از اتمام سخنرانان نوبت به خواندن قرائت حکم و تحویل آن ها، و همچنین اهدای جوایزی که برای قدردانی از صمدی ترتیب داده شده بود، رسید.

سپس لوحی از طرف محبی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان برای قدردانی از زحمات صمدی خوانده شد که وی خود، آن را تقدیم وی کرد اما قبل از گرفتن لوحش از دستان مجری سراغ پیوستش را گرفت که در اختیارش گذاشتند و با رفتن به بالای سن آن ها را تقدیم صمدی کرد.

استاندار خراسان جنوبی نیز از زحمات صمدی با یک لوح قدردانی و همچنین یک جلد قرآن کریم تشکر کرده بود که از طرف معاون سیاسی وی تقدیم شد.

در پایان نیز از طرف همکاران کانون تابلوی زیبایی و همچنین هوادای دیگری تقدیم صمدی گشت.پس از اتمام جلسه صمدی در گفتوگو با خبرنگار خاورستان و اینکه آیا بازنشست خواهد شد یا خیر، گفت: بازنشست که نمی شوم ولی احتمالا به عنوان مربی در همین کانون مشغول خواهم شد.

2 دیدگاه برای نوشته «از اشک‌های مداوم همکاران به خاطر عزل رئیسشان و هدیه‌ای که تا انتهای مراسم در دستان رئیس بود و بر زمین گذاشته نشد تا بوسه بر هدیه استاندار»

  1. سلام آقای صمدی ازآغازمربی کانون بودندوصفای حضورشان به دلهاگرمی میدادبعنوان کسیکه ازسال۵۳عضوکانون بوده وفرزندانشراهم بکانون هدایت کرده میگویم اقای صمدی خداقوت مزدهمه کاردرسکوت شمااشک همکاران واعای کانون بودکه ازهزاران سکه والماس برتراست کاش مسیولین بعدی کانون درس بگیرندوشخصیت خودرادرقالب پستشان نبینندوالسلام

  2. سلام آقای صمدی ازآغازمربی کانون بودندوصفای حضورشان به دلهاگرمی میدادبعنوان کسیکه ازسال۵۳عضوکانون بوده وفرزندانشراهم بکانون هدایت کرده میگویم اقای صمدی خداقوت مزدهمه کاردرسکوت شمااشک همکاران واعای کانون بودکه ازهزاران سکه والماس برتراست کاش مسیولین بعدی کانون درس بگیرندوشخصیت خودرادرقالب پستشان نبینندوالسلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × 1 =