پای صحبت روحانی مبارز خراسانی، شیخ «حسن ربانی»

خبرگزاری فارس- خراسان جنوبی؛ سیل خروشان ملت که در مقابل حکومت ۲ هزار و ۵۰۰ ساله شاهنشاهی به پا خاست پیش قراولان این دریای خروشان روحانیون بودند که مرجع و هدایت کننده قطره قطره خون مردم دراین سیل  عظیم ملت به حساب می آمدند و تنها گروهی بودند که توان به جنبش درآوردن توده های مردم را داشتند.

در خراسان جنوبی هم  روحانیت نقش تعیین کننده ای در رهبری گروه های مردمی داشتند و در کنار همه مردم جامعه در به ثمر نشستن نهضت انقلاب اسلامی سهیم بودند که از جمله این افراد می توان  به شیخ «حسن ساربان خانکوک» معروف به «ربانی» اشاره کرد.

این روحانی مبارز حدود ۵ یا ۶ ماه به انقلاب مانده بود که برای سومین دفعه از زندان رژیم در مشهد آزاد شد و همزمانی آزادی وی هم با بازگشت رهبر معظم انقلاب از تبعیدگاه بود به همین دلیل معظم له به او و چند نفر دیگر از مبارزان رژیم دستور دادند تا به فردوس رفته و رهبری انقلابیون را دراین شهر به دست بگیرند.

 با ورود به فردوس با حدود ۳۵ نفر که در ادارات و دستگاه های مختلف مشغول به کار بودند و همچنین بازاریان و روحانیون این شهر محفلی تشکیل داد با عنوان کمیته که جلسات این کمیته هم به صورت هفتگی و ابتدا در خانه های اعضا به طور مخفیانه برگزار می شد. 

بعد از مدتی اعضای کمیته مقداری پول جمع آوری کردند و چند نفر از اعضا هم به زیرکوه رفته و چندین قبضه سلاح به فردوس آوردند که دربین این سلاح ها یک قبضه سلاح برنو هم وجود داشت و بقیه هم سلاح های شکاری بود.

شیخ حسن ربانی مبارز انقلابی

از مشهد خط می گرفتیم

 آن طور که این روحانی مبارز گفت:برای برگزاری راهپیمایی همیشه به مشهد تلفن می کردم و از آنجا خط می گرفتم و در راهپیمایی هایی که برگزار می شد، فردوس تنها شهری بود که در جریان تظاهراتی که مردم علیه رژیم برگزار می کردند قرار داشت حتی برای یک مرتبه هم خون از دماغ فردی از راهپیمایان ریخته نشد و یک شاخه گل هم نشکست زیرا تمام تظاهرات و راهپیمایی ها حساب شده و سازمان دهی شده برگزار می‌شد تا انقلاب به پیروزی رسید.

حجت الاسلام  حسن ساربان خانکوک معروف به «ربانی» توضیح داد: روز ۱۹ بهمن سال ۵۷ بود که از شهربانی و ژاندارمری خبر رسید قرار است ۲۵۰ سرباز به فردوس منتقل شوند و بلافاصله اعضای کمیته خبردار شدند که به طورحتم برنامه ای پشت آن وجود دارد و  بعد از تشکیل جلسه تصمیم بر خنثی سازی آن گرفته شد.

آن زمان هم وقتی می خواستند سربازانی را به فردوس منتقل کنند باید از جاده گناباد و بیرجند به این شهر منتقل می کردند و با توجه به برنامه ریزی انجام شده ۱۱ نفر از اعضای کمیته به گردنه کلات رفته و پس از رسیدن اتوبوس های حامل سربازان با شلیک چند تیر هوایی اتوبوس ها را در میانه راه متوقف کردند و آن ها هم مجبور به تسلیم شدند زیرا تنها فقط یکی از درجه داران دارای اسلحه بود.

وقتی ۵ و۶ اتوبوس حامل سربازان به فردوس منتقل شدند آن ها را به مسجد میرزای این شهر برده و در بلندگو اعلام شد اهالی محترم فردوس تعدادی مهمان داریم که باید امشب در خانه خود به آن ها پناه دهید که هرکدام از مردم شهر به هر تعداد که توانستند سربازان را پناه دادند.

روحانیون مبارز انقلابی

۱۲ نقطه قرمز رنگ

در نقشه ای که آن ها داشتند ۱۲ نقطه قرمز رنگ دیده می شد که پس از اقرار درجه دار آن ها مشخص شد که این ۱۲ نقطه خانه  سردسته های انقلابیون و راهپیمایان در شهر فردوس بودند که باید چند نفر از آن ها پس از انتقال به مشهد اعدام می شدند و یکی از خانه هایی که با علامت قرمز مشخص شده بود خانه من بود که براساس قصد آن ها من و ۵ نفر دیگر از جمله افرادی بودیم که در فهرست اعدامی ها قرار داشتیم.

این روحانی مبارز افزود: همان شب یک اکیپ از فردوس به مشهد رفتند تا به مسوولان کمیته انقلاب همانند شهید هاشمی نژاد و واعظ طبسی موضوع را اطلاع دهند وقتی این موفقیت به اطلاع کمیته انقلاب در مشهد رسید معلوم شد قصد کودتا داشتند و همین اقدام کمیته انقلاب فردوس سبب شد تا به سررشته این کودتا دست یابند که بعد از آن به دستور امام خمینی(ره) شب ۲۲ بهمن مردم به خیابان ها ریختند و روز بعد هم انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.

بنابر آنچه حسن ساربان خانکوک معروف به «ربانی» گفت: اولین پرونده ام در سال ۴۶ تشکیل شد که ۱۴ سال سن داشتم. در شب تولد امام زمان (عج) در حضور فرماندار و  شهردار مقاله ای در مورد آن حضرت خواندم و دراین مقاله اسم امام راحل را بردم که به خاطر این موضوع مرا دستگیر کرده و به ژاندارمری بردند اما چون به سن قانونی نرسیده بودم با گذاشتن ضمانت آزاد شدم و قرار شد هر وقت به سن قانونی رسیدم حکم مرا صادر کنند.

دفعه دوم هم  سال ۵۲  به جرم پخش اعلامیه و شرکت در راهپیمایی ها دستگیر و  در زندان مشهد حبس شدم. مدت حبس یک ماه بیشتر نبود زیرا ماموران رژیم نتوانسته بودند مدرکی پیدا کنند.

دفعه سوم هم بهار ۵۵ بود که دستگیر شد علتش هم این بود که یکی از ایادی دربار که با اسد ا… علم رفت و آمد داشت گزارش داد که هنوز هم در فردوس و حومه آن  جلساتی به کارگردانی شخصی با نام «حسن ساربان خانکوک» معروف به «ربانی» برگزار  می شود که نیروهای ژاندارمری فردوس هم یک شب به مکانی که جلسه داشتیم ریختند و حدود ۳۷ تا ۳۸ نفر را دستگیر کردند، در بین این دستگیر شدگان از دانش آموز ۱۳ و۱۴ ساله که الان عمری از آن ها گذشته تا پیرمرد ۷۵ ساله دیده می شد.

اما شیخ «حسن ربانی» چون پا به فرارش خوب بود به آیسک فرار کرد و بعد از مدتی  دستگیر شد و او را به  مشهد منتقل کردند و برایش ۳ سال حبس بریدند اما چون با پیروزی انقلاب همراه بود آزاد شد و به فردوس آمد. بعد از پیروزی انقلاب هم چون نیروی سپاه بود به شهرستان های مختلف رفت و از سال ۶۴ که به مشهد رفته ساکن این شهر است و هم اکنون خادم حرم امام رضا (ع) است.

حضور روحانیون در راهپیمایی علیه رژیم شاهنشاهی

خاطره دیگر

خاطره دیگری هم این روحانی مبارز دارد و آن این که بعد از فرار شاه از ایران مردم فردوس و حومه آن که شامل سرایان، بشرویه و روستاهای این شهرستان می شد با برپایی راهپیمایی به یمن خروج شاه از وطن جشن گرفتند که جمعیت آن ها به بیش از ۳۵ هزار نفر می رسید.

تصمیم براین شد تا راهپیمایی در اسلامیه برگزار شود و چون محل سکونت تعدادی از ایادی درباریا همان چماق به دستان رژیم بود چند متر مانده به خانه او و اقوامش، تظاهرکنندگان را متوقف کرده و چند نفر از معتمدان فردوس به خانه وی رفتند تا او را از عقیده ای که داشت برگردانند و این افراد درباری هم به جمع مردم انقلابی بپیوندد و وقتی معتمدان رفتند آن ها قبول نکردند. 

راهپیمایی که تمام شد ناگهان  نیروهای شهربانی در بین تظاهر کنندگان حضور یافتند و شروع کردند به دستگیری انتظامات راهپیمایان که حدود ۳۵ نفر بودند.

دراین درگیری که ایجاد شد مثل این چند نفر از بچه هایی که در میان تظاهرکنندگان بودند به در خانه این ایادی درباری  رفته و سنگ به شیشه های خانه او و اقوام این شیخ درباری پرتاب کردند و افرادی که در خانه ها بودند با هر وسیله ای که داشته به بیرون آمده و به تظاهر کنندگان به ویژه انتظامات راهپیمایی کنندگان حمله کردند و بعد هم نیروهای شهربانی و ژاندارمری به میان راهپیمایان آمدند طوری که دراین درگیری حدود ۶۰ تا ۷۰ نفر زخمی و مجروح و چند نفر هم جانباز انقلاب شدند و یک پسر او هم کشته شد.
بعد از این اقدام چماق به دستان شاه، شهید «هاشمی نژاد» برای بررسی موضوع به اسلامیه آمد.

این ایادی درباری بعد از این موضوع به بیرجند پناهنده شدند و شب ۲۲ بهمن او را از ژاندارمری بیرجند بیرون انداختند و بعد هم جزو اولین کسانی بودند که در کمیته انقلاب محاکمه شدند.

پایان پیام/

 


لینک منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − سه =