تهران- ایرنا- روزنامه اطلاعات در گزارش نوشت: اشتغال و بیکاری از جمله موضوعات مهم اقتصادی هر کشور است، به گونهای که افزایش اشتغال و کاهش بیکاری به عنوان یکی از شاخصهای توسعه یافتگی جوامع تلقی میشود و این در حالی است که به گفته رئیسجمهوری، بیکاری به یک معضل بزرگ برای کشور تبدیل شده است، چنانکه امسال یک میلیون و ۲۰۰هزار متقاضی شغل وارد بازار کار شدهاند و نمیتوان پاسخگوی این تعداد متقاضی کار بود.
محمد داودبیگی در بخش دوم و پایانی این گزارش آورد: استقبال نکردن از کارجویان فارغ التحصیل دانشگاهی و پاسخ سرد بازار کار ایران به جوانان تحصیلکرده، باعث شده است تا ۵۰درصد آنان خانه نشین شوند و نرخ بیکاری زنان در این بخش از ۳۰ درصد فراتر رود. از سویی، رقم ۱۵ تا ۲۵ میلیارد دلار کالای قاچاق در ایران آسیبهای سنگینی را به همراه آورده است. همچنین واردات بسیاری از شرکتهای تولیدی ایرانی از کشورهای خارجی و سپس الصاق برند ایرانی روی آن محصولات، دیگر عارضه بزرگی است که قدرت اشتغالزایی شرکتهای ایرانی را از میان برده است.
از سوی دیگر ایران با مصرف بیش از ۸۰ درصد منابع آبهای تجدیدپذیر، از خط قرمز جهانی عبور کرده است و ادامه رشد جمعیت، کشاورزی سنتی و استقرار صنایع آب بری مانند فولاد و سیمان در کشور، میرود تا بخشهای وسیعی از این سرزمین خشک را به بیابان تبدیل کند.
کورش پرند ــ کارشناس امور فنی و حرفهای با اشاره به نرخ بیکاری در فارغالتحصیلان میگوید: طبق آخرین آمار، نرخ بیکاری فارغالتحصیلان در کشور ۱۸٫۹ درصد است که از این تعداد ۱۲٫۹ درصد مرد و ۳۱٫۳ درصد زن هستند.
وی میافزاید: از ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار دانشجو و فارغ التحصیل کشور ۵ میلیون و ۷۰۰هزار نفر غیرفعال هستند که هیچ نقشی در تولید و ایجاد ارزش افزوده اقتصادی ندارند.
**شهرهایی با ۸۰ درصد بیکار!
علی هاشمی ـ رئیس کمیته مستقل مبارزه با موادمخدر دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز از وجود ۱۱ میلیون و ۲۰۰ هزار جوان مجرد براساس آمارهای رسمی خبر میدهد و میگوید: نرخ واقعی بیکاری در بعضی از شهرهای کشور به ۷۰ تا۸۰ درصد رسیده است.
علیهاشمی میافزاید: باید با انجام اقدامات پیشگیرانه، مانع گرایش افراد به سمت اعتیاد شویم و این درحالی است که برای مثال صنعت اوقات فراغت کشور به نسبت ظرفیت کشور، تحولات جهانی و الگوهای بینالمللی وضعیت مطلوبی ندارد و تمامی این مسائل ناشی از نبود اشتغال کافی و صنایع پیشرفته در کشور است.
باید خاطرنشان کرد که بررسی بیکاری بلندمدت در جمعیت روستایی، روند صعودی این نرخ را به تصویر میکشد؛ نرخی که در سال ۸۴ معادل ۱٫۲ درصد بود، در سال ۸۸ به ۶٫۲ درصد رسید و در سال ۸۹ نرخ ۳ درصد را تجربه کرد. در جمعیت روستایی این نرخ طی سال ۹۰ ثابت ماند و طی سالهای ۹۱ و ۹۲ به ترتیب به ۷٫۲ و ۸٫۲ درصد کاهش یافت؛ اما مجددا نمودار انتظار شغل جمعیت روستایی در سال۹۳ به ۱٫۳درصد رسید؛ این آمار نشاندهنده این است که مدت انتظار برای جستجوی شغل در روستاها نسبت به جمعیت شهری، بسیار طولانی و به بحران تبدیل شده است.
**عوامل رشد بیکاری
عوامل زیادی در رشد بیکاری دست داشتهاند که از آن جمله قاچاق ۲۰ میلیارد دلاری کالا، واردات بیرویه و حمایت نکردن از تولید و صنعت داخلی است. از سویی سالانه ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار نیروی جدید وارد بازار کار کشورمیشود، بیآنکه فرصتهای شغلی کافی برای کارجویان ایجاد شود و به این ترتیب همه ساله ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفر به جمعیت بیکاران ایران افزوده میشود.
محمدرضا بادامچی ـ عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه بیکاری عامل اصلی آسیبهای اجتماعی است، میگوید: مشکلات تصاعدی جامعه را باید از طریق تولید داخلی و رونق مولد، پیگیری کرد. متاسفانه کشور در سالیان گذشته در کمال ناباوری به دلیل ندانمکاریها و بیتوجهی برخی مسئولان فرصتهای بسیاری را از دست داده است و نااهلان مشکلات بسیاری را مانع رشد و تعالی کشور قرار دادند. حجم عظیمی از اخبار رسانهها و پژوهشهای اجتماعی به دادههای بسیار تلخ و دلآزار از سونامی ویرانگر فقر، گرسنگی و بیکاری حکایت دارد. وضع نابسامان بیآبی و بیتوجهی به شهرهای کوچک و روستاها، روستائیان رابالاجبار در جستجوی آیندهای بهتر، راهی شهرها کرده است.
به گفته وی، بخشی از فقر گسترده در کلانشهرها، ناکامیهای اجتماعی، حاشیهنشینی،
گدایی و مصائبی از این دست را باید محصول مهاجرتهای دسته جمعی روستائیان به کلانشهرها دانست.
بادامچی تصریح میکند: در برابر آسیبهای اجتماعی اگر سیاستهای فوری، ضربتی و البته درست اتخاذ نشود، فقر و گرسنگی جامعه را گرفتار بلاهای ویرانگر اجتماعی خواهد کرد. وجود ۱۱ میلیون حاشیهنشین یعنی یک هشتم جمعیت کشور، بحران دردناکی است و اکنون مردان و زنان بسیاری قربانی اعتیاد هستند؛ میلیونها جوان ایرانی زیر بهمن بیکاری له میشوند،وضع غیرعادی طلاق سایه شوم خود را بر خانوادههای ایرانی گسترده و رفته رفته به اضمحلال خانوادهها انجامیده است. طلاق، خروجی مشکلات بنیانبرافکن اقتصادی و بیکاری است.
گفتنی است که ناتوانی بخشهای دولتی و خصوصی در جذب فارغ التحصیلان دانشگاهی، بی توجهی به صنعت گردشگری و مواردی مانند تشدید تورم و افزایش دستمزدها از جمله مواردی است که به رشد بیکاری دامن زده است.
از سوی دیگر، در اقتصادهای متعارف دنیا، رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال ۲ مساله مجزا تلقی نمیشود و حل یکی به معنای حل دیگری هم هست. با این حال، تجربه اقتصاد ایران به خصوص در سالهای اخیر نشان میدهد که هر نوع رشد اقتصادی به رفع معضل بیکاری در اقتصاد ایران نمیانجامد.
از سوی دیگر تعامل و روابط دوستانه با دنیا، عامل مهمی است که ایران در دهههای اخیر از آن غافل بوده است. در توضیح ارزش تعامل با دنیا باید خاطرنشان کرد، سه کشورویتنام، مالزی و تایلند به عنوان کشورهای نوظهور اقتصادی از سال ۱۹۸۰ توانستند از طریق دوستی با جهان و جذب سرمایه گذاریهای خارجی، صادرات خود را به ترتیب از ارقام ۳۰۰ میلیون دلار،۱۲ میلیارد دلار و ۶ میلیارد دلار به ۱۷۰، ۲۳۴ و ۲۲۷ میلیارد دلار برسانند. این موفقیت بزرگ برای ۳ کشور جنوب شرق آسیا به دست نیامد، مگر در روابط با دنیا بر مبنای تعامل سازنده.
**نهضت حفظ و بهرهوری آب
در میان تنگناهای اشاره شده، پدیده خشکسالی درازمدت نیز امان از برخی استانهای ایران بریده و مشکلات بزرگی را ایجاد کرده است. از جمله حجم بارشهای کشور از ابتدای سال آبی جاری تا روز شنبه ۴ دی به ۴۰ میلیمتر رسید که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته، حدود ۵۷ درصد ونسبت به دوره مشابه ۳۷ درصد کاهش یافته است. از سوی دیگر حجم روانآبهای فلات مرکزی در سال گذشته ۷۹۰ میلیون مترمکعب بوده که در سال جاری با ۲۳ درصد کاهش حدود ۶۰۸ میلیون مترمکعب شده است. همچنین بررسی میزان بارش سالهای اخیر نشان میدهد کمتر سالی بارش ناچیز ۲۵۰ میلیمتری به ثبت رسیده و این رقم که یک سوم میانگین جهانی است، در کمتر سالی طی دهه اخیر رخ داده است.
دکتر عیسی کلانتری ـ وزیر اسبق کشاورزی و مشاور معاون اول رئیسجمهوری در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات، بزرگترین معضل فعلی کشور و بخش کشاورزی را کمبود آب میداند و با بیان اینکه کاهش منابع آب، تمدن و اقتصاد ایران را تهدید میکند و برای بقای تمدن به برپایی نهضت حفظ و بـهرهوری آب نیاز است، میگوید: منابع آبهای زیرزمینی کشور در حال تاراج شدن است.
به گفته وی، تنگنای بزرگ کم آبی در حال تفهیم اتهام کردن خود به جامعه است و باید به سرعت جلوی آن گرفته شود. بیلان منفی منابع آبهای زیرزمینی از ۵٫۲ به بیش از ۱۱ میلیارد مترمکعب در سالهای اخیر رسیده است و برای مهار بحران باید ۳۰ میلیارد مترمکعب مصارف کاهش داده شود.
بنابراین، یکی از بزرگترین اقدامات دستگاههایی مانند وزارتخانههای نیرو و جهادکشاورزی، سازمان حفاظت محیط زیست، بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی، باید پرداختن به موضوع مدیریت آب باشد. گرچه این مشکل زمانبر است و حدود ۱۵ سال به طول میانجامد تا بتوانیم تمدن سرزمین را حفظ کنیم. حتی باید با کشاورزان مذاکره شود، زیرا بخش عمده تلف کننده منابع آب کشور، بخش کشاورزی است.
مشاور معاون اول رئیسجمهوری یادآور میشود: در ایران علاوه بر بحران مدیریت آب، بحران کمبود آب هم وجود دارد. ضعف مدیریت سر جای خود، ولی در مناطق بزرگی از کشور با کمبود شدید آب مواجهایم. تقریبا تمامی سفرههای آب زیرزمینی کشور تخلیه شده است و چیزی نمانده که روی آن حساب یا حتی دعوا کنیم!
**ایران و بحران فزاینده آب
ایران، یکی از پیشگامان مدیریت پایدار آب در ناحیهای خشک از جهان، حال با بحرانی جدی روبهرو است که خود را در خشکشدن دریاچهها و رودخانهها، کاهش منابع زیرزمینی و افت کیفیت آب نشان داده و با جیرهبندی و قطع آب، ازدسترفتن سطوح قابلکشت و تخریب محیط زیست در حال افزایش است.
دکتر کاوه مدنی ـ استاد ایرانی مدیریت منابع آب و محیط زیست دانشگاه سلطنتی لندن میگوید: درحالی سیاستگذاران کشورمان تمایل دارند دلیل بحران آب را متوجه خشکسالی، تغییر اقلیم و تحریمهای بینالمللی کنند، آنچه مسلم است مشکلات عدیده آب در ایران در دههها برنامهریزیهای غیرجامع و کوتهبینانه ریشه دارد. مردم، متخصصان و رسانهها همواره از نشانههای بحران بزرگ آب میگویند، بیآنکه بحثی جدی درباره علل و ریشههای آن شکل بگیرد.
به گفته وی، جمعیت ایران در قرن اخیر به صورت قابل توجهی رشد کرده و گسترش شهرنشینی و توزیع مکانی نامناسب جمعیت، مدیریت آب ایران را با چالش مواجه کرده است. ۸ شهر ایران جمعیت بیش از یک میلیون نفر دارند و جمعیت کلانشهر تهران از ۱۴ میلیون نفر (۱۸ درصد جمعیت کل کشور) تجاوز کرده است و با وجود پیامدهای سیاست رشد جمعیت، همچنان تمایل و علاقه شدید به افزایش نرخ رشد جمعیت وجود دارد. ایران منابع و زیرساختهای کافی و مناسب برای پاسخگویی به نیازهای فزاینده آب را ندارد. بدون اصلاح مؤثر توزیع مکانی جمعیت و کاهش جدی مصرف آب، رشد جمعیت میتواند پیامدهای شدیدی داشته باشد.
استاد ایرانی مدیریت منابع آب و محیط زیست دانشگاه سلطنتی لندن تصریح میکند: به سبب اتکا به اقتصاد نفتمحور، ایران همیشه از یک سیستم کشاورزی بهشدت ناکارآمد، مبتنی بر آبیاری و مصرف بیشازحد از منابع محدود آب، رنج برده است؛ بخش کشاورزی بهتنهایی ۹۲ درصد آب این کشور را مصرف میکند. بعد از انقلاب دولت تلاش کرده است با حمایت از این بخش به امنیت و خودکفایی غذایی و افزایش درآمدهای غیرنفتی دست یابد. با این وجود بهرهوری اقتصادی این بخش بهمیزان زیادی کاهش پیدا کرده است. درحالحاضر، بخش کشاورزی ۲۳ درصد از بازار کار را در اختیار دارد و ۱۳ درصد از تولید ناخالص ملی را تأمین میکند.
بدون برنامه جامعِ توانمندسازی کشاورزان و جوامع روستایی، اقدامات پوپولیستی سیاستگذاران، مانند پرداخت یارانههای کلان در بخش آب و انرژی برای حمایت از کشاورزان و برای افزایش رفاه عمومی در این بخش، محکوم به شکست است. مدیریت غلط، اصلیترین دلیل بحران آب در ایران است؛ دو دلیل پیشین را هم میتوان به این سوءمدیریت هم در بخش آب و هم در سطح کلان نسبت داد؛ در واقع مدیریت غلط را میتوان علتالعلل بحران آب در ایران دانست.
بنابراین نگاه به بخش کشاورزی باید در ایران تغییرکند. بخش فرسوده و غیر اقتصادی صنعت کشاورزی باید از چرخه تولید خارج شود. باید تولید کشاورزی را به سمت بهرهوری سوق دهند و به جای یارانه، تسهیلات را جایگزین آن کنند تا کشاورزان بتوانند از تولیدات خود بهرهوری مناسبتری داشته باشند.
**مهاجرت به شرق کشور
معضل مهاجرت بخشهایی از فلات مرکزی ایران که بر اثر بیآبی به آن دچار شدهاند، اینک به مثابه سیل، شرق کشور را فرا گرفته و براثر آن ۱۷۰۰ روستای استان مرزی خراسان جنوبی خالی از سکنه شده است.
محمد شفیعی ـ مدیرکل دفتر روستایی و شوراهای استانداری خراسان جنوبی با اعلام این خبر تلخ و نگرانکننده خاطرنشان میسازد: روند مهاجرت در استان به دلیل خشکسالیو فقر منابع آبی همچنان رو به افزایش است.
وی بابیان اینکه مهاجرت مختص استان خراسان جنوبی نیست، تصریح میکند: متأسفانه این پدیده بخشهای وسیعی از شرق کشور را درگیر خود کرده است. مدیرعامل آب منطقهای خراسان جنوبی نیز با اشاره به روند مهاجرت از ۷۰درصد روستاهای استان میگوید: با توجه به بارندگیهای کم و تبخیر بالا، شرایط آبی خراسان جنوبی بحرانی شده است، به گونهای که ۴۷ درصد از روستاها به دلیل بی آبی خالی از جمعیت شدهاند و در حال حاضر با ۲۳ دشت محدوده بحرانی و ممنوعه در استان مواجهایم.
نماینده مردم بیرجند، «درمیان» و «خوسف» در مجلس شورای اسلامی هم با بیان اینکه خشکسالیهای چندین ساله در خراسان جنوبی باعث کاهش تعداد جمعیت برخی دیگر از روستاها شده است، میگوید: اگر مرزها و روستاها خالی از جمعیت شود، دولت هزینه زیادی متحمل خواهد شد، باید به بهبود شرایط ساکنان این روستاها کمک کنیم، چرا که با وجود مشکلات فراوان، حافظ مرزهای شرق ایران هستند. وی تصریح میکند: اگر همین یارانه ۴۵ هزارتومانی دولت نبود، تا به الان مرز شرقی خراسان جنوبی خالیشده بود، چراکه مردم دیگر درآمدی در روستاها ندارند. با این حال در ۱۰ سال گذشته حدود ۵۰ درصد روستائیان استان به حاشیه شهرهای بزرگ مهاجرت کردهاند.
**پیش بینی سند آمایش سرزمین
دکتر فهمی، معاون دفتر برنامهریزیهای کلان آب و آبفای وزارت نیرو در توضیح مواجه کشور با خسارت بزرگ مهاجرت و تهی شدن جمعیت در برخی از مناطق کشور، به فقدان برنامه آمایش سرزمین و بی اهتمامی به آن اشاره میکند و به گزارش طبس نیوز به نقل از گر روزنامه اطلاعات میگوید: در سال ۱۳۵۴ با یک شرکت مهندسی مشاور به نام «ست ایران» قراردادی بسته شد و در سال ۱۳۵۵ مرحله اول گزارش و مطالعات دوره دوم ست ایران در سال ۱۳۵۶ منتشر شد که شامل ۴ بخش بود. وقتی این گزارش را نگاه میکنیم، میبینیم پیشبینیهایی شده است که دقیقاً به علت تبعیت نکردن برنامههای توسعهای از سند بالادستی آمایش سرزمین، با مشکلات اساسی نظیر مهاجرتهای گسترده از روستاها و بروز بحران آب در حال حاضر مواجه شدهایم.
وی با بیان اینکه این گزارشها به دلیل همزمانی با پیروزی انقلاب به تعویق افتاد، میافزاید: پس از انقلاب طرح پایهای سرزمین ایران اسلامی در سازمان بودجه وقت ادامه پیدا کرد و نتیجه این مطالعات در سال ۱۳۶۲ در ۶ جلد و پس از اصلاحاتی در تابستان ۱۳۶۴ منتشر و مقرر شد این طرح در برنامههای توسعه کشور مبنا قرار بگیرد که البته هیچ وقت این اتفاق نیفتاد.
**خشک شدن مزارع و باغها
مشاور معاون اول رئیسجمهوری با بیان اینکه به دنبال تحولات اقلیمی و مدیریتی به زودی کشاورزی تقریبا به طور کامل در مناطق شرق و جنوب کشور تعطیل میشود، به ایرنا گفته است: همچنین گرد و غبار و توفانهای پیاپی نمک، آن مناطق را غیرقابل زیست میکند؛ چرا که حیات این مناطق صرفا به آبهای زیرزمینی وابسته است نه آبهای جاری. در فلات مرکزی ایران به جز زاینده رود، رودخانهای وجود ندارد و همه رودخانههای کشور در غرب، شمال یا جنوب غرب کشور جاری است. از سویی شاغلین کشاورزی این مناطق هم کاملا بیکار میشوند که البته مصادیق این وضع را هم اکنون در بخشهایی از جنوب و شرق کشور، شاهد هستیم.
وی در توضیح این گفته خود میافزاید: استان فارس تا حوالی سال ۱۳۸۰ سالانه ۲میلیون تن گندم تولید میکرد و علاوه بر این، کشت دوم هم داشت. اما الان نه فقط کشت دوم ندارد بلکه سالانه بیش از یک میلیون تن گندم نیز نمیتواند تولید کند چرا که آب لازم وجود ندارد و علاوه بر آن، بسیاری از باغات و مزارع استانهای فارس، کرمان و خراسان در حال خشک شدن است. اینها آهسته آهسته به شهر ارواح تبدیل میشوند و اگر به سرعت فکری به حال آنها نشود از همین حالا ممکن است موج مهاجرت شروع شود. جالب اینکه برنامه ششم هم از این روند خوفناک جلوگیری نمیکند، ضمن اینکه روش موجود در استفاده از منابع آبی نیز غیرقابل ادامه دادن است.
به گفته دکتر عیسی کلانتری، چارهای نداریم به جز اینکه ابتدا مصرف آب در کشور را کم کنیم و سپس افزایش بهرهوری را در دستور کار قرار دهیم. اگر به این فکر باشیم که به موازات افزایش بهره وری و به صورت تدریجی مصرف آب را کاهش دهیم، سخت در اشتباهیم.
منبع: روزنامه اطلاعات، ۱۳۹۵.۱۰.۷
**گروه اطلاع رسانی**۹۱۶۵**۲۰۰۲**انتشار دهنده: فاطمه قنادقرصی